Mingh993's Reading List
60 stories
котёнок by xoxopomeon
xoxopomeon
  • WpView
    Reads 48,844
  • WpVote
    Votes 4,954
  • WpPart
    Parts 19
از نظر همه، جونگکوک پسری ظریف و شکستنی بود. قابل پرستش و همیشه نازدار. و این واقعیتی بیش نبود. ولی کسی چه بدونه که این پسرک نازدار؛ دوستاش‌رو دیوونه، و پدرشون رو در آورده از این همه شیطونی؟ خب...شیطونی دردسر داره...؛مگه‌نه؟ 𝙲𝙾𝚄𝙿𝙻𝙴: 𝚅𝙺𝙾𝙾𝙺 𝙶𝙴𝙽𝚁𝙴: 𝚁𝙾𝙼𝙰𝙽𝙲𝙴, 𝙵𝙻𝚄𝙵𝙵, 𝙲𝚄𝚃𝙴, 𝙰𝙲𝚃𝙸𝙾𝙽«70٪» به امید اینکه یک نیمچه لبخند به لبهای نازت بیاره🌸🐈‍⬛✨️
"HALF BROTHER" by asaltito
asaltito
  • WpView
    Reads 214,425
  • WpVote
    Votes 21,770
  • WpPart
    Parts 33
برادر ناتنی بعد از اینکه مادر تهیونگ خانواده‌ و پسره 17 ساله‌شو ترک کرد، پدرش تصمیم گرفت برای بار دوم عاشق بشه و با زنی ازدواج کنه اون زن، پسری 10 ساله به اسم جونگکوک داشت؛پسری شیرین دوست داشتنی! اون زن و بچه تبدیل به بزرگ‌ترین دلگرمی برای اون پدر و پسر شدن؛ مخصوصا جونگکوک، اون پسر کوچولو تبدیل شد به تمومه دلخوشیه تهیونگ؛ زمانی رسید که تهیونگ توی سن 22 سالگی برای ادامه تحصیل به خارج رفت و جونگکوک کوچولوشو با احساساته مخفیش تنها گذاشت و حالا تهیونگ بعد از پنج سال برگشته اما... ° ° ° تهکوک فیکچت،اسمات،عاشقانه،رومنس پایان یافته ...
~Where's My Angel❄ by Black_kitten_79
Black_kitten_79
  • WpView
    Reads 24,019
  • WpVote
    Votes 4,677
  • WpPart
    Parts 12
.・゜・فرشته من کجاست؟.・・゜ «کاپل»: کوکوی، سپ «وضعیت»: completed «روزهای آپ»:جمعه ها «ژانر»: رمنس، فانتزی، اسمات، فلاف «رده سنی»: +18 «تاریخ شروع»: 16 آوریل 2021 خلاصه: کیم وی...یکی از هزاران هزار فرشته‌ی نگهبان دنیای انسان‌های فانی...اونم مثل بقیه فرشته‌ها حق تغییر خط زندگی انسان‌هارو نداره...هیچکس نداره!فقط باید به جریان زندگیشون خیره شد...حتی اگه قرار باشه یه پسر بچه‌ی کوچولو تو یکی از شبای بهاری سئول از پل بزرگ روی رودخونه‌ی هان خودش رو پرت کنه پایین...بازم حقی درمورد نجات اون پسر نداره...قانون نود و نهم کتاب فرشتگان این اصل رو بهش یاد داده...ولی کیم تهیونگ میتونه به این قانون پای‌بند باشه؟!
𝗟𝗜𝗔𝗥 | دروغگو by vkookland_82
vkookland_82
  • WpView
    Reads 339,209
  • WpVote
    Votes 28,915
  • WpPart
    Parts 37
𝑳𝒊𝒂𝒓🫀 جونگ‌کوک پسری ساده با قلبی مریض، بی‌خبر از اینکه اطلاعاتی در دست داره که می‌تونه مافیای ژاپن رو به هم بریزه. تهیونگ، رئیس بی‌رحم مافیای ژاپن، برای رسیدن به اون اطلاعات مجبور می‌شه به جونگ‌کوک نزدیک بشه و با قلب مریضش بازی کنه...اما در نهایت عاشق اون پسر میشه. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ «چطور میتونی بگی همش...دروغ بود؟» تهیونگ بدون نگاه کردن به جونگکوکی که تا چند ساعت پیش، مثل بت میپرستیدش، پک عمیقی به سیگارش زد. جونگکوک دستش رو روی قلبی که حالا تند تر از همیشه میکوبید گذاشت و بعد از مدت ها بلاخره قطره اشکی از چشمش پایین ریخت«چطور تونستی با..قلب مریضم بازی کنی؟» مرد با چشمهایی که حالا تاریک تر از هر وقت بودن به چراغ های توکیو خیره شده بود«بازی تموم شد حالا..حذف شدی.» ˢᵗᵃʳᵗ : ¹⁴⁰⁴/²/¹¹ - 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: 𝑹𝒂𝒉𝒂 - 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: 𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆, 𝑺𝒎𝒖𝒕, 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂 - 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: 𝑽𝒌𝒐𝒐𝒌 - 𝑰𝒏𝒔𝒕𝒂𝒈𝒓𝒂𝒎 𝑰𝑫: 𝒕𝒂𝒆𝒌𝒐𝒐𝒌_𝒍𝒂𝒏𝒅82 - 𝑻𝒆𝒍𝒆𝒈𝒓𝒂𝒎: 𝑽𝒌𝒐𝒐𝒌_𝒍𝒂𝒏𝒅82
All The Married Alphas || همهٔ آلفاهای متاهل{KookV} by LiberteNovels
LiberteNovels
  • WpView
    Reads 36,769
  • WpVote
    Votes 5,006
  • WpPart
    Parts 30
