My favorite stories
6 stories
MY LITTLE MAN by LITHINKS
LITHINKS
  • WpView
    Reads 57,411
  • WpVote
    Votes 12,574
  • WpPart
    Parts 36
"مـرد کوچـک من" سهـون، پسری که با قدرت خاصی از کمای پونزده ساله‌اش بیـدار می‌شه و معشوقـی رو که در بُعـد قبلیِ زندگیـش به طرز دردناکی از دست داده، ملاقات می‌کنه. فکر می‌کنید سهـون می‌تونه از معشوقش در این بُعـد از زمان محافظت کنه یا باید این بُعـد رو هم رها و برای محـافظت از معشوقش به بُعـدهای دیگه‌ای از زندگیش سـفر کنه؟ . MAIN COUPLE: SEKAI. . SIDE COUPLE: CHANBAEK. . GENRE: ROMANCE. FANTASY. ANGST. . RATE: +18 . COMPLETED FAN FICTION . SINCE: 5 JUL 2020 . TO: 6 FEB 2022
PARANOID by LITHINKS
LITHINKS
  • WpView
    Reads 97,262
  • WpVote
    Votes 19,084
  • WpPart
    Parts 60
" پـارانوئیــــد " اما هیچکس بی‌گناه نبود. نه سهون که عاشق دوست صمیمیش شد: «به سایه‌ات نگاه کن. نزدیکتم. در حالی که هرگز نمی‌تونم لمست کنم. من سایه‌ی توام جونگین!» و نه جونگین که با اسلحه‌اش قلب دوستِ عزیزش رو نشونه گرفت و بی‌درنگ، شلیک کرد. «کسی که شلیک کرد تو بودی، اما کسی که مُرد هم تو بودی.» . MAIN COUPLE: SEKAIHUN. . SIDE COUPLE: KAISOO. . GENRE: ANGST. CRIMINAL. ROMANCE. . RATE: +18 . COMPLETED FAN FICTION . SINCE: 15 JUL 2021 . TO: 4 SEP 2024
 💍⃤ REPLᴀCE💍⃤       by ariiellmina2
ariiellmina2
  • WpView
    Reads 916,182
  • WpVote
    Votes 104,391
  • WpPart
    Parts 50
( Completed ) «جایگزین» _ من مجبور بودم ...مجبور بودم اون خودکار لعنتی رو بین انگشتهام بگیرم و اون سند ازدواج رو امضا کنم ... من مجبور بودم که برای تک تک لحظه هایی که کنارت بودم بترسم ... حتی همین الان هم مجبورم ... مجبورم روبروت بشینم و تو چشمهات که عاشقانه به من نگاه میکنه و لبخندت که رو لبهای خطی و ارومت میشینه و دستت که دستمو محکم فشار میده رو ببینم و بدونم هیچکدوم از اینا متعلق به من نیستن .. من درست شبیه یه گل فراموشم نکن کنار یه جاده وسط زندگی تو دارم به خودم میلرزم ... میترسم بدون اینکه من رو ببینی از روم رد بشی ... میترسم فراموشم کنی ... من از اینکه تو فراموشم کنی میترسم جونگکوک ... ________________________ •. #REPLACE💍⃤ ️ ↳Genre↬Romance_ Mystery_smut +18 ↳Couple↬ kookv .Yoonmin
Alpha[taekook]  by shopicopa
shopicopa
  • WpView
    Reads 494,484
  • WpVote
    Votes 74,684
  • WpPart
    Parts 27
[کامل شده! ] (تهیونگ پسریه که همه منتظرن یه امگای ضعیف بشه... اما سرنوشت داره به تک تکشون پوزخند میزنه) _اینکه جز کدوم دسته قرار بگیرین به طور عمده بستگی به این داره که پدرومادرتون جز کدوم بودن،یا اینکه اکثر اعضای خانواده متعلق به کدوم دستن. واقعا یه چیز نسبیه... ⚠️#1in Vkook ⚠️#1in Taekook ⚠️#1in Omegaverse ⚠️#1in Rm ⚠️#1in Suga ⚠️#1in Btsfanfic ⚠️#1in BTS
RANDY by shopicopa
shopicopa
  • WpView
    Reads 466,778
  • WpVote
    Votes 74,355
  • WpPart
    Parts 32
[کامل شده] "رَندی" داستان آدم هایی که گذشته شون اونها رو افسار گسیخته کرده. ¬افسارگسیخته ¬ ___________________ _مطمئن باش توی اون اداره کسی رو به اندازه من پیدا نمیکنی که بخواد کل خشابش رو توی دهنت خالی کنه.... مراقب حرفات جلوی من باش عوضی، درسته مدرک قانونی برای قتل هات وجود نداره ولی خوب میدونم چه کارهای ازت بر میاد! +میدونستی ابراز خشونت هم یه نوع عشقبازیه... قبیله مایا تو آفریقا این کارو میکنن. Vkook story! ⚠️#1in bts fanfic ⚠️#1in Persian ⚠️#1in Action
Healer I [Completed]  by AylaXee
AylaXee
  • WpView
    Reads 97,134
  • WpVote
    Votes 14,173
  • WpPart
    Parts 71
عنوان: Healer نویسنده: xee ژانر: تخیلی، ام پرگ تعداد قسمت: 69 زوج ها: کایهون، کایسو، چانبک، شیوهان، کریسهو تاریخ شروع: Jun 28, 2015 تاریخ پایان: Oct 15, 2016 توضیحات: چیکار میکردین اگه میفهمیدین مردین و تنها راه فرار از تبعید به جهنم برای شما امضای پیمانی هست که الزامتون میکنه مدت محکومیتتون رو هیلر یکی از شکارچی های روح بشین؟ آیا هیلر بودن بهتر از گذروندن محکومیتتونه؟ معرفی شخصیت ها: اوه سهون: هیلر، 18 ساله، مرگ در اثر تصادف رانندگی، دلیل امضای قرارداد گناهان نابخشودنی، محکوم به 30 سال تبعید به دنیای زیرین، در صورت امضای پیمان نامه 30 سال خدمت به شکارچی تعیین شده از سمت آرکیدیا. کای: شکارچی، 500 ساله، دلیل مرگ نامعلوم،دلیل امضای قرار داد نامعلوم، 500 سال پیش با امضای قرارداد به 800 سال خدمت برای آرکیدیا محکوم شد. سایر شخصیت ها: سوهو: همسفر، مدت خدمت 112 سال مدت باقی مانده خدمت 110 سال لوهان: مراقب، مدت خدمت نامعلوم... شیومین: بالاترین مقام و وارث آرکیدیا فوروارد: کای اینبار دیگه واقعا عصبانی شده بود، سهون پاشو خیلی از گلیمش درازتر کرده بود دستش رو بالا برد و محکم توی صورت سهون پایین آورد از شدت از ضربه سهون عقب عقب رفت و خورد به میز پشت سرش، لیوان آب روی میز همراه سهون به زمین خورد و 1000 تیکه شد. سفیدی چشمای کای شروع کرد به ت