Kameliya1485's Reading List
111 stories
BELOVED Healer [ jaywon ] by lanmida
lanmida
  • WpView
    Reads 3,919
  • WpVote
    Votes 428
  • WpPart
    Parts 40
"یکی رو انتخاب کن" « با این گلوله بمیر یا با من ازدواج کن تا زنده بمونی» ~ جی یانگ جونگوون جراحیه که جون مردم رو نجات می‌ده، اما متأسفانه دکتر بعد از دیدن چیزی که نباید می‌دید، دچار دردسر می‌شه. اون چطوری قراره زنده بمونه و خودشو از شرارت و بی‌رحمی مافیا یا به عبارت دیگه"شوهرش" نجات بده؟ جی‌‌ پارک یه مافیای ایتالیایی-کره ایه که بعد از ازدواج وارث تاج و تخت میشه و اون بی‌رحم‌ترین مافیاییه که کسی می‌تونه ببینه، اما دکتر کوچولو بهش احساسات عجیبی می‌ده که اونو خوشحال می‌کنه، اما بعد از آشکار شدن حقیقت، اونا تا ابد خوشبخت میمونن؟ 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐉𝐚𝐲𝐰𝐨𝐧 𝐆𝐞𝐧𝐞𝐫:𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞,𝐓𝐡𝐫𝐢𝐥𝐥𝐞𝐫, 𝐬𝐦𝐮𝐭 , 𝐂𝐫𝐢𝐦𝐢𝐧𝐚𝐥
𝒍𝒆𝒈𝒆𝒏𝒅 𝒐𝒇 𝒕𝒉𝒆_𝐃𝐄𝐌𝐎𝐍_ by golabaton
golabaton
  • WpView
    Reads 27,441
  • WpVote
    Votes 5,027
  • WpPart
    Parts 30
🔻عنوان: مُهر اهریمن ♦️کاپل‌ها: چانبک، هونهان ♦️ژانر: تریلر، دارک رمنس، انگست، اسمات 🔺نویسنده: golabaton آپ: دوشنبه‌ها برشی از داستان: _بازم جهنمم میشی؟ تا جایی که مثل قبل حتی برام آدمم بکشی؟ پسری که انگشتاش رو با کنجکاوی و لذت توی لاشه‌ی سگی حرکت می‌داد و جز به جز اعضای حیوان مرده رو چک می‌کرد در جواب سوال بی احساسش لبخند بامزه‌ای تحویلش داد. جوری که انگار ازش یه شیشه نوتلا خواسته بود دستش رو از جسد حیوان بخت‌برگشته بیرون کشید و خیره به صورت جدیش خیلی غلیظ و پشت سرهم گفت. _البته...با کمال میل...با لذت... پسر ایستاده بعد تایید سه بخشیش لحظه‌ای سکوت کرد و شیطنت وار یکی از انگشتای کثیف وخونیش رو به دهن گذاشت و مکید. وقتی خوب تمیزش کرد با چشمهای درخشان و ترسناکش جلو اومد و زیر نگاه سردش سرخوش پلکی بهم کوبید. _مثلا میتونم چشمای ریز و درشت هر کسی رو که بخوای برات در بیارم و به عنوان مزه توی گیلاست بندازم... روانی مو مشکی با زدن لبخند دندون نمایی بقیه‌ی انگشتای خونی و کثیفش رو روی قلب کوبنده اش گذاشت و چنگی به سینه‌ی فشرده‌اش انداخت. _به شرطی که آخرش به عنوان هدیه این قلب کوچولو و نازت رو از سینه ات بیرون بکشم و به یه عروسک بی جون و بغلی تبدیلت کنم...قبوله؟...
sweet lips  by sharlot__20
sharlot__20
  • WpView
    Reads 3,280
  • WpVote
    Votes 524
  • WpPart
    Parts 5
⊹⊱Couple: sekai, chanbaek ⊹⊱Ganer:Romance, Smut+18 , daddy kink ⊹⊱خشک شده جلوی در ایستاده بود و مات به چهارچوب در که زیر مشتشون میلرزید نگاه میکرد.‌ -کیم‌ جونگ این؟! لطفاً در رو باز کنید... موبایلش توی دستش لرزید و وقتی جوابش داد صدای عربده ی سهون بود که توی گوشش پیچید _در رو به هیچ وجه باز نکن و با هیچکس حرف نزن! در رو باز نمی‌کرد.‌ اما این در قرار بود زیر مشت و لگدهاشون دووم بیاره؟! بعید میدونست.
Creep by MarryPotter2005
MarryPotter2005
  • WpView
    Reads 12,886
  • WpVote
    Votes 2,026
  • WpPart
    Parts 43
_به اطرافت نگاه کن، فقط ما دو نفر اینجاییم، بدنت رو‌جوری که قلبت میگه رها کن، وقتی حرکاتت رو عمیق‌تر می‌کنی، نفسهات داغ میشن و به آرومی پخش میشه، وقتی سرعتت رو بالا می‌بری، حسش می‌کنی نه؟! لرزش رو حسش میکنی، پس امشب رو رو دنبال کن عزیز من، این آزادی رو حس کن سهون! _تو آزادی منی کای! 𝙲𝚘𝚞𝚙𝚕𝚎: 𝚂𝚎𝚔𝚊𝚒, 𝙲𝚑𝚊𝚗𝚋𝚊𝚎𝚔 𝙶𝚎𝚗𝚛𝚎: 𝙳𝚛𝚊𝚖, 𝙴𝚛𝚘𝚝𝚒𝚌𝚊, 𝙵𝚕𝚞𝚏𝚏, 𝚁𝚘𝚖𝚊𝚗𝚌𝚎, 𝚂𝚖𝚞𝚝 𝚆𝚛𝚒𝚝𝚎𝚛: 𝙼𝚊𝚛𝚛𝚢𝙿𝚘𝚝𝚝𝚎𝚛
Diavolo by CecilionV
CecilionV
  • WpView
    Reads 7,757
  • WpVote
    Votes 2,017
  • WpPart
    Parts 21
دیاَوُلو؛ رئیس بزرگترین و پرقدرت‌ترین سازمان جنایی در نواحی جنوبی ایتالیا، شیطانی که روی سیسیل سایه انداخته بود. پارک جونگین؛ ژنرالی که به اجبار زیر پرچم اون اسم منفور مرگ رو در آغوش کشیده و اوه سهون؛ افسری که روزی برای نابودی دیاولو نفس‌هاش رو خرج کرده بود و حالا بعد از پنج سال تبعید، به عنوان نفوذی درگیر مأموریتی می‌شد که نقطه‌ی پایان‌ش قلب مردیِ که قرار نبود دوباره ببینه؛ کای. پارک چانیول؛ دکتری که خارج از محیط کارش با لقب یولیوس یه قاتل مشهورِ و بیون بکهیون؛ پرستاری که دوازده سال قبل از تیغ یولیوس گریخت و حالا با عطش حقیقت و ماجراجوییِ بزرگ، دوباره پا به خاک خونین جزیره می‌گذاشت. خاکی که هیچ‌کس از اون بی‌زخم عبور نکرد. Name : Diavolo | دیاولو Genre : Mafia, Action/Thriller, Crime/Dark Romance, Psychological Drama, Angst, Smut, HappyEnd Couples : Chanbaek | Kaihun/Sekai Written by : Cecilion
... by AteezShips
AteezShips
  • WpView
    Reads 30
  • WpVote
    Votes 4
  • WpPart
    Parts 4
در جستجوی چه چیزی می‌توان در کافه‌ای دودگرفته و حقیر پناه گرفت؟ برای یک نوازنده، پاسخ در نگاه خیره‌ی شنونده‌ی مخصوصش بود. برای یک رقاص، در قلب‌هایی که با چرخش بدنش به آتش می‌کشید. و برای جادوگری با ردای آسمان شب، پاسخ در یافتن افسانه‌ای گمشده خلاصه می‌شد. آن شب، همه‌ی جستجوها به یک نقطه رسیدند و عشقی که گم شده بود، باور داشت که برای پیدا شدن، التماس می‌کند. ------- هر سه‌شنبه منتظر قسمت‌های جدید باشید😍 میتونید با ورود به کانال تل.گرامی‌مون با آیدی @ateezships ، هشتگ #𝑫𝒂𝒏𝒄𝒆𝑶𝒇𝑫𝒆𝒂𝒕𝒉 رو سرچ کنید و در نظرسنجی بعد از پارت آخر شرکت کنید، تا روند داستان رو انتخاب کنید.😍🥰
𝐔𝐧𝐭𝐨𝐥𝐝 𝐖𝐨𝐫𝐝𝐬 by Radiatafiction
Radiatafiction
  • WpView
    Reads 6,575
  • WpVote
    Votes 1,536
  • WpPart
    Parts 12
با دو فنجان چای به پذیرایی برگشت و روی مبلِ جلوی شومینه نشست. هوای سرد روستای وَجِن از پشت پنجره‌ها قابل تماشا بود ولی توی اون خونه، گرما وجود داشت. مخصوصا وقتی مینهو سرش رو روی پای کریستوفر گذاشت و به شعله‌های شومینه نگاه کرد. کریستوفر چای رو روی میز گذاشت و کتابش رو برداشت. با یک دست کتابش رو نگه داشت و با دست دیگه‌اش مشغول نوازش موهای مینهو شد. - چرا کتابی که خودت نوشتی رو میخونی؟ - این کتاب رو برای تو، درمورد تو نوشتم. پس لازمه هرچیزی که رگه‌هایی از تو درش هست رو بارها و بارها بخونم - تو گفته بودی انسان‌ها ناقص‌ان. همه کلماتی هستن که فقط در کنار هم می‌تونن یک نوشته بسازن. من برای تو هم یک کلمه بودم؟ کریستوفر لبخند زد. کتاب رو بست و مینهو رو بلند کرد. چشم‌هاش رو بوسید و بعد از اون، لب‌هاش رو لمس کرد. - برای من تمام انسان‌ها کلمه هستن ولی تو نه مینهو. تو برای من یک شعر کامل هستی... تو اون دیوان بی نقصی هستی که هیچ کم و کاستی‌ای درش نیست. تو، مینهو هستی... شعرِ من! 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐂𝐡𝐚𝐧𝐇𝐨 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐟𝐥𝐮𝐟𝐟, 𝐜𝐥𝐚𝐬𝐬𝐢𝐜, 𝐫𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞
𝐓𝐰𝐨 𝐁𝐮𝐥𝐥𝐞𝐭𝐬 by Radiatafiction
Radiatafiction
  • WpView
    Reads 644
  • WpVote
    Votes 118
  • WpPart
    Parts 1
"از نظرم، تو هیچ هیولایی نداشتی. تو فقط یه پسر بودی با عشق و علاقه‌ی شدید به گربه ها. حتی منم توی وجودم یه هیولا داشتم اما به محض اینکه برای اولین بار سرم رو روی پاهات گذاشتم، اون هیولا هم به خواب رفت و دیگه بیدار نشد." 𝐎𝐧𝐞𝐬𝐡𝐨𝐭 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐂𝐡𝐚𝐧𝐇𝐨 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐩𝐨𝐥𝐢𝐭𝐢𝐜𝐚𝐥, 𝐜𝐥𝐚𝐬𝐬𝐢𝐜, 𝐝𝐫𝐚𝐦, 𝐚𝐧𝐠𝐬𝐭, 𝐫𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞
 [ True love ] by Mahizard
Mahizard
  • WpView
    Reads 4,165
  • WpVote
    Votes 670
  • WpPart
    Parts 13
[ ⁷ ] "عشقِ حقیقی" چانیول برای آموزش دادن پیانو به پسر خانواده بیون وارد عمارتشون میشه و فکر میکنه ساکنان اون خونه بزرگ هیچ غم و غصه ای ندارن. اما با دیدن بکهیونی که روی ویلچر نشسته تمام تصوراتش بر باد میره... +چانیول.. من نمیتونم راه برم، و شاید مجبور باشم تا آخر عمرم روی این ویلچر بشینم. تو چطوری میتونی عاشقم باشی و کنارَم بمونی؟ _میگل روئیز میگه: عشق واقعی یعنی پذیرش کسی همانطوری که هست. من دوسِت دارم بکهیون؛ دقیقاً همینطوری که هستی. GENRE : ROMANCE , Drame COUPIE : CHANBAEK WRITER : Stella