قشنگن
48 stories
Moje More ᶜᵒᵐᵖˡᵉᵗᵉᵈ by HannaTheEllA
HannaTheEllA
  • WpView
    Reads 25,655
  • WpVote
    Votes 5,569
  • WpPart
    Parts 34
"دریای من" کیم کای، یکی از وارثان صنایع کیم، هفت ماهه ک تغییر کرده. بعد از مرگ همسرش به وضوح بزرگ ترین امیدش به زندگی رو از دست داده و از نظر پسرعموش، چن، اگه دختر و پسر شیش و سه ساله اش نبودن، کای حتی دلیلی برای ثانیه ای بیشتر نفس کشیدن نداشت. اما هفت ماه بعد از مرگ یورا، بزرگ ترین عضو خاندان کیم تصمیم به وصلت عزیزترین نوه اش، کای میگیره؛ با کوچک ترین وارث صنایع اوه! + هر وقت به دریا نگاه میکنم تمام ناراحتیام رو از یاد میبرم . انگار که هیچ وقت مضطرب یا غمگین نبودم .. فکر کنم این خاصیت دریاست - اگه این خاصیت دریاست پس تو دریای منی هون 🌊Couples : Kaihun | Chanbaek (Side Couple) 🌊Parts : 32 🌊Genre : Age gap . Angst . Forced Marriage . Smut 🌊Update : Tuesdays , Fridays 🌟 🌊 Completed on 13 February 2024
Outlaw by CynthiaPaul2002
CynthiaPaul2002
  • WpView
    Reads 55,143
  • WpVote
    Votes 10,324
  • WpPart
    Parts 20
بکهیون گیتاریست اصلی یه بند راک و چانیول دانشجوی دکتری زبان فرانسه، درست وسط دل شهر عشاق همو جوری که نباید ملاقات میکنن. قصه‌ی ماجراجویی های دو نقاب‌دار قهار تو کوچه پس کوچه‌های شهر رو، خود پاریس از همون اول براتون تعریف میکنه... 𖤐⃟🎸Fɪᴄ: 𝙊𝙪𝙩𝙡𝙖𝙬 𖤐⃟🎸Cᴏᴜᴘʟᴇ: 𝘾𝙝𝙖𝙣𝘽𝙖𝙚𝙠 𖤐⃟🎸Gᴇɴʀᴇ: 𝙍𝙤𝙢𝙖𝙣𝙘𝙚, 𝙁𝙡𝙪𝙛𝙛, 𝘾𝙤𝙢𝙚𝙙𝙮, 𝙉𝙘18 این دفعه مهمون یه داستان به شیرینی قند هستید!
The Man Wih The Eagle On His Waist  by evie_TM
evie_TM
  • WpView
    Reads 3,927
  • WpVote
    Votes 457
  • WpPart
    Parts 4
اون مرد با عقاب عظیم تتو شده بر زیر شانه‌های پهنش، دامیه با روحی آزاد و بی‌پروا که به سابمسیوش دل بسته. و سابمسیوش کسیه که در مقابلش زانو زده و در عین حال می‌خواد با بی‌رحمی این بازی رو به نفع خودش جلو ببره. - تو از من خواستی بهت سخت بگیرم. من هم انجامش دادم و تو رو به مرز لیمیت‌هات بردم. یادته که گفتم به نوبه‌ی خودم بازی می‌کنم. چیزی رو بهت می‌دم که خودم هم دیوانه‌وار می‌خوامش. اگر ذهنت رو آزاد نگه داری لذتش به تو هم می‌رسه. اما نمی‌تونی ازم انتظار داشته باشی بیشتر از این بتونم به پسر قشنگم سخت بگیرم... ~~~~~~~~~~~~~~~~~~ Fiction Name: The Man With The Eagle On His Waist Genre: Romance, بی‌دی‌اس‌ام, Full Smut, Multi Shot Couples: Chanbaek~ Status: Complete✅ Word Count: 16,000 By Evie Frye~
Farm boy  [Completed] by Dreamer_ZMVI
Dreamer_ZMVI
  • WpView
    Reads 95,842
  • WpVote
    Votes 27,316
  • WpPart
    Parts 33
