Number 3
72 cerita
 [KV FAKE TWT] oleh kv_taejk
kv_taejk
  • WpView
    Membaca 16,323
  • WpVote
    Vote 2,334
  • WpPart
    Bab 8
فکر کنم نیازی به توضیح اضافه نداره(:
THE ROOMMATES|Completed oleh setared
setared
  • WpView
    Membaca 187,428
  • WpVote
    Vote 34,290
  • WpPart
    Bab 64
**پایان یافته در تاریخ ۶ جولای ۲۰۲۲** _ تفاوت یک دوست معمولی و بهترین دوست؟ خب، یک دوست معمولی قبل از ورود در میزنه ولی بهترین دوستت سرش رو می‌اندازه پایین، میاد تو و یه راست میره سراغ خوراکی‌هات. امضا: مین یونگی ژانر: دوستانه‌، رومنس، دانشجویی، کمی طنز، کمی حقوقی کاپل ها : ویکوک، نامجین، یونمین جئون جونگکوک،اهل بوسان و دانشجوی ترم یک گرافیک، آخرین تخت خالی خوابگاه رو به کمک سال بالایی که تصادفا توو روز ثبت نام ملاقات کرده،کیم نامجون، به دست میاره! تخت چهارم اتاق چهار نفره ی 517 و این شروع تمام فراز و فرودهای زندگی دانشجوییه. چالش های زندگی مشترک با هم اتاقی هایی که خیلی متفاوتند و گاها حتی میشه گفت عجیبند. دوستی ها، قهر و آشتی ها، غم و شادی ها، پیروزی ها و شکست ها و قول و قرار های بی پایان و شاید حتی عشق؟ #1 in friendship #1 in taehyung #1 in schoollife #1 in school #2 in namjin #1 in مدرسه
Red Lights | Vkook | Completed  oleh Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    Membaca 515,710
  • WpVote
    Vote 53,005
  • WpPart
    Bab 61
_ اگه یه بار دیگه وقتی می‌خوام دهنتو به فاک بدم، خودتو عقب بکشی، بهت رحم نمی‌کنم. فهمیدی توله سگ؟ پسر کوچیک‌تر با لب‌هایی که از ترس می‌لرزیدن دست‌هاش رو روی زمین مشت کرد و جواب داد: _چشم... _ چشم، چی؟ _ چشم ارباب. -------- جئون جونگکوک پسر بیست و سه ساله ای که برای تغییر زندگی روزمره و کسل کننده‌ش، پا به رابطه ای عجیب با مهندسی سی ساله میذاره... پیج نویسنده: @sylvie_fic Couple: Vkook, Minsung Genre: Dram, Bdsm, Romance, Comedy, Smut 🔞🔥 Writer: Sylvie and Amara Editor: Amara
Fuck You Cucumber oleh elmirabv8
elmirabv8
  • WpView
    Membaca 76,322
  • WpVote
    Vote 10,411
  • WpPart
    Bab 40
(Season 1) ⌲ Aυтнor ┋⌜ Elmirabv ⌟ ⌲ Geɴre ┋⌜ Drama ≣ Fluff ≣ Smut ⌟ ⌲ Coυple ┋⌜ KookV ≣Yoonmin ⌟ ⌲ Coɴdιтιoɴ ┋⌜ ONGOING ⌟ ⌲ тco ┋ ⌜ +18 ⌟ بعضیا میگن"تنفر" بعدا تبدیل به "عشق" میشه. این حرف، از نظر تهیونگ هیچ معنی ای نداشت ! کیم تهیونگ، پسری بود که توی راهنمایی بخاطر قد بلند بودنش کلی تحسین میشد ... اما چی میشه اگه توی دبیرستان، با آدمای قد بلندتری رو به رو بشه ؟ یا یکیشون معادلاتش رو بهم بریزه ؟ کسی که تمام زندگیش رو دستخوش تغییر کنه ... و رویاهاشو صاحب شه ! یکی که بی اختیار بهش فکر بکنه. -من از خیار متنفرم، تو هم درازی و باعث شدی از تیم والیبال بیام بیرون، پس توهم خیاری! ازت متنفرمممم! +اوه، خوشحالم، چون جزو چیزایی شدم که ازشون یاد میکنی (Season 2) ⌯ Gᴇɴʀᴇs ⤷ Smut ⤷ Drama ⤷ Romance ⤷ Fluff ⤷ Happy Ending ⌯ Cᴏᴜᴘ: ⤷ KookV ⤷ YoonMin ⤷ NamJin ⌯ Wʀɪᴛᴇʀ: #ElmiraBV خلاصه: ده سال گذشته ده سال از موقعی که جونگ کوک به تهیونگ قول داد که زود برگرده و اونو برای همیشه واسه خودش کنه، گذشته. اما چی میشه اگه بعد از هفت سال یهویی سر و کله اش پیدا بشه، اونم با یه حلقه توی دستش؟! به نظرتون تهیونگ چیکار میکنه؟ درخواستشو قبول میکنه؟ +بازگشت به کشور خودت قشنگه -آره، اما نه با یه حلقه!
