Lupin-S
- Reads 33,672
- Votes 3,932
- Parts 47
✖ قسمتی از داستان:
** اون فقط به اینکه تهیونگ رو ببوسه نیاز نداشت، اون میخواست این مرد رو بپرسته و توسط همین چشمها تحسین بشه
دلش میخواست بدونه مورد عشق این مرد قرار گرفتن چه لذتی میتونه داشته باشه...**
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
خلاصه: تهیونگ که یک طراح موفق تو شرکت بزرگ Pcy هستش بیخیال شغل و زندگیش تو نیویورک میشه و به کره برمیگرده...و بنظر جونگکوک هیچ دلیلی نمیتونه برای کارش قانع کننده باشه، دلیلی که دیوانه وار میخواد ازش سر در بیاره حتی اگه به نفعش نباشه و چی میشه اگه سرانجام این کنجکاوی به عشق برسه؟
●مقدمه کلی داستان در پارت اول ●