[-:
8 cerita
Thumbelina | YoonMin [COMPLETED] oleh MatildaTheWatson
MatildaTheWatson
  • WpView
    Membaca 677
  • WpVote
    Vote 217
  • WpPart
    Bab 3
❥ Thumbelina | بند انگشتی [کامل‌شده] × داستان کوتاه × ◌ کاپل ⇜ یونمین ◌ ژانر ⇜ درام، روزمره، فانتزی ◌ نویسنده ⇜ 𝕐𝕦𝕞𝕖 ✲ به نظر نمیاد، اما خدای عشق شخص زود رنجیه! اون بیشتر از هر الهه‌‌ای، انسان‌ها رو نفرین می‌کنه و اون‌ها رو به دام مجازات‌های سخت و طاقت‌فرسا می‌ندازه. به نظر نمیاد، اما اکثر آدم‌های روی زمین توسط این الهه‌ی لوس و حساس، نفرین شدن... درواقع، حقیقت اینه که اون‌ها از "عشق" محروم شدن و چه‌قدر حیف که نمی‌دونن گول خوردن... راستش، این‌ها رو از کسی شنیدم که اصلاً انتظار نداشتم این‌قدر از دنیا بدونه؛ انتظار نداشتم این‌قدر از "بی‌رحمی‌های دنیا" بدونه! کسی که جثه‌ش برای تحمل سنگینی حرف‌هایی که می‌زنه، خیلی کوچیکه. زیادی کوچیک... مثلا اندازه‌ی بندِ اولِ انگشتِ سبابه‌ی من! × این داستان کوتاه در کانال تلگرامی @BTS_FICTIONS منتشر شده. ×
Petals and Ink [Yoonmin] oleh TheNelin
TheNelin
  • WpView
    Membaca 47,043
  • WpVote
    Vote 5,689
  • WpPart
    Bab 18
「Petals and Ink 🥀」 𖦹 Yoonmin and Kookv 𖦹 Romance, Fluff, Fantasy, Smut 𖦹 Translator: Nelin 𖦹 Writer: SugarandMint جیمین؛ پسری با لبخند نفس‌گیر، پسری که با گل‌ها حرف می‌زد. پسری که یونگی بوسیدش، کسی که بیشتر از یک بار جونش رو نجات داد. برای یونگی خیلی سخت بود که تمام احساساتش رو توی یک یا حتی چند کلمه بگنجونه. هر اسمی که داشت، عمیق بود؛ از قفسه‌ی سینه‌ش بیرون می‌زد و به نوک انگشت‌های دست و پاش می‌رسید، گیجش می‌کرد، نفس‌ کشیدن رو براش دشوار می‌کرد! این حس علاقه و عشق بود؛ همینطور نگرانی و ترس... چون نمی‌تونست آینده رو پیش‌بینی کنه و نمی‌دونست چی در انتظارشونه. فقط میدونست همه‌ی این‌ها کنار هم بد نیست، و دقیقا همین پسر رو می‌ترسوند. چون یونگی همه‌ی بدی‌ها رو چشیده و بهشون عادت کرده بود.
Heal Me | ᴊᴍ+ʏɢ oleh kmoonlight77
kmoonlight77
  • WpView
    Membaca 44,533
  • WpVote
    Vote 7,387
  • WpPart
    Bab 24
[-کامل شده-] 𝐌𝐢𝐧𝐘𝐨𝐨𝐧 ~طبقه‌ی هفت واحد هفتاد و هفت! خلاصه: یونگی زخم خورده بود. جیمین میخواست زخم‌هاش رو التیام بده. *** ▪️Name: Heal me ▪️Couple: YoonMin (Jimin🔝) ▪️Gener: Romance, Slice of life, Short story *** ▪October 16th, 2020▪ توجه داشته باشید که این داستان فقط افکارِ منِ نویسنده‌اس و اتفاقاتی که توی کتاب میفته هیچ ربطی به این اشخاص در زندگی واقعی نداره. این افراد مثل بازیگرهای یه سریال می‌مونن، استفاده از اسم و چهره‌اشون تنها برای برقراری ارتباط و تصور راحت‌تر شماست :) __________________________________
Out Of My System | Yoonmin | Persian Translation oleh YoonminFiction
YoonminFiction
  • WpView
    Membaca 35,606
  • WpVote
    Vote 3,919
  • WpPart
    Bab 9
یونگی از رابطه های یک شبه خوشش میاد و درکشون میکنه. چیزی که درکش نمیکنه‌، اینه که چطور یه بچه که احتمالا زیر سن قانونیه، سر از آغوشش در آورده و درمورد شکست عشقیش، حرف میزنه. چون مطمئنه (و اگه به نظرتون داره اشتباه میکنه حتما اصلاحش کنین) که وقتی به بازگشایی کلاب دوست جدیدش رفت‌، اصلا دنبال بچه ای که ازش پرستاری کنه، نمیگشت. translated by @xXfakeziamxX
Light Out [Yoonmin~Full] oleh sadixen
sadixen
  • WpView
    Membaca 16,625
  • WpVote
    Vote 1,892
  • WpPart
    Bab 8
• جیمین مثل بمب ساعتی بود؛ باید رمزش رو به دست می‌آورد و با احتیاط سیم‌هایی رو که توی مغزش اتصالی می‌کرد و چیزی به آتش سوزی نمونده، از وسط قیچی می‌کرد. • Multishot • Genre: Romance, Fluff, Smut
Occult [Yoonmin]~Completed oleh Moonellle
Moonellle
  • WpView
    Membaca 55,571
  • WpVote
    Vote 11,309
  • WpPart
    Bab 37
جيمين براى نجات جون مادرش، مجبور ميشه به جادو روى بياره؛ ولى نميدونه كه استفاده از جادوى سياه آثار مخربى روى زندگيش ميذاره... #2 in BtsFanfic