_هرگز فکرشم نمیکردم آرامشی که توی این ۳۳ سال از زندگیم دنبالش بودم رو توی یه روستا، بینِ کشتزار پیدا میکنم.🌾 🔺️پارک چانیول، پزشک عمومی ای که از زندگی در شهر با آدم های از خودراضیش خسته شده و تصمیم میگیره که چندماهی رو در یک روستای دورافتاده زندگی کنه. 🔻بیون بکهیون، تک پسرِ خانواده ی کشاورزِ بیونِ که زندگی در روستا و کمک به پدر و مادرش در کارهای مزرعه رو به هرچیزی در دنیا ترجیح داده. دو پسر از دو دنیایِ متفاوت که دستِ سرنوشت اونها رو باهم رو به رو میکنه و یک داستانِ عاشقانه ای رو در کشتزارهای روستایِ(دارنگی) رقم میزنه.♥️ ______________________________________ فیکشن: پسرِ مزرعه نویسنده: 💫Dreamer وضعیت آپ: تمام شده کاپل: چانبک ژانر: دراما،رمنس محدودیت سنی: +18 Group: Exo Author: Dreamer💫 Channel: @dreamer_fictions Start: 1399/08/30 End: 1400/02/29
Serendipity ~🍀 by SilverBunny6104
SilverBunny6104
  • WpView
    Reads 382,539
  • WpVote
    Votes 119,609
  • WpPart
    Parts 54
🌿•~خلاصه داستان ~•🌿 بکهیون عاشق زندگیش نبود ولی تلاش می‌کرد خوب زندگی کنه. هر روز صبح وقتی در گل‌فروشی کوچیکش رو باز می‌کرد به پرنده رویاهاش اجازه بلندپروازی میداد و همین بهش انرژی برای تلاش بیشتر توی تنهایی‌هاش میداد. ولی تمام نقشه‌های بکهیون با پیدا شدن سروکله دکتر پارک تو زندگیش خراب شد. دکتر بدجنسی که از همه جا تصمیم گرفت طبقه بالای گل‌فروشی بکهیون رو برای مطبش بخره. دقیق جایی که بکهیون می‌خواست توش یه کافه افتتاح کنه... و خب حالا بکهیون یکی رو داشت که ازش متنفر باشه و این از بی‌حسی یه جورایی بهتر بود نه؟ 🪴 -امیدوارم اقامت جهنمی‌ای اینجا داشته باشین. نه...در واقع امیدوارم زمین اصلا دهن باز کنه و شما و مطب زشتتون مستقیم به قعر جهنم منتقل شید. 🩺 +اگه زمین دهن باز کنه من فقط میوفتم تو خونه‌ی تو و فکر کنم خوشحالم بشم. 💢 این داستان دنیای موازی داستان دیگه من Silver and silk ئه. اگه اون رو نخونده باشید هم می‌تونید بخونیدش ولی اگه سیلور اند سیلک رو خونده باشید لذت خیلی خیلی بیشتری از این داستان می‌برید چون... باید بخونید که بفهمید نمی‌تونم توضیح بدم 😂❣️ 🪴 • فیکشن : #Serendipity 🪴 • کاپل‌ها : چانبک 🪴 • ژانر:رمنس.درام.روزمره 🪴 • محدودیت سنی : 🔞 🪴 • نویسنده : @SilverBunny 🐰
😈°Karma Is a Bitch°😈  by SilverBunny6104
SilverBunny6104
  • WpView
    Reads 494,560
  • WpVote
    Votes 86,494
  • WpPart
    Parts 87
بکهیون نوجوون نمیدونست که هر عملی یه عکس العملی داره... شاید اگه میدونست وقتی چانیول 15 ساله با اون چشم های معصوم بهش ابراز علاقه میکرد بهش اسون میگرفت... شاید هیچوقت قلبش رو نمیشکست و به خاطر چاق و زشت بودنش مسخره اش نمیکرد...ولی بکهیون خبر نداشت و کارما داشت همه چی رو تماشا میکرد...و کارما فقط وقتی عوضیه که تو یه عوضی باشی! ♻♻♻♻♻♻♻♻♻♻ -"دوستت دارم.." +"دوستم داری؟" +"چقدر دوستم داری چانیولا" -"خ..خیلی...بیشتر از همه چی..." +"واقعا؟" +"پس هر کاری که بگم میکنی؟" +"پس امشب اون بابای لجنت رو تو خواب برام بکش و بعد هم خودت رو از نزدیک ترین پنجره ی قصرتون پرت کن پایین...بعدش قول میدم منم دوستت داشته باشم..." ♻♻♻♻♻♻♻♻♻♻ - چطوری این موقع شب از خونه اومدی بیرون؟ + خدمتکارها و نگهبان هارو پیچوندم. - تو واقعا احمقی! + میدونم. - نباید باشی! + من با احمق بودنم مشکلی ندارم .. اگه باعث میشه اینطوری بخندی... ♻♻♻♻♻♻♻♻♻♻ ♻️کاپل ها:فصل اول : چانبک فصل دوم : چانبک هونهان. کایسو ♻️ژانر :رمنس.کمدی.زندگی روزمره ♻️محدودیت سنی: 18+ NC
