تهیونگ و جونگ کوک با هم ازدواج کردن ولی جونگ کوک هیچ علاقه ای به زندگی با تهیونگ نداره... از این رو دختر دایی کوک که عشق اولش هم محسوب میشه با اینکه میدونه اون ازدواج کرده داره از آمریکا برمیگرده تا با هم نامزد کنن...
.
.
+ فقط میتونم از قلبم خواهش کنم که ببخشتت و ازت متنفر نباشه
.
+ دیگه هیچ حسی بهت ندارم... میفهمی؟
.
+ میدونم که دارم با بی رحمی تمام این حرفارو بهت میزنم... اما از اینکه تو این موقعیتی ناراحت نشدم...
این وضعیت پیش اومده تاوان تو بود...
تاوان کاری که با قلب شکسته ی من کردی
.
🦽Genre: Angst | Drama | M' preg | Romance | Slice of life |
°•کامل شده •°
خلاصه:
کیم تهیونگ ایدول معروف کره جنوبی که طی یه اتش سوزی مشکوک بیناییشو از دست میده...
چی میشه اگه یه پزشک تازه کارو کم سن و سال مسئولیت درمانشو به عهده بگیره و دست بر غضا از دلیل اون اتش سوزی مشکوک سر در بیاره ...
ایا دکتر جئون جونگ کوک میتونه بی دردسر معشوقه تازه ی خودشو درمان کنه؟!
_________________________________________
عنوان: Your eyes| چشم های تو 🦋
نویسنده: AhuraPakzad
ژانر : پزشکی | رمنس | هیجانی
کاپل اصلی: Vkook
کاپل فرعی: Yoonmin
توجه!!!!
اتفاقات این داستان تصورات نویسنده بوده و واقعیت ندارند همچنین اشخاص این داستان تنها نقش یک بازیگر را دارند و از نام ان ها برای بهتر سازی تصورات خواننده استفاده میشود!
شب ترسناک🍸
کاپل: کوکوی
تهیونگ بچه کوچیکش و برداشت و از خونه بیرون دوید
بی هدف
زخمی
ترسیده
نا امید
فقط برای نجات بچش از شوهری که یک هیولا بود
اما......
تو اون شب ترسناک و طوفانی
تهیونگ پا به قلمرو یک هیولا واقعی گذاشت
هیولایی که انسان بود اما .......
[completed]
8پسری که خیلی اتفاقی توی دانشکده باهم هم اتاقی میشن و این همراهی باعث رخ دادن یک سری اتفاق های مشکوک میشه.
همه چیز مجهوله و هیچکس نیست که بتونه ابهاماشون رو برطرف کنه، و درنهایت تصمیم میگیرن صبر کنن...
اون پسر ها چی دارن که یک نفر به همه سپرده تا هواشون رو داشته باشن و ازشون محافظت شه؟! اونا چین که یه نفر از بدو تولد حواسش بهشون بوده و هدایتشون کرده تا در نهایت، به خودش برسن...
شاید اونها یک نفر باشند و اون یک نفر، خدا!
پدر دستان خود را به آسمان برد و هفت ستاره از آن برچید و هر یک از آنها را یک به یک بر پیشانی هفت پسر خود نهاد و برای هریک تاجی درخشان ساخت.✨👑
و همین بسنده بود برای اینکه پدر، پسران خود را در نطفه ی آدم به میان آورد...
شاید با نیت انتقامی به عمر هزاران سال...
______________________________________________
ℂ𝕠𝕦𝕡𝕝𝕖:𝕍𝕜𝕠𝕠𝕜^ 𝕜𝕠𝕠𝕜𝕧 (𝕤𝕨𝕚𝕥𝕔𝕙)
ℕ𝕒𝕞𝕛𝕚𝕟- 𝕪𝕠𝕠𝕟𝕞𝕚𝕟
✴️سوپرنچرال، جنایی، فنتسی، برومنس، طنز، اسمات، درام✴️
قبل از شروع آماده شید برای سوپرایز های بزرگ، به بزرگی یه جهان جدید!
‼️𝘼𝙜𝙚 𝙬𝙖𝙧𝙣𝙞𝙣𝙜‼️
نام رمان : Автор любви نویسنده عشق
( کامل شده )
نویسنده : Queen
ژانر : امگاورس / اسمات/ | کاپل: vkook
« هپی انده »
*******************
قسمت هایی از رمان
************************
تهیونگ : من جفت تو ام من پدر اون بچم نه اون جفت لعنتیت ! کوکی : بعد اون اتفاق بعد پنج سال شدی جفتم ؟!چه شوخی بامزه ای ! تو جفت من نیستی ! تو پدر اون بچه نیستی فهمیدی ؟! اینقدر نزدیک منو بچم نشو! تو هیچی اون نیست ! تو هیچی نیست تهیونگ !
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تو قاتل امگای منی تو !تو امگای منو ازم گرفتی ،زندگیه منو ازم گرفتی فقط و فقط تو وجودت ، نفس کشیدنت اضافه هست تو باید بمیری همونطوری که امگای من مرد!
^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^
+نههههه امگا ........ +آقای دکتر آقای دکتر امگام ..اون زنده است مگه ..نه اون نمرده مگه نه !؟~ متاسفم امگای شما...مردن !+نه ..نه امگای من نمرده نه اون نمرده امگااا
******************
تفنگ رو از روی سرش برداشت روی قلبش گذاشت
+ بزن ..پوزخندی زد وادامه داد منتظر چی هستی بزن دیگه ! نگاهی به چشمای فرد روبروش انداخت ،
~تو ..تو کی هستی ؟! +من ..من کسی هستم که قول دادی اولین و اخرین نفر عاشقش باشی البته تو خیلی وقته که فراموشش کردی . با یه حرکت الفا رو روی زمین انداخت و بدو بدو از اون محل دور شد
وقتی دید جونگ کوک اسلحه شو بیرون اورده و به سمت تهیونگ گرفته ساکت شد . جو ترسناک و استرس زایی حاکم شده بود که باصدای شلیک تفنگ ترس کل وجودشون رو گرفت....
♧ کاپل اصلی == کوکوی
♧ کاپل فرعی==یونمین ، نامجین
📌 فیکشن ترجمه هست .
♤completed♤
**ادیت نشده
- فقط خواستم بهت ثابت کنم، من توی رابطمون عاشق ترم!
و تو ترسوتر
-----------------------------------
+ جونگکوووووک
صدای جیغ های آزاردهنده ی تهیونگ وقتی که روی سکوی وسط سالن، برای اجرای مراسمِ فرقه، بسته شده بود، به گوشمون چنگ مینداخت!
+کمکککککک
و جونگکوک، که صورتشو پشت نقاب مخفی کرده بود، تا کسی اشک هایی که برای اون پسر میریزه رو نبینه!
پشتِ صحنه ی دنیای پر زرق و برق کمپانی مدلینگی که تهیونگ، برای تست دادن به اونجا میره، تیره و تار تر از چیزیه که فکر میکنه!
تهیونگ پسر جوانی که به خاطر علاقه ی شدید و البته صورت زیباش، قدم هاشو سمت مدل شدن برمیداره اما با طنابِ پوسیده ی عشق، واردِ چاه فرقه ی خطرناکی به اسم حلقه میشه...
-----------------------------------
کاپل: کوکوی، سُپ
ژانر: درام، رومنس، معمایی