-beautiful
17 historias
Fanaa [VKook] por yegane1d
yegane1d
  • WpView
    Lecturas 731
  • WpVote
    Votos 180
  • WpPart
    Partes 5
فنا | Fanaa نابود شدن توسط خود، در عاشق ترین حالت ممکن. "هر بار که تو رو بغل کردم و بوسیدم. هر بار که میخندیدی و هر بار که توی اغوشت شب رو سحر میکردم؛ تمام اون دفعات، تو من رو تا بهشت میبردی. فکر کردی بهشت همیشه یه جای دوره؟ خب باید بگم جئون جونگکوک اشتباه میکنی. چون برای من، بهشت تویی!" - داستان کوتاه، نوشته‌ای تمام شده از اکتبر
•Fading• [L.S]  por SeTaRe4
SeTaRe4
  • WpView
    Lecturas 224,592
  • WpVote
    Votos 31,922
  • WpPart
    Partes 48
[Complete] لویی زیبایی رو، ترکیب رنگ‌ها و جنس‌های مختلفی که حس ظرافت رو درون آدم‌ها به‌وجود میارن، میشناسه. اون درحالی که داره توی دانشگاه فشن میخونه، هر روز این ترکیب‌ رو میبینه. برش لباس‌ها، رنگ پارچه‌ها، پیچیدگی‌ طرح‌ها، همهٔ این‌ها کنار هم قرار میگیرن تا یه‌چیز زیبا رو بسازن. ولی وقتی که یه دانشجوی علوم با پاهای بلند و لبخندی که چال‌ گونه‌هاش رو به نمایش میزاره قبول میکنه که مدل لویی بشه، لویی میفهمه که تازه زیبایی رو پیدا کرده. هری فکر میکنه لویی فقط به کسی نیاز داره که بهش ثابت کنه چقدر زیباست. °Persian Translation°
King Of My Heart~L.S[Completed] por gisustylinson
gisustylinson
  • WpView
    Lecturas 80,929
  • WpVote
    Votos 13,815
  • WpPart
    Partes 44
و عشق، بی هیچ ریشه ای، می روید در قلبِ تو... بی هیچ نجوایی، فریاد میکشد و حل میشود میانِ سرخیِ رگ هایت... ___ اواخر قرن هجده میلادی. سلطنت...دیدار...مرگ...سرنوشت... و جرقه ی عشقی نافرجام. بهار97
Friends [L.S] por harold_iran
harold_iran
  • WpView
    Lecturas 208,665
  • WpVote
    Votos 36,168
  • WpPart
    Partes 52
[Completed] [ هرى ادوارد استايلز ، اونطورى بهش نگاه نكن شما فقط دوتا دوستيد ]
28 Days [L.S] por MakeRainbow
MakeRainbow
  • WpView
    Lecturas 23,088
  • WpVote
    Votos 6,356
  • WpPart
    Partes 32
"شاید هدف فقط کشیدنش بود. ولی نه روی کاغذ، روی قلبم." Highest Ranking : #1 in boy×boy #5 in shortstory
Bitter [L.S] por yegane1d
yegane1d
  • WpView
    Lecturas 2,068
  • WpVote
    Votos 404
  • WpPart
    Partes 5
شاید طعم خوشبختی تلخه؛ عشق تلخه و تو وقتی که لبخند میزنی از وقتایی که اقیانوس چشمات طوفانیه تلخ‌تری.
LACK OF IDENTITY [Z.M] [Completed] por anaw_73788
anaw_73788
  • WpView
    Lecturas 41,593
  • WpVote
    Votos 7,463
  • WpPart
    Partes 25
با دست های لرزان به بازو هایت چنگ بزن و خودت را در اغوش بگیر. به صدای غم انگیز موسیقی مورد علاقت گوش بده و ارام اشک بریز. در این دنیای خاکستری تنها بنفش کبود تو ترکت کرده و حالا رنگی در بین هاله های تیره وجود ندارد. ناخن هایت را در پوستت فرو کن تا حداقل رنگ سرخ خون، دنیایت را از یکنواختی دربیاورد. نوشیدنیه سرد و تگریت را بنوش رو از درصد الکلش لذت ببر. کمی دود و بعد قرص ارامش بخش و ارامش... به همین سادگی.
NO LIMIT •|ziam|• COMPLETED por mayda_fanfic
mayda_fanfic
  • WpView
    Lecturas 708,620
  • WpVote
    Votos 94,596
  • WpPart
    Partes 122
Highest ranking : #1 in fanfiction For more than four continuous months -داری محدودم میکنی! +نه... فقط دارم عاشقت میکنم. -نمیخوامش! +دست تو نیست... دست هیچکس نیست.
Russian Roulette [L.S] por Herawx
Herawx
  • WpView
    Lecturas 12,275
  • WpVote
    Votos 1,641
  • WpPart
    Partes 6
خدا لبات رو ساخته برای بوسیدن و چشمات رو برای پرستیدن، دستات رو برای گرفتن و سرت رو برای بغل کردن...
دوپنجره por ishouka
ishouka
  • WpView
    Lecturas 14,666
  • WpVote
    Votos 3,304
  • WpPart
    Partes 12
[تمام شده] دستات خودت نیستن، اما جزئی از تو ان...