Fav.
41 histórias
Petrichor/ L.S de mah_sr
mah_sr
  • WpView
    Leituras 15,136
  • WpVote
    Votos 2,708
  • WpPart
    Capítulos 20
[COMPLETED] بوی مرا بشنو و بر کویر قلب من، ببار. پنج اکتبر دو هزار و نوزده تا نه مارچ دو هزار و بیست.
No Homo de 1DFanFic_iran
1DFanFic_iran
  • WpView
    Leituras 57,396
  • WpVote
    Votos 9,684
  • WpPart
    Capítulos 37
Louist91 : يه جورايى دلم ميخواد ديكتو بخورم Louist91 : ولى با اين حال از اين حرفم منظور بدى ندارم [ Persian Translation] ( Larry Stylinson AU) © ALL RIGHTS RESERVED @louvinglouis Translated By : @TheBluestKitten & @Zahra__gh2 #20 in Persian FanFiction
Wolve [L.S] de gayswillwin
gayswillwin
  • WpView
    Leituras 121,837
  • WpVote
    Votos 14,390
  • WpPart
    Capítulos 56
من آسیب دیده ام این زخم از بین نمیره و بزرگتر و دردناکتر از قبل میشه زنجیر اختیارم دست خودم نیست حمله کردن و اسیب زدن به اطرافیانم قسمتی از وجودم شده من انسانی ام از جنس تاریکی گرگها به کسي رحم نميکنن ميکنن؟ حتی وقتی مقابل چیزی قرار بگیرن ازش کم نمیارن اما چرا من تو اقیانوس چشماش سقوط کردم ؟ * این داستان توسط یاسی استایلینسون نوشته شده و امیدوارم لذت ببرید * *complete*
EXPERIMENT (L.s) de story_1d_larry
story_1d_larry
  • WpView
    Leituras 326,593
  • WpVote
    Votos 45,517
  • WpPart
    Capítulos 75
تنها گذاشتن فقط کاره یک انسان است.....اما من که انسان نیستم.....پس اینو تا آخرین روزی که نفس میکشی با خودت تکرار کن " من هیچ وقت تنهات نمیزارم". Finished✅✅ _________________ #experiment1#
Forget! |L.S| de Tarane28
Tarane28
  • WpView
    Leituras 7,162
  • WpVote
    Votos 1,335
  • WpPart
    Capítulos 4
جایی که لویی یه کارگر با حقوق پایینه، اما نمی‌ذاره که درآمد ماهیانه ی کمش جلوی اون رو برای خریدن کاپ کیک های گرون قیمت مورد علاقه ی هری بگیره. ________ -پس یادم تو را فراموش. .Larry Stylinson.
Driver  de loulouTomlinson91
loulouTomlinson91
  • WpView
    Leituras 19,363
  • WpVote
    Votos 4,947
  • WpPart
    Capítulos 23
#larry💚💙 #ziam💛❤ ❌COMPLET❌ ژانر :اجتماعی خونه ی من تو خیابون پنجم ویلسونه , همون خونه خرابه هایی که به سختی چند طبقه رو روی هم تحمل میکنن گاهی قبل اینکه سوار ماشین بشم و برم سر کارم به ترک های ریز و درشتش نگاه میکنم و با خودم میگم :اگه تو اینجوری شدی , پس چه بلایی سر من اومده ?
Say Something~L.S [Completed] de gisustylinson
gisustylinson
  • WpView
    Leituras 127,987
  • WpVote
    Votos 17,872
  • WpPart
    Capítulos 40
"یه چیزی بگو...دارم ازت دست میکشم... من فردِ خاصِ زندگیت میشم، اگر تو ازم بخوای... هر جایی بری من دنبالت خواهم اومد... یه چیزی بگو... دارم ازت ناامید میشم..." say something I'm giving up on you... Translator : @blueheartedme_
Little spy [completed]  de cdfstyles
cdfstyles
  • WpView
    Leituras 15,676
  • WpVote
    Votos 2,887
  • WpPart
    Capítulos 17
+وقتی فرود اومدین، تو فرودگاه یه راننده منتظرته... اسمش هری استایلزه. موهاش فره و رنگ چشماشم سبزه. میشناستت از چهره، اینارو گفتم که راحت پیداش کنی. میبرتت هتل -هری؟ چه اسم مسخره ای! [ L.S ]
clown[L.S](Completed) de Erfan_a
Erfan_a
  • WpView
    Leituras 4,108
  • WpVote
    Votos 1,242
  • WpPart
    Capítulos 18
من خندیدم و تو خندیدی... اما نفهمیدی که من به خاطر این می‌خندم که سال‌هاست دیگر گریه را به خاطر ندارم. کتاب دوم Completed Edited
acrobat[L.S](Completed) de Erfan_a
Erfan_a
  • WpView
    Leituras 8,228
  • WpVote
    Votos 2,397
  • WpPart
    Capítulos 22
من خندیدم و تو خندیدی... اما نفهمیدی که من به خاطر این می‌خندم که سال‌هاست دیگر گریه را به خاطر ندارم. کتاب اول Completed Edited