Finished
75 cerita
Not Today (S2) oleh muhi_san
muhi_san
  • WpView
    Membaca 7,261
  • WpVote
    Vote 3,040
  • WpPart
    Bab 78
A fanfiction based on Attack on Titan Season Two of Me or Marnie "دشمن همیشه پشت دیوار نیست... گاهی درست کنار تو ایستاده است." در جهانی که انسان‌ها برای بقا در میان دیوارهای بلند محصور شده‌اند، حقیقتی تاریک و خطرناک در سایه‌ها پنهان شده است. جنگ با تایتان‌ها تنها یک روی سکه است، اما جنگی که درون دیوارها جریان دارد، حتی وحشتناک‌تر از آن چیزی است که تصور می‌کردیم. آینا ریس، پزشک جوان و همسر لیوای آکرمن، در مرکز این معما قرار گرفته است. وقتی نشانه‌های غیرعادی را در یکی از هم‌رزمانش می‌بیند، قدم در مسیری می‌گذارد که به افشای حقیقتی غیرقابل باور منتهی می‌شود. رازهایی که می‌توانند بنیان تمام باورهایشان را در هم بشکند.. اما این فقط یک ماموریت مخفی در دل ارتش نیست.. این داستان، از درون دیوارهای مدرسه‌ی نظامی آغاز می‌شود. جایی که همه‌ی دانش‌آموزان در حال آموزش دیدن و آماده شدن برای نبرد با تایتان‌ها هستند. اما حالا دیگر مشخص نیست کدام یک واقعا برای حفاظت از انسان‌ها آموزش می‌بیند... و کدام یک در انتظار لحظه‌ای برای خیانت است.. در این فیک انتظار چه چیزی را داریم؟ یک درام عاشقانه، طنز، اکشن و معمایی با تمام شخصیت‌های آشنای اتک آن تایتان ( فن فیک لیوای آکرمن ) کاپل اصلی: لیوای و آینا تاریخ شروع: 06/09/2024
Interference Of Worlds oleh parnian_tkp
parnian_tkp
  • WpView
    Membaca 547
  • WpVote
    Vote 99
  • WpPart
    Bab 1
بعد از اینکه قوم ون خیلی ناگهانی دوباره برگشت و همه رو جمع کرد و به قوم های برتر حمله کرد‌‌.. باز هم نتونستم کاری کنم جز اینکه ببینم عزیزانم جلوی چشمم کشته میشن... توی اون جنگ سخت... خیلی ها کشته شدند... من ... باز هم زنده موندم... زنده موندم تا درد بکشم...
control oleh magnusnakah
magnusnakah
  • WpView
    Membaca 1,759
  • WpVote
    Vote 272
  • WpPart
    Bab 5
زندگی شبیه بازی "شطرنجه" اگه بلد نباشی همه میخوان یادت بدن وقتی هم که یاد گرفتی همه میخوان شکستت بدن... این رو جیانگ چنگی که کل خانوادش رو از دست داده بود خیلی خوب متوجه میشد الان فقط خودش مونده بود و پسر بچه 16 ساله تخس که یادگار خواهرش بود... با اینحال...فکر نمیکنم خیلی هم تنها بوده باشه:)
 my secret little love oleh parnian_tkp
parnian_tkp
  • WpView
    Membaca 30,097
  • WpVote
    Vote 5,428
  • WpPart
    Bab 20
اگه یه روز عاشق کسی شدید و نمیدونستید چطور ابرازش کنید... امیدوارم مثل من خوش شانس باشید😉
He's crying again! oleh winterfallstonight
winterfallstonight
  • WpView
    Membaca 2,533
  • WpVote
    Vote 209
  • WpPart
    Bab 3
Name: He's crying again Couple: HyunLix Genre: Romance, Slice of life, Comedy, Fluff, Smut Channel: @StraykidsBL [Multishot] _فلیکس؟! چطور... _آه... امم خیلی یهویی شد. _یهویی؟ چطوری اومدن یه بچه یهویی می‌شه؟!
