. چانیول بهش احتیاج داشت و میدونست هرکاری میکنه تا کنار خودش نگهش داره اون لعنتی... بهش نیاز داشت و این چقدر برای بکهیون دردناک بود. دونستن اینکه کسی که داره میبوسدش همون گناهکار عوضی ایه که با اینکار سعی داره رامش کنه.
◐
- برگشتی؟ فکر کردم از دستت دارم. تو...
سرفه ای میکنه و ادامه میده:
- تو نمیدونی وقتی نبودی چه بلاها سرم اومد. وقتی خواستم بگیرمت اما دستم به هیچی گیر نکرد. جلوی چشمام افتادی. جلوی چشمام رفتی. وقتی افتادی... حس کردم نفس منم باهات رفت، منم باهات افتادم بکهیونم. منم مردم
لبخند لوهان که داشت روی لبش کش میومد جمع میشه. تکخند تلخی میزنه و چشمای داغشو به اطراف میده؛ نباید گریه میکرد نباید. چه فکری با خودش کرده بود؟
●•●•●•●•●•●•●•●•●•●•●•●•●•●•●•●•●•●•●
🎭 اسم: معجون 🕸
🎭 فصل اول: افسانه نبود، دروغ بود!
🎭 کاپل: chanbaek•hunhan•kaisoo•krisho
🎭 ژانر: Supernatural - mysterious - Romance- smut
⚜️ سالهای کودکی که میتونست با عشق کودکانه دو برادر بگذره با نفرت بر سر تاج و تخت سپری شد؛ یکی به امپراطوری میرسه و دیگری گردن زده میشه.
زمانی که هردو به دنبال راهی برای سرنگون کردن دیگری هستن چی میشه اگه چانیول مچ رقیب سرسختش رو بگیره و بفهمه با مردها میخوابه!؟
"نگاهم به توعه! اشکهام و زخم هام همه به خاطر توعن! نفسم به تو بنده، قلب و روحم متعلق به توعه و این منو ازار میده."
🩸 ғιcтιoɴ: #Bloody_Crown #BC
تاج خونین
#Full
s1 & s2 & after story
⚔️ coυple: chanbaek
🧧 ɢeɴre: historical - romance - angst - smut - incest
👑 ᴀᴜᴛʜᴏʀ: @yasibbh
⸼⊑ @Leviathan_A ⊒⸼