[ پرستار کیم، فارغالتحصیل شده بهترین دانشگاه آمریکا شروع به مراقبت از پسری ویلچر نشین کرد که نه تنها کم حرف و پررو بود بلکه احترام کوچیکتر بزرگتریهم سرش نمیشد! ]
"رومنس، فلاف، اسمات."
کاپل: کوکوی.
تمام شده.
کیم تهیونگ دیگه اون بچه دماغوی قدیم نیست ولی متاسفانه جئون جونگکوک هنوز هم فکر میکرد میتونه اون موجود نینی و کیوت رو توی وجود تهیونگ پیدا کنه🍀
ژانر: طنز🥬عاشقانه✨️خونوادگی🧃روزمره🥢پایان خوش🍌
کاپل: ویکوک
开始:1403/11/07
结束:1405/04/29
Believe me
باورم کن
"هرچقدر میخوای ازم متنفر باش، تحقیرم کن، نابودم کن. اما آقای کیم، فراموش نکن. روزی که فهمیدی من بیگناهم، روزی که فهمیدی پسری رو که با تمام وجود عاشقت بود رو چطور از خودت روندی، اون روز حق نداری برگردی پیش من! حق نداری بهم بگی عاشقمی و میخوای دوباره همه چیز رو درست کنیم. یادت نره آقای کیم، روزی که بیگناهیِ من ثابت بشه، روزیه که تو ادعای عاشقی میکنی و این بار این منم، که باورت نمیکنم!"
- - -
Couple: taekook
Genre: sad/angst/lovestory
Writer: wicler
Cover by: wicler
Telegram: WICLER_69
- نسخه جدید فیکشن به هیچ عنوان بازگردانی کامل نیست! روند کلیِ داستان از یک رمان الهام گرفته شده، اما از ابتدا تا انتها مجدد توسط خودم نوشته میشه. ممنونم.
- happy end.
«complete»
جفتشدن با آلفای سیاه و داشتن مارک مرگبارش آخرین چیزی بود که کیم تهیونگ هیجدهساله از زندگیش میخواست؛ خبرنگار جوان وقتی برای ماجراجویی پاش رو داخل اون کلاب لعنتی گذاشت هیچوقت تصورش رو هم نمیکرد قراره با جفت آیندهاش مواجه بشه؛ جئون هاییرو، یاکوزایی که توی نگاهِ اول شیفتهی اون امگای مو فندقی شده بود.
تهیونگ با تمام وجود آماده بود که در خونه همسایه ی مردم آزار و عوضیش رو بزنه و همون بلندگوی لعنتیش رو مستقیم فرو کنه توش، چون واقعا دیگه از این همه سر و صدا خسته شده بود!
ولـی شـرایط بـا درامـر اونطـور کـه برنـامشـو ریخـتـه بـود پیـش نـرفـت...
"...تو چرا نمیای شریک جرمم شی که فکر لو دادنم از سرت بپره...؟"
"من اهل سر و صدایی که شما بهش میگید موسیقی نیستم..."
"میتونی فقط بـرام جیـغ بزنـی..."
"میخوای واسه آهنگتون جیـغ بزنـم؟!"
"میخوام زیـرم جیـغ بزنـی...!"
فروختن تنش به تکپسر نازپروردهی یاکوزا، آخرین چیزی هم نبود که جونگکوک فکرش رو میکرد! آدمها توی شرایط سخت بدترین تصمیمات رو میگیرن و جونگکوک، زمانی که توی فقر و نداری دستوپنجه نرم میکرد؛ این بهترین کار بهنظر میرسید!
_ تو به پول نیاز داری و من به کسی که تختم رو گرم نگهداره، معاملهی خوبی نیست؟
+ قبوله، من تو رو پُر میکنم و تو حسابم رو!
ژانر: رومنس، انگست، اسمات، مافیا
کاپل: کوکوی
_تو جرات میکنی برام شرط بذاری؟!
تهیونگ چشمهاش رو بست و به سرعت داد زد.
_دوست پسرم شو!!
جونگکوک بهت زده خندید و متقابلا فریاد زد:
_چی؟! تو...چی گفتی؟! دیوونه شدی؟! من ازت متنفرم!!
_ب...رام مه...مهم نیست. ب...بهم در..دروغ بگو که دو...دوستم دا...ری. دوستپ...پسرم شو منم...بابا رو راضی م...میکنم.
جونگکوک به طرف تهیونگ هجوم برد و یقهش رو توی دستهاش گرفت با خشم غرید:
_تو یه عوضی رقت انگیزی که همیشه باعث می شی حالم ازت بهم بخوره. تو هیچ وقت نمیتونی منو به دست بیاری تهیونگ. اینو تو کلهی پوکت فرو کن. تو یه احمقی!!
--
- زنده به گور
- وضعیـت آپ : درحـال آپ
- 𝗡𝗮𝗺𝗲: Buried Alive
- 𝗚𝗲𝗻𝗿𝗲: Romance . Angst . Smut . Action . Hursh . Mystery . Criminal . Verse
- 𝗖𝗼𝘂𝗽𝗹𝗲: VKOOK/ KOOKV. YOONKOOK/KOOKGI.Secret
- 𝗪𝗿𝗶𝘁𝗲𝗿: Youra | @SetMeFreeJim
وضعیت: پایان یافته❤️
جئون جونگکوک سارق چیرهدستی که به نظر احمق میاد به خواسته خودش دستگیر میشه و وبه زندان میره، و اونجا امپراطوری خودش رو برپا میکنه، چطوری؟ قطعا همهی زندانی ها به گنده ترین سارق کره احترام میگذارند!
البته بجز یک نفر! کیم تهیونگ رئیس باند قاچاقی که برخلاف میلش دستگیر شده و در تلاشه که یه جوری از زندان بیرون بره... تهیونگ یک عمر به باند خودش که بعضیهاشون توی زندان همراهش اند دستور داده و براش سخته زیر سلطهی یه دزد احمق بره!
🔞💲👣🕷
کاپل های فیک به ت رتیب: تهکوک، نامجین، یونمین هستند
#action #fanfiction #taekook #vkook #mafia # smot #mystery