🥀 [ • خلاصه داستان • ] 🥀
شناختن یکی چقدر زمان میبره؟ یه ماه؟ چندسال؟ وقتی با تمام وجود تشنه شناخت یکی هستی و فرصتی نداری باید چیکار کرد؟
بکهیون یه مستندساز جوونه که همراه تیمش برای ساخت یه مستند درباره تاثیر طوفانهای بومی امریکا روی زندگی مردم اومده به ایالت متحده. ولی تو یه بدشانسی پاسپورت و ویزاش رو از دست میده و از تیمش جا میمونه و باید تقریبا دوهفته برای گرفتن مدارک جدیدش صبر کنه. ولی این روزها با اشناییش با یه پسر جوون به اسم لوئی که زندگی کولیواری داره و تو یه تریلر زندگی میکنه سریعتر میگذره و تاثیری روش میذاره که تا همیشه قراره عوضش کنه...🚎 #کامل #چندشاتی
🥀"وقتی پیدات کردم برای اولین بار تو زندگیم خواستم سفر کنم."🥀
🍂"وقتی پیدات کردم برای اولین بار تو زندگیم دلم یه خونه خواست."🍂
🚎 کاپل : چانبک
🚎 ژانر : رمنس.درام.اسمات.انگست
🚎 محدودیت سنی : 18+
🚎 نویسنده : SilverBunny
🌿•~خلاصه داستان ~•🌿
بکهیون عاشق زندگیش نبود ولی تلاش میکرد خوب زندگی کنه. هر روز صبح وقتی در گلفروشی کوچیکش رو باز میکرد به پرنده رویاهاش اجازه بلندپروازی میداد و همین بهش انرژی برای تلاش بیشتر توی تنهاییهاش میداد. ولی تمام نقشههای بکهیون با پیدا شدن سروکله دکتر پارک تو زندگیش خراب شد. دکتر بدجنسی که از همه جا تصمیم گرفت طبقه بالای گلفروشی بکهیون رو برای مطبش بخره. دقیق جایی که بکهیون میخواست توش یه کافه افتتاح کنه... و خب حالا بکهیون یکی رو داشت که ازش متنفر باشه و این از بیحسی یه جورایی بهتر بود نه؟
🪴 -امیدوارم اقامت جهنمیای اینجا داشته باشین. نه...در واقع امیدوارم زمین اصلا دهن باز کنه و شما و مطب زشتتون مستقیم به قعر جهنم منتقل شید.
🩺 +اگه زمین دهن باز کنه من فقط میوفتم تو خونهی تو و فکر کنم خوشحالم بشم.
💢 این داستان دنیای موازی داستان دیگه من Silver and silk ئه. اگه اون رو نخونده باشید هم میتونید بخونیدش ولی اگه سیلور اند سیلک رو خونده باشید لذت خیلی خیلی بیشتری از این داستان میبرید چون... باید بخونید که بفهمید نمیتونم توضیح بدم 😂❣️
🪴 • فیکشن : #Serendipity
🪴 • کاپلها : چانبک
🪴 • ژانر:رمنس.درام.روزمره
🪴 • محدودیت سنی : 🔞
🪴 • نویسنده : @SilverBunny 🐰
_هرگز فکرشم نمیکردم آرامشی که توی این ۳۳ سال از زندگیم دنبالش بودم رو توی یه روستا، بینِ کشتزار پیدا میکنم.🌾
🔺️پارک چانیول، پزشک عمومی ای که از زندگی در شهر با آدم های از خودراضیش خسته شده و تصمیم میگیره که چندماهی رو در یک روستای دورافتاده زندگی کنه.
🔻بیون بکهیون، تک پسرِ خانواده ی کشاورزِ بیونِ که زندگی در روستا و کمک به پدر و مادرش در کارهای مزرعه رو به هرچیزی در دنیا ترجیح داده.
دو پسر از دو دنیایِ متفاوت که دستِ سرنوشت اونها رو باهم رو به رو میکنه و یک داستانِ عاشقانه ای رو در کشتزارهای روستایِ(دارنگی) رقم میزنه.♥️
______________________________________
فیکشن: پسرِ مزرعه
نویسنده: 💫Dreamer
وضعیت آپ: تمام شده
کاپل: چانبک
ژانر: دراما،رمنس
محدودیت سنی: +18
Group: Exo
Author: Dreamer💫
Channel: @dreamer_fictions
Start: 1399/08/30
End: 1400/02/29
یک پسر خسته، از دل شلوغی شهر به خاکِ آروم روستا پناه میبره. جایی که بوی خاک بارون خورده، صدای بلبل و یک جفت دست روغنی و کثیف، قراره قلبش رو بلرزونه. داستانِ دو دنیای متفاوت که در سکوت بهم نزدیک میشن. عاشقانهای نرم، مثل نسیم صبحِ روستا.
────────────────────
Slice of Life - Romance - Mellow
⚠️ NC+𝟭𝟴 ( plz pay attention )