Lost my mind. by polargreen
polargreen
  • WpView
    Reads 89,687
  • WpVote
    Votes 29,661
  • WpPart
    Parts 52
🕯️COMPLETED🕯️ روزهای با تو بودن، دیگه برای من قابل لمس نیست و انگار تمام اون روزها رویا بودن، تمام اون روزها خوابِ شیرینِ من در انتهای یک روزِ سرشار از نداشتنِ تو بودن و اون خوابِ شیرین مدت‌هاست که توسطِ شب به تجاوز رسیده و من بدن زخمی و خونی خاطرات و رویاهام رو روی دست‌های ناتوانم بلند میکنم تا تمیزشون کنم... اما چرا مدام خونی‌تر میشن؟ هم دست‌هام و هم رویاها و خاطراتم! حالا تمام روزها، هوای منفیِ بیست درجه‌ی تنهاییه و رادیو اعلام نمی‌کنه که امروز چندمین روزِ بدون تو بودنه... -Couple : Chanbaek (baekyeol), Sebaek. Other. -Genre : Drama, Romance, Fantasy, Smut(+18), Angst.
••✴️Stigma✴️•• by SilverBunny6104
SilverBunny6104
  • WpView
    Reads 1,549,679
  • WpVote
    Votes 228,196
  • WpPart
    Parts 171
بکهیون یه پرستار ساده و خوش قلبه که یه روز موقع برگشتن از سرکارش توی کوچه چانیول رو در حالی که چاقو خورده و وضعیتش خیلی بده پیدا میکنه. بکهیون به درخواست اون پسر که بهش میگه به پلیس زنگ نزنه اون رو به خونه اش میاره و با وجود تمام اخلاق های بد چانیول ازش مراقبت میکنه... اما یه روز چانیول بی خبر میذاره و میره و بکهیون باور داره که محاله دوباره با اون پسر بداخلاق روبرو بشه... اگرچه که پدر چانیول اقای جئون که یکی از کارخونه دارهای برجسته کره اس از چانیول میخواد که به شخصی نزدیک بشه و باهاش طرح دوستی بریزه اما نمیگه چرا... و اون شخص بکهیونه... زندگی و سرنوشت دوباره مقابل هم قرارشون میده اما معلوم نیست قراره اخرش این رابطه عجیب به کجا برسه... 💢 ☠️فیکشن : استیگما #stigma ☠️کاپل ها: چانبک-ویکوک. هونهان ☠️ژانر: رمنس. جنایی . درام ☠️محدودیت سنی: 18+NC ☠️نویسنده : #SilverBunny 🐰🌿
[Completed] •⊱ Revelations ⊰• (ChanBaek) Persian Translation by EXOPerFic
EXOPerFic
  • WpView
    Reads 24,262
  • WpVote
    Votes 2,366
  • WpPart
    Parts 15
⋅⋅⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⋅⋅ فن فیکشن ترجمه ای Revelations کاپل: چانبک ژانر: اسمات، بی‌دی‌اس‌ام نویسنده: Misunkun مترجم: loeydoodler@ روزهای آپ: جمعه‌ها خلاصه: بکهیون میدونه چی میخواد. حداقل فکر میکنه که میدونه تا این که این شانسو پیدا میکنه تا با یه غریبه تو یه کلاب رو هم بریزه و ساب بودنش که حتی خودشم ازش خبر نداشت معلوم بشه.. ⋅⋅⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⋅⋅