جایی که میتونید زندگی روزمره زیام با کونای چروک و پیرشون و عذابایی که از دست پسر همسایه اشون میکشن رو بخونید و از همراهی پسر و دخترشون ، هری و هانا ، لذت ببرید.
زیام
موش کوچولو فکر میکرد مار شیطانی همسایه بالاخره میخورتش و شب و روزش از ترس یکی شده بود. آخر سر هم یه لقمهی چپش کرد ولی نه اون مدلی که فکرش رو میکرد.
مترجم: -Liammalik-
لیام پین دو سالی هست که متاهله اما متاسفانه قدرت باروری
نداره
راه حل چیه ؟ بانک اسپرم
لیام و همسرش به توافق میرسن که ازبانک اسپرم کمک بگیرن
و چه اتفاقی میفته که اهدا کننده اسپرم ، زین مالیک باشه ؟!
𝖸.𝖮.𝖫.𝖮 : 𝖸𝖮𝖴 𝖮𝖭𝖫𝖸 𝖫𝖨𝖵𝖤 𝖮𝖭𝖢𝖤
لویی تاملینسون پسر خوب مدرسه، و هری استایلز دردسرساز مشهور در نهایت با هم بازداشت میشن..
"نظرت در مورد یه شرط بندی چیه؟"
"شرط...شرط بندی؟ "
هری چهارتا انگشتش رو بالا برد، انگشتایی که روش حروف "Y.O.L.O" خالکوبی شده بود.
"چهارتا جرات لویی، بین من و تو"
و همه چیز اینطوری شروع شد...
[translated]
هری به سمت لویی میره و دستهاش رو روی پهلوهای لویی میذاره. آرزو داشت میتونست لویی رو با نوک انگشتهاش بسوزونه همونجور که لویی با وجودش اونو میسوزوند.
"دوباره نه،" هری وقتی تیشرت لویی رو بالا میده، تکرار میکنه.
دستهای لویی بالا میاد وقتی که هری تیشرت رو از سرش رد میکنه، و بیتوجه به سمت تخت لویی میندازتش.
"من دوباره با تو نمیخوابم،" هری زمزمه میکنه.
"حتما،" لویی میگه، لبهاش به گردن هری میچسبه که باعث میشه سرش رو کج کنه. "اگر تاثیری داره همینجور حرفت رو تکرار کن."
هری ناخنهاش رو روی کمر لویی میکشه.
"دوباره نه،" ناله میکنه. "این- این بار آخره."
.یا.
وقتی هری استایلز و لویی تاملینسون هماتاقی هستند. اونا از همدیگه متنفرن. حداقل این چیزیه که خودشون فکر میکنن.
Persian Translation
The original story belongs to @aditistylinson