تا همیشه یه گوشه از قلبم
2 story
Trouble (L.S) [Persian translation] на notoriouse_
notoriouse_
  • WpView
    Прочтений 8,624
  • WpVote
    Голосов 2,111
  • WpPart
    Частей 10
_بابابزرگ هریِ تو از دردسر متنفر بود و من خودم تعریف دردسر بودم. _پس چجوری تهش به هم رسیدین؟ _خب بچه، همش با یه صبح پردردسر شروع شد. ©All Rights reserved to: jealouslouis_
Blue Dreams Store на _selenilium
_selenilium
  • WpView
    Прочтений 7,386
  • WpVote
    Голосов 1,980
  • WpPart
    Частей 13
هرکسی دنیا رو جوری میبینه که خودش دلش میخواد؛ دنیای ینفر سیاه، دنیای یکی بنفش و هر آدمی، زندگی رو یچیز میبینه؛ اما اون پسر زندگی رو توی کوچکترین چیزها پیدا می‌کرد. چیزهای کوچیکی مثله سطل رنگ ابیش و بوسه های اون مرد Ziam short story