Along the Seine River | Vkook | Completed  oleh Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    Membaca 395,592
  • WpVote
    Vote 54,207
  • WpPart
    Bab 45
┊Summary: توی این بوک داستان عاشقانه یه زوج فرانسوی از دل پاریس رو میخونیم. تهیونگ و جونگکوکی که هفت ساله ازدواج کردن و دوتا دختر دوقلو دارن، اما بعد از هفت سال اختلاف ها و مشکلاتی بینشون شکل گرفته که باعث شده جونگکوک تصمیم به جدایی از همسرش بگیره...اما چه آینده ای انتظار این زوج رو میکشه؟ ┊Teaser: _ یقه‌ت زیادی بازه! _چی! زبانش را در لپش چرخاند و نگاهش را از پاها تا چشمانم بالا کشید: _ یقه‌ت عزیزم...زیادی بازه! _ جدا تهیونگ؟ حالا که میبینی دیگه عصبی نیستم شروع میکنی به گیر دادن؟ او نیز اخمی کرد و با بردن دستهایش به جیب شلوار سفید رنگش، با لحنی جدی تر گفت: _ میدونی که دوست ندارم توی یه فضای خیلی عمومی و شلوغ مردم نگات کنن. متعجب خندیدم و سرم را به تاسف تکان دادم، لبم را به دندان گرفتم و در حالی که دکمه‌های پیراهنم را میبستم پاسخ دادم: _ تلافیشو سرت در میارم آقای کیم. _ تلاشتو میکنی آقای کیم. پیج نویسنده: @sylvie_fic Couple: Vkook Sub Couple: Seongsang (Ateez), Hopemin Genre: dram, Romance, Smut, angst Writer: Sylvie Telegram: @Papacita_01
Fearless Omega | kookv✔ oleh fa_mkv38
fa_mkv38
  • WpView
    Membaca 54,089
  • WpVote
    Vote 8,848
  • WpPart
    Bab 23
امگای نگهبان، امگای بی باک.. تهیونگ، امگاییست که در قعر جنگل و البته جایی مخفی، پکی تشکیل داده تا از هم نوعان خودش یعنی امگاها درمقابل آلفا های سواستفاده گر محافظت کنه. از وقتی که در خردسالی پدرش رو کشت و از پک قبلیش فرار کرد اسمش سر زبون ها افتاده و خیلی از آلفا و بتا ها در طمع به دست آوردنشن تا با غرور و افتخار به همه نشون بدن یه امگای قوی رو اغفال و از آن خود کردن و عظمتشونو به رخ بکشن! گرچه کمی هم بیم داشتن از رویارویی با اون امگا... چرا که هر آلفایی به دنبال پیدا کردن اون میرفت جسم بی جانش بهشون بازگردانده میشد... کاپل اصلی:کوکوی زمان اپ:نامشخص(هروقت گشادی ول گردد:|..)
⊱Wtf?!I Fall In Love With A Bunny?!࿐💯 oleh silvereyes_moonstone
silvereyes_moonstone
  • WpView
    Membaca 186,422
  • WpVote
    Vote 25,640
  • WpPart
    Bab 20
《کامل شده》 تهیونگ هیچوقت فکر نمیکرد کارما اینقدر بِچ باشه که بخواد با فرستادن یه خرگوش انسان نما توی زندگیِ کوفتیش عذابش بده...اما اون اشتباه کرد اشتباهِ بزرگِ دست کم گرفتن کارما....! ▪به مناسبت تولد کوکی! ¤Couple: TAEkook ¤Genre: fantasy , comedy , fluf , romance
+21 lagi
𝐃𝐮𝐨𝐌𝐨 🏛 oleh Smutic
Smutic
  • WpView
    Membaca 5,248
  • WpVote
    Vote 635
  • WpPart
    Bab 6
•Fic: DuoMo 🏛 •Author: Smutic 💦 •Couple: TaeKOok 🦋 •Genre: mystery, Smut, Romance 🕯 «متاسفانه تا اطلاع ثانوی اپ این فیکشن متوقف شده » ما خوشگلارو نمیکشیم ماریا... ما خوشگلارو ... میکنیم!
Wrong number oleh kookiefortae
kookiefortae
  • WpView
    Membaca 631,078
  • WpVote
    Vote 112,594
  • WpPart
    Bab 69
ناشناس: هنوز نمیتونم باورت کنم.ما سه سال باهم قرار میزاشتیم. سه سالِ لعنتی ،این هیچ معنی ای برات داشت؟ خب، برای من داشت. من اون همه زمانو صرف تو کردم وقتی میتونستم کار بهتری کنم هیچ ایده ای نداری چقدر ازت متنفرم جونگکوک: آم جونگکوک: شماره اشتباه؟ **** [Completed] Toptae Bottomkook Taekook Namjin Yoonminseok [Translated] #1 in vkook🥇 #1 in taekook🥇
𝟕𝐅𝐚𝐭𝐞𝐬 : 𝐂𝐇𝐀𝐊𝐇𝐎 ( وبتون  با ترجمه فارسی )  oleh _LVUKV_
_LVUKV_
  • WpView
    Membaca 35,150
  • WpVote
    Vote 7,169
  • WpPart
    Bab 177
من اینجام و این وبتون رو ترجمه میکنم و میزارم امیدوارم که خوشتون بیاد . تاریخ شروع : 𝟏𝟒𝟎𝟎/𝟏𝟎/𝟐𝟔 تاریخ پایان : [ ادامه در بوک بعدی گذاشته میشه ]