خطاب به فیلیکس گفت " چون پسر خوبی بودی دو تا انتخاب بهت میدم ، یک همین الان ماشه رو بکشم و فردا جسدت کنار اون مردتیکه خوک صفت پیدا بشه ، دو با من بیای مثل الان برام پسر خوب و حرف گوش کنی باشی...
❌این فیک دارای صحنه های خوشونت امیز و اسمات هست اگه حتی یک درصد هم فکر میکنید که با روحیلتتون سازگار نیست نخونید ❌
-لی فلیکس، اجازه نمیدم جایگاهی که کل زن دگیم، با تمام وجودم براش تلاش کردمو ازم بگیری! حاضرم جفت پاهاتو با دستای خودم بشکنم تا دیگه نتونی برقصی...
Main couple: Hyunlix
Genre: Slice of life, Drama, Romance, Smut
[Ongoing]📍
سعی کن کمتر به خودت دروغ بگی
SKZ fic
کاپل : هیونلیکس،کمی تا حدودی مینسونگ
ژانر :رومنس_پزشکی_فلاف_انگست
خلاصه :هیونجین پسر مورد علاقه هر خانواده که طبق ایده ال ها پیش رفته و به موفقیتی که روتین همه والدین هاست رسیده ولی این اونو راضی نمیکنه اما یه مغازه دنج زندگیشو عوض میکنه ....
🌗 فصل دوم فیکشن meaningless
*کسانی که فصل اول رو نخوندن مشکلی برا خوندن این فیک ندارن چون از لحاظ خط داستانی اصلا بهم مربوط نیستن و جاهایی که لازم باشه فلش بک ها رو مینویسم
𝙉𝙖𝙢𝙚: 𝙂𝙚𝙣𝙞𝙪𝙨
𝙂𝙚𝙣𝙚𝙧: 𝙍𝙤𝙢𝙚𝙣𝙘 , 𝙎𝙢𝙪𝙩 ,𝙎𝙡𝙞𝙘𝙚 𝙤𝙛 𝙡𝙞𝙛𝙚
𝘾𝙤𝙪𝙥𝙡𝙚𝙨: 𝙃𝙔𝙐𝙉𝙇𝙄𝙓, 𝘾𝙝𝙖𝙣𝙟𝙞𝙣, 𝙎𝙚𝙘𝙧𝙚𝙩..
𝙐𝙥𝙡𝙤𝙖𝙙 𝙙𝙖𝙮:
𝙎𝙪𝙢𝙢𝙖𝙧𝙮:
همه چی از اونجایی شروع شد که بنگچان تصمیم میگیره از تنهایی دربیاد ولی نمیدونست این شروع یه مثلث عشقیه.
_اسمش چیه؟
_هوانگ هیونجین نابغه ی ریاضی..
کوپید در نزد خدایان یونانی از ارزش خاصی برخوردار بود؛چرا که او الهه عشق خاص و محبوب بود،اما نه تا وقتی که از تیر و کمانش برای پرتاب به شخص اشتباه کرد!
اما سوال اصلی اینجاست که آیا اون فرد برای کوپید اشتباه و حماقت محضِه؟!
𝗰𝗼𝘂𝗽𝗹𝗲: #𝗁𝗒𝗎𝗇𝗅𝗂𝗑 , 𝖼𝗁𝖺𝗇𝗁𝗈
𝗚𝗮𝗿𝗻𝗲𝗿: #𝗋𝗈𝗆𝖺𝗇𝖼𝖾 , 𝗌𝗆𝗎𝗍 , 𝖺𝗇𝗀𝗌𝗍 , 𝖣𝗋𝖺𝗆𝖺
اگه میدونست زیر پوست شهر چی پنهان شده بازم به اونجا برمیگشت؟
𝐶𝑜𝑢𝑝𝑙𝑒: 𝐻𝑦𝑢𝑛𝑙𝑖𝑥 ,𝑀𝑖𝑛𝑠𝑢𝑛𝑔 ,𝐶ℎ𝑎𝑛𝑚𝑖𝑛
𝐺𝑒𝑛𝑟𝑒: 𝐹𝑎𝑛𝑡𝑎𝑐𝑡𝑦, 𝑇ℎ𝑟𝑖𝑙𝑙𝑒𝑟, 𝑆𝑚𝑢𝑡 ,𝐶𝑜𝑚𝑒𝑑𝑦 , 𝑊𝑒𝑟𝑤𝑜𝑙𝑓
روز آپ: سه شنبه ها
𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾: 𝗁𝗒𝗎𝗇𝗅𝗂𝗑
-من یک سالِ تمام بهت عشق ورزیدم..ولی تو چیکار کردی؟ تو همه رو جایگزین من کردی!هیچوقت من برات اون یه نفر نشدم.. من کلی دست و پا زدم تا دوباره دوستم داشته باشی.. الانم به همون اندازه دست و پا میزنم تا این حس لعنتی رو از بین ببرم.
' 𝘸𝘩𝘢𝘵 𝘪𝘧 '
◜ 𝘎𝘦𝘯𝘳𝘦 : 𝘙𝘰𝘮𝘢𝘯𝘤𝘦٫ 𝘍𝘭𝘶𝘧𝘧٫ 𝘈𝘯𝘨𝘴𝘵٫ 𝘚𝘮𝘶𝘵
◜ 𝘊𝘰𝘶𝘱𝘭𝘦 : #Hyunlix
◜ 𝘈𝘶𝘵𝘩𝘰𝘳 : #Sooin
◜ 𝘚𝘢𝘵𝘶𝘳𝘥𝘢𝘺
من آدم سرسختی بودم از زمانی که یادم میاد داشتم برای رویاهام تلاش میکردم ، شکست های زیادی دیدم اما سر بزنگاه دیدمت از دو تا غریبه شدیم دوست، دست تو دست هم از خط رد شدیم و الان اینجاییم... وقتی برای اولین بار باهات حرف زدم حتی فکرشم نمیکردم اینقدر منحصر به فرد باشی ولی خب اون حس کنجکاوی کار دستم داد و اصلا پشیمون نیستم بابتش... بعضی وقتها آدم ها به غریبه ای برخورد میکنن که احساس میکنن سالهاست میشناسنش و آرامش رو کنارشون تجربه میکنن، کنار اون آدم ها نیازی به تظاهر نیست...
2. #Stay
5. #Stay
7. #Stay