IDENTITY☠︎ oleh Faezeeh
Faezeeh
  • WpView
    Membaca 113,040
  • WpVote
    Vote 19,710
  • WpPart
    Bab 59
وانگ ییبو ؛ بهترین افسر دایره ی جنایی ، یکسال تمام در تعقيب و گریز با رئیس مرموز باند مواد مخدریه که کسی چیزی ازش نمیدونه . از طرفی شیائو بزرگ نابغه کم سن و سال صاحب فروشگاه های زنجیره ای شیائو ، علاقه خاصی به ییبو داره ... دلیل این علاقه چیه ؟
15 minutes extra time : پانزده دقیقه وقت اضافه oleh i_am_SMH
i_am_SMH
  • WpView
    Membaca 2,247
  • WpVote
    Vote 477
  • WpPart
    Bab 12
📌وضعیت: پایان یافته 📚♥️ ⏳شروع: ۲۲ نوامبر ۲۰۲۲ ⌛پایان: ۱۰ ژوئن ۲۰۲۴ ⏰بازنویسی: --- L⚽VE : +درسته که ما پایان قشنگی نداشتیم؛ اما داستان قشنگی داشتیم... و همین برای فراموش نکردنت کافیه... نمیدونم کجایی، چیکار می‌کنی، حالت چه طوره... ولی دوست دارم همیشه برات بهترین باشه.... یادته ما باهم چه قدر برای رویاهامون تلاش می‌کردیم؟ یادته چه قدر راجع به زندگی گپ می‌زدیم؟ حالا سرنوشت اینطوری رقم خورد که از هم جدا باشیم، امیدوارم به رویاهات و آرزو هات برسی:) تولدت مبارک...|۵اوت۲۰۱۹ #S_M_H : خطا... صدای سوت داور و نگاه آلوده به اخم بازیکن ها به سمت شماره هفت، بازیکن خط دفاع وانگ ییبو : ییبو هیچ معلومه چند وقته چت شده؟ رفیق چهارساله‌اش با نگرانی و درحالی که دست بر شانه او گذاشته بود و پرسید نگاه ییبو اما به اطراف! گویا زمین به دور سرش می‌چرخید و همه چیز را به محوی می‌رفت همه چیز به جز مربی جدید! او را چه شده بود جز عشق؟ عشقی که با گذشت چهار سال هنوز در کنج قفسه‌ی سینه‌اش می‌تپید، عشقی که هیچ‌گاه جسارت بیان‌اش را پیدا نکرد آخر او همیشه خط دفاع بازی می‌کرد نه حمله! از دور عاشق شد و پیش از آنکه جسارتی در دل بکارد عشق‌اش را در ازدحام شهر گم کرده بود؛ او از آن جا رفته بود، رفته بود و اما حالا...او اینجا بود! اینقدر نزدیک...
Destiny  oleh salixya
salixya
  • WpView
    Membaca 37,379
  • WpVote
    Vote 4,162
  • WpPart
    Bab 24
کاپل : هیونلیکس . مینسونگ . ژانر : رمنس . امگاورس . امپرگ . اسمات . دارک روزهای آپ: یکشنبه ها .
venomous ♣️🩸⛓️(complete) oleh Hastishahriye
Hastishahriye
  • WpView
    Membaca 103,703
  • WpVote
    Vote 10,610
  • WpPart
    Bab 70
"venom" •اسم جالبیه نه؟ ودر عین حال اسم ترسناک برای همه هست، اون کی میتونه باشه یعنی؟ درسته لی مینهو ملقب به "venom " کسی که صاحب بزرگترین باند مافیا هست و هیچکس تاحالا ندیدتش و اسم واقعیش رو هم نشنیده، اون کابوس هر دشمن هست عاقبت در افتادن با اون اصلا آینده خوبی در انتظارش نیست، اون و آدم های تو باندش بی رحمترین انسان ها هستن، اون هرکاری بخواد میتونه انجام بده و هرچی رو بخواد میتونه به دست بیاره•⛓️🩸 ▪︎هان پسری ساده و شیطون که فقط با خواهرش زندگی میکنه و دوتا دوست به اسم فلیکس و جونگین داره، اون زندگی ساده داره و تا حالا خودش رو تو دردسر ننداخته بود تا اینکه.....▪︎ کاپل اصلی:مینسونگ. کاپل های فرعی:هیونلیکس و.... ژانر: مافیایی، عاشقانه، کمی طنز، کلیشه ای، اسمات، هپی اند.
Red Anemone: The flower of my heart for you(bjyx)  oleh amaneyurinago
amaneyurinago
  • WpView
    Membaca 92
  • WpVote
    Vote 18
  • WpPart
    Bab 1
• از مجموعه ی P!NK W!ND FLOWERS • شقایق سرخ: گل قلب من برای تو • کاپل: ییژان • عاشقانه/سداند/غمگین • کانال: WindFlowerFiction «این فیک بخشی از مجموعه ی گل های شقایق صورتی است که در کانال WindFlowerFiction اپ می شود »