توجه‼️ این داستان در دو ورژن کوکوی و یونته نوشته شده. همه ی آلفاهای متاهل به جفتشون بیتوجهی میکردن؟ یا فقط اونهایی که بدون آشنایی قبلی با همسرشون ازدواج کرده بودن؟ ༺ Liberté Novels ༻ Name: All The Married Alphas نام داستان: همه آلفاهای متاهل Couple: KookV کاپل: کوکوی Omegaverse, Smut, Slice of life, angst امگاورس، اسمات، روزمره، انگست ■ A Novel By May ■
Satan's Forbidden by Vkook_Fiiik
Vkook_Fiiik
  • WpView
    Reads 72,198
  • WpVote
    Votes 8,362
  • WpPart
    Parts 58
کیم تهیونگ، مافیای مطرح روسیه، در یک روز بارونی از زندگی تاریک و خون‌بارش، با پسری تصادف میکنه؛ پسری که چشم‌هاش، چند روز قبل در یک کلیسا، در حافظه‌ی نگاه مرد ثبت شده...آیا تهیونگ میتونه راهی از دنیای سرخ کشتار به چشم‌های معصوم اون پسر پیدا کنه...؟ بعید به نظر میرسه؛ چون اون پسر برای بدنام‌ترین شیطان شهر، یک ممنوعه‌ست... _________________________ پسر شیطان، پسر مسیح نخواهد شد؛ مگر با عبور از قاب کهکشان چشمانی فرشته‌‌وار... خیره‌گی برای بدنام شهر، چیزی بی‌زمان خواهد بود... برای شیطانی با قلبی جوهرکشیده‌ به رنگ شب، که راه رسیدن به بهشت فرشته‌ی ممنوعه را باید از میانه‌ی جهنم کرکس‌ها، طی کند... آیا زاده‌ی شر، راهی به محراب‌زاده‌ی آسمانها دارد...؟ ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ کوک : از من بگذر چون من از تو گذشتم تهیونگ : دوست داشتن تو اخرین ذره ی معصومیت من بود اگه بری آخرین ذره ی انسانیت منو با خودت میبری چون من دیگه هیچ انسانی نمیشناسم _________________________ Genre : Romance - Angst - Mafia - Smut - Action Couple : Vkook _ Sub Couple : yoonmin_namjin_ secret _________________ 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫 : 𝐄𝐋𝐋𝐀 _ 𝐏𝐀𝐒𝐀 𝐒𝐞𝐞𝐧𝐚𝐫𝐢𝐬𝐭 : 𝐄𝐋𝐋𝐀 __ 𝐄𝐝𝐢𝐭𝐨𝐫 : 𝐏𝐀𝐒𝐀 __________ Time up : Every other day
Ai no DNA  by Bora444
Bora444
  • WpView
    Reads 11,481
  • WpVote
    Votes 1,326
  • WpPart
    Parts 18
سلام، من نویسنده فیکشن Ai no DNA هستم. این فیکشن از همه لحاظ با فیکشن هایی که خوندید تفاوت داره. از آشنایی گرفته تا عشق ... همه متفاوت از بقیه فیکشن هاست. امیدوارم از این فیکشن خوشتون بیاد. نویسنده: مین بورا
Blue Job🫧 by parvaneh2006
parvaneh2006
  • WpView
    Reads 61,522
  • WpVote
    Votes 4,610
  • WpPart
    Parts 33
جون کوک، امگایی ۲۰ ساله فقیر با رایحه‌ی ملایم وانیل، کیوت، بازیگوش و یه کم تخس و پررو. خانوادش رو تو بچگی از دست داده تو بار کار می‌کنه و با شوخی‌ها و شیطنت‌ها همیشه فضا رو گرم نگه می‌داره. تهیونگ مردی مغرور و قدرتمند صاحب برند کلوین کلاین با رایحه‌ی تلخ و خاص ویسکی، که همه بهش احترام می‌ذارن. دیدار اولشون پر از چالش و تنش بود، اما جون کوک با ناز و شیطنت دیگه نمی‌ذاره تهیونگ اولین دیدارش با اون خرگوش از ذهنش بیرون بره.
Devil's children by ThisisJeonNiko
ThisisJeonNiko
  • WpView
    Reads 2,679
  • WpVote
    Votes 276
  • WpPart
    Parts 7
DEVIL'S CHILDREN🫀 Finished 🔥 ➤ Name: #Devilchildren ➤ Genres: BDSM, HARSH, SMUT🔞 -اگه ببازی باید سه تا از خواسته‌هامو برآورده کنی آقای یونگ نفس های آروم و داغ جیمین علاوه بر حرکت نرم لب‌هاش روی پوست گردن یونگی، اون رو عصبانی‌تر از هر وقت دیگه‌ای کرده بود. دست راستش رو به ضرب، بالا آورد و مچ دست جیمین رو محکم گرفت. +و اگه بردم باید برای همیشه گورتو از زندگیم گم کنی. ~پایان‌یافته~ Telegram: @YONMINWORLD
Stay with me by ace_vinchi
ace_vinchi
  • WpView
    Reads 24,088
  • WpVote
    Votes 3,590
  • WpPart
    Parts 17
یونگی به خاطر تصادف سختی که ۱۵ سال پیش داشته هر شب با خاطرات جدیدش خداحافظی می‌کنه و به همون پسر بچه ۷ ساله که می‌خواست با خانواده‌ش به پیک‌نیک بره برمی‌گرده و جیمین باید هر روز دوباره با یونگی ۷ ساله سر و کله بزنه! کاور از: @Emethod ♡ این داستان برومنسه، فرندشیپ! اگه انتظار اسمات و رابطه‌ی همجنس دارید، لطفا اسکیپ کنین