Liked 'em
51 قصة
Dark sky/Vkook بقلم sad-moon102938
sad-moon102938
  • WpView
    مقروء 712,525
  • WpVote
    صوت 69,918
  • WpPart
    فصول 54
⛓برده تهیونگ بودن گردن کج میخواد و زبون کوتاه! ⛓چیزی که جونگکوک نداره... ---------------------------- - پس شاه دزد تویی! به کاهدون زدی... من هیچی ندارم! + تمام چیزی که میخوام رو به رومه... شاه دزد؟ گوشای من فقط باید کلمه ددی رو از زبون تند و تیزت بشنوه جونگکوک... --------------------------- + وقتی میخوای به یکی بگی خیلی درگیرشی چی میگی؟ جونگکوک نگاهشو از لب های تهیونگ گرفت و با صدای خماری لب زد - میگم نَسَخِتم... ژانر : جنایی / مافیایی / اسمات / رومنس / ددی کینک / درام کاپل : ویکوک / نامجین / یونمین
THE ROOMMATES|Completed بقلم setared
setared
  • WpView
    مقروء 187,979
  • WpVote
    صوت 34,368
  • WpPart
    فصول 64
**پایان یافته در تاریخ ۶ جولای ۲۰۲۲** _ تفاوت یک دوست معمولی و بهترین دوست؟ خب، یک دوست معمولی قبل از ورود در میزنه ولی بهترین دوستت سرش رو می‌اندازه پایین، میاد تو و یه راست میره سراغ خوراکی‌هات. امضا: مین یونگی ژانر: دوستانه‌، رومنس، دانشجویی، کمی طنز، کمی حقوقی کاپل ها : ویکوک، نامجین، یونمین جئون جونگکوک،اهل بوسان و دانشجوی ترم یک گرافیک، آخرین تخت خالی خوابگاه رو به کمک سال بالایی که تصادفا توو روز ثبت نام ملاقات کرده،کیم نامجون، به دست میاره! تخت چهارم اتاق چهار نفره ی 517 و این شروع تمام فراز و فرودهای زندگی دانشجوییه. چالش های زندگی مشترک با هم اتاقی هایی که خیلی متفاوتند و گاها حتی میشه گفت عجیبند. دوستی ها، قهر و آشتی ها، غم و شادی ها، پیروزی ها و شکست ها و قول و قرار های بی پایان و شاید حتی عشق؟ #1 in friendship #1 in taehyung #1 in schoollife #1 in school #2 in namjin #1 in مدرسه
Fuck You Cucumber بقلم elmirabv8
elmirabv8
  • WpView
    مقروء 76,546
  • WpVote
    صوت 10,411
  • WpPart
    فصول 40
(Season 1) ⌲ Aυтнor ┋⌜ Elmirabv ⌟ ⌲ Geɴre ┋⌜ Drama ≣ Fluff ≣ Smut ⌟ ⌲ Coυple ┋⌜ KookV ≣Yoonmin ⌟ ⌲ Coɴdιтιoɴ ┋⌜ ONGOING ⌟ ⌲ тco ┋ ⌜ +18 ⌟ بعضیا میگن"تنفر" بعدا تبدیل به "عشق" میشه. این حرف، از نظر تهیونگ هیچ معنی ای نداشت ! کیم تهیونگ، پسری بود که توی راهنمایی بخاطر قد بلند بودنش کلی تحسین میشد ... اما چی میشه اگه توی دبیرستان، با آدمای قد بلندتری رو به رو بشه ؟ یا یکیشون معادلاتش رو بهم بریزه ؟ کسی که تمام زندگیش رو دستخوش تغییر کنه ... و رویاهاشو صاحب شه ! یکی که بی اختیار بهش فکر بکنه. -من از خیار متنفرم، تو هم درازی و باعث شدی از تیم والیبال بیام بیرون، پس توهم خیاری! ازت متنفرمممم! +اوه، خوشحالم، چون جزو چیزایی شدم که ازشون یاد میکنی (Season 2) ⌯ Gᴇɴʀᴇs ⤷ Smut ⤷ Drama ⤷ Romance ⤷ Fluff ⤷ Happy Ending ⌯ Cᴏᴜᴘ: ⤷ KookV ⤷ YoonMin ⤷ NamJin ⌯ Wʀɪᴛᴇʀ: #ElmiraBV خلاصه: ده سال گذشته ده سال از موقعی که جونگ کوک به تهیونگ قول داد که زود برگرده و اونو برای همیشه واسه خودش کنه، گذشته. اما چی میشه اگه بعد از هفت سال یهویی سر و کله اش پیدا بشه، اونم با یه حلقه توی دستش؟! به نظرتون تهیونگ چیکار میکنه؟ درخواستشو قبول میکنه؟ +بازگشت به کشور خودت قشنگه -آره، اما نه با یه حلقه!
+1 أكثر
SWEET DREAM | KOOKV [VKOOK] بقلم imcalix_
imcalix_
  • WpView
    مقروء 245,545
  • WpVote
    صوت 27,889
  • WpPart
    فصول 55
-Completed رویای شیرین❄🌨 انگشت‌های بلندش به نرمