bettyell's Reading List
11 storie
fanfiction "S"[Uncomplete] di RayPer_Fic
RayPer_Fic
  • WpView
    Letture 48,816
  • WpVote
    Voti 9,680
  • WpPart
    Parti 83
•¬کاپل: چانبک،کایسو،شیچول،هونهان، دیفن •¬ژانر: تخیلی| ترسناک |خشونت آمیز |اسمات •¬خلاصه: *این داستان برگرفته از هری پاتر است* (لازم به ذکر است این امر به معنی شباهت کامل این دو اثر به هم نیست) اسم من بیون بکهیونِ. تنها موجود زنده ای که در طول تاریخ تونست از چنگال سایلر "زنده" فرار کنه..جادوگرِ نفرین شده ای که در دنیا به اسم "ترس" میشناختنش.. دوازده سال بعد از شب نفرین شده، شبی که خانواده ام رو برای همیشه ازم گرفت، مسیرم به دانشگاه سیتاکس باز شد. دانشگاهی برای یادگیری "علوم و فنون جادوگری"..جایی که فکر میکردم قراره دوره ای از زندگیم رو اونجا در سکوت بگذرونم ولی از بدو ورودم به مثلث برمودا و دانشگاه سیتاکس.. زندگیم تغییر کرد. آشنایی من با "پارک چانیول"..کسی که به اسم شیطان سیتاکس میشناختنش،شروع همه ی تغییرات زندگیم بود. تغییراتی که منو مجبور به انتخاب کرد. و انتخاب من بین درد و آسایش...... فقط "درد" بود.... Are You Ready For.. "Fear" "Future" and.."LOVE"..? ═ ∘♡༉∘ ═ #motaharelf137
𝑰𝒇 𝒀𝒐𝒖 𝑲𝒏𝒆𝒘...⸙ di Erienne532
Erienne532
  • WpView
    Letture 875
  • WpVote
    Voti 218
  • WpPart
    Parti 5
𝄞𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆 : 𝐾𝑎𝑖𝑠𝑜𝑜𝄢 ꗄ𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆 : 𝐷𝑟𝑎𝑚 , 𝐴𝑛𝑔𝑠𝑡 , 𝑅𝑜𝑚𝑎𝑛𝑐𝑒 , 𝑆𝑚𝑢𝑡⸙ 𝄞𝑨𝒖𝒕𝒉𝒐𝒓 : 𝐸𝑟𝑖𝑒𝑛𝑛𝑒𝄢 ꗄ𝑺𝒖𝒎𝒎𝒂𝒓𝒚 : ↴ ⸙کیم جونگین ؛ پسری تنها با روحی یخ زده که تنها محرک های قلب مرده اش ، باله و دوست قدیمیش دو کیونگسو هست که سال های طولانی از زندگیش رو با حس دین بهش سپری کرده و جونش رو مدیونش می‌دونه. دو کیونگ سو ؛ پسری مستقل و خود ساخته که تنها مرد خانوادش محسوب میشه و تمام تلاشش رو میکنه تا به مادرش تو گذران زندگی کمک کنه و زندگی ساده خودش رو پایه ریزی کنه. حالا ایف قراره زندگی این دو دوست رو روایت کنه. گذشته پنهونی که زندگی اون دو رو اینجوری در هم تنیده و آینده ای با این پستی و بلندی و روح های زخم خورده براشون رقم زده. روح هایی که عمیقا به مرحم و نوازشی از جنس عشق نیاز دارن اما فریادشون در سکوت محض خفه شده. @𝐸𝑟𝑖𝑀𝑎𝑠𝑇𝑖𝑚𝑏𝑟𝑒
Fire of lies di panazdo
panazdo
  • WpView
    Letture 1,905
  • WpVote
    Voti 426
  • WpPart
    Parti 10
Couple : Kaisoo, Chanbaek, Hunho Genre : omegaverse, angest, romance, dram, smut, happy end • دروغ... مثل شعله كوچك يه كبريته اول خيلي ناچيزه و با يه فوت خاموش ميشه ولي اگه كسي كه اون كبريتو روشن كرده فوتش نكنه... شايد همون شعله تبديل به جهنمي بشه كه با آتيش ميسوزه... اما اين جهنم خراب نميشد اگر... فقط يك نفر اون كبريت رو فوت ميكرد...
| Natural ⚰ di eliz_story
eliz_story
  • WpView
    Letture 2,336
  • WpVote
    Voti 450
  • WpPart
    Parti 3
↫ کاپل : کایسو ↫ ژانرها: عاشقانه ، فانتزی ، مرموز ↫ وضعیت : سه شاتی | هپی اند ----------------------↷برش ↶------------------------ -"تو به چشم هات زیادی اعتماد داری کیونگسو!" +"پس باید به چی اعتماد کنم؟" -"به من."
" Infiltration Of Love " [Uncomplete] di RayPer_Fic
RayPer_Fic
  • WpView
    Letture 4,946
  • WpVote
    Voti 1,244
  • WpPart
    Parti 17
•¬کاپل: کایسو •¬ژانر: جنایی| رمنس | اسمات •¬خلاصه: همه چیز از کنجکاوی نا بجای کیونگسو شروع شد اگه اون روز پشت سر جونگین راه نمی افتاد تا از کار آقای کیم سر در بیاره هرگز مجبورش نمیکردن در ازای زندگیش دست به همچین کار وحشتناکی بزنه. اما جونگین درست وقتی فهمید عاشق پسر شده، که برای بهدست آوردنش باید وارد بازی پدرش میشد؟ ═ ∘♡༉∘ ═ #ReLi (Respina & Limu)🍂🌻
 LOTTO 🎴 di eliz_story
eliz_story
  • WpView
    Letture 1,540
  • WpVote
    Voti 235
  • WpPart
    Parti 2
✫ کاپل : کایسو ✫ ژانر ها : عاشقانه ، فانتزی ، اسمات ✫وضعیت : دوشاتی | هپی اند ●مهم : انتهای صفحه آخر تحلیل داستان هست بعد از خوندن دوشاتی به سراغش برید♡ ----------------------↷برش ↶------------------------ _فریاد نزن کیم کای...من زخمیش نکردم...بیا بازی کنیم...زیر اون قفس یه سیاه چاله ی خیلی عمیقه...میخوای نجاتش بدی؟؟ کای از خشم فریاد کشید _میخوام بیدار بشم پیشونیش رو محکم به میز مقابلش کوبید مهره ها بهم ریختن بیدار نمیشد بازهم کوبید بازهم .. صدای ناله ی دردناک کیونگ شنیده میشد پسر بیچاره زخم سرش رو با دو دستش گرفت اما قرمزی خون تمام صورتش رو پوشونده بود جیغ میکشید حرف نمیزد اگر هم میزد کای چیزی نمیشنید
papercuts di bluishstory
bluishstory
  • WpView
    Letture 23,339
  • WpVote
    Voti 7,102
  • WpPart
    Parti 49
عشق اتفاق می افته. جونگین با تمام وجود بهش باور داشت و اصلا اهمیت نمیداد عاشق یه افسر پلیس شده در حالی که خودش هنوز دبیرستان رو هم تمام نکرده. افسر دو یه پلیس وظیفه شناس و محترمه که توی گروه تحقیقات و آمار مرکزی مشغول به کاره. عشق اتفاقه همونطور که مرگ.
Aiden  di maniafic
maniafic
  • WpView
    Letture 80,540
  • WpVote
    Voti 17,280
  • WpPart
    Parti 54
دنیای بکهیون چیزی جز قتل و بیماری های روانی نداشت تا قبل از اینکه محور زندگیش از جنون و اعتیاد، به چشم های وحشی پسری که پیانو میزد تغییر کنه _______ یه پسر برهنه و خون الود تو چشم هاش میرقصید. چیزی شبیه اخرین رقص اکو به عشق نارسیس، قبل از اینکه ازش فقط یه صدا باقی بمونه که هر ثانیه بیشتر رو به افول میره... کامل شده چانبک، سکای خشن، روانشناسی، رمنس، اسمات