Ziam
97 stories
You And I ◦ZIAM◦completed by ziamisamorous
ziamisamorous
  • WpView
    Reads 186,458
  • WpVote
    Votes 15,837
  • WpPart
    Parts 59
|همه احساس من توی تو خلاصه میشه و منم احساسمو زندگی میکنم|
4:48 [Ziam Mayne Version - Completed] by lZaynMalikl
lZaynMalikl
  • WpView
    Reads 4,190
  • WpVote
    Votes 1,099
  • WpPart
    Parts 9
هی، هیچی نگو. نترس، ساعت '4:48 صبحه، از لحاظ روانشناسی این ساعت، ساعت مرگه. اما تو الان نمی‌میری. مرگت 12 ساعت دیگه است. اسم من زیروعه. اومدم که نذارم بمیری. -Hello I'm Zero. مترجم : Liammalik- & lZaynMalikl-
My new photographer[Z/M][L/S] by atwshkei
atwshkei
  • WpView
    Reads 10,412
  • WpVote
    Votes 1,475
  • WpPart
    Parts 23
"کامل شده" کاپل:❤💛زیام 💚💙لری های گایزز👋🏻اتوشکی ام با یه فف جدیدد🤗 امیدوارم خوشتون بیاد لاوا💙💚❤💛🐤 »«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«» این فف دارای صحنه های:🔞 و فان می‌باشد...... اگه دوست ندارین نخونین🤝
Favorite sin [z.m] [L.s] by its_niyala
its_niyala
  • WpView
    Reads 1,426
  • WpVote
    Votes 270
  • WpPart
    Parts 12
ز: یعنی میخوای بگی تاحالا هیچ گناهی نکردی؟ تا حالا خودتو لمس نکردی؟ تا حالا دروغ نگفتی؟ میخوای بهم بگی عاشق من بودن اولین گناهته که اینطوری بابتش عذاب وجدان داری؟ One or two parts a week ❌
Apollo (اپولون) by Arin2531
Arin2531
  • WpView
    Reads 961
  • WpVote
    Votes 294
  • WpPart
    Parts 8
(آپولون) ژانر داستان :کلاسیک (دارک آکادمیا)،رومنس،درام ''اتفاقات در سال ۱۹۷۰ توی لندن'' روند داستان میاد دستتون و خلاصه ش: زین پسر دست فروشی که جلوی کافه ی اپولون بوم های کوچیک بزرگشو میفروشه..! داستان درد های خاصه خودشو داره و به موقعش پستی و بلندی داره و حوصله سر بر نیست با ما همراه باشید⏳
NO LIMIT •|ziam|• COMPLETED by mayda_fanfic
mayda_fanfic
  • WpView
    Reads 703,299
  • WpVote
    Votes 94,448
  • WpPart
    Parts 122
Highest ranking : #1 in fanfiction For more than four continuous months -داری محدودم میکنی! +نه... فقط دارم عاشقت میکنم. -نمیخوامش! +دست تو نیست... دست هیچکس نیست.
light it up and fall in love •|ziam|• COMPLETED by mayda_fanfic
mayda_fanfic
  • WpView
    Reads 396,913
  • WpVote
    Votes 44,436
  • WpPart
    Parts 84
Highest ranking : #1 in fanfiction +بیا نور ها رو روشن کن اینجا خیلی تاریکه -نترس بپر +تاریکه -نترس نورت میشم بپر +بپرم اونجایی تا منو بگیری? -درست همینجام همیشه
FOG1 {ziam} -COMPLETED- by justlilian
justlilian
  • WpView
    Reads 159,170
  • WpVote
    Votes 22,491
  • WpPart
    Parts 64
-بپرسم؟ اولین جمله و اولین سوالی که اون ازم پرسید... اون یعنی زین مالیک... کسی که منو سرحد مرگ میترسوند... وکسی که تاسرحد مرگ منو روز به روز دیوونه ی خودش میکرد... و کسی که به عجیب ترین شکل ممکن مهربون بود... کسی که من درواقع همین 24 سال سنی هم که دارم با نگاه کردن به صورت طلاییش جوان میشم... اون درست مثل یک آب بهشتیه... اما سوال اینجاست... این یک گناهه که من عاشق یک آدم روانی قاتل بشم؟یا گناه نیست؟... و این ترس از خدا{FearOfGod} داره هممونو میکشه.
phantom pain by akilmkilam
akilmkilam
  • WpView
    Reads 248
  • WpVote
    Votes 47
  • WpPart
    Parts 2
و آخرین صداها میتوانست زیباتر باشد؛ اگر صدای ناقوسِ مرگ نبود.
 Original Sin (larry)(ziam)  by setidarcy
setidarcy
  • WpView
    Reads 5,670
  • WpVote
    Votes 731
  • WpPart
    Parts 16
گناه اصلی چیه؟ پسری که عاشق یه پسر دیگه میشه یا خدایی که حس عشق رو به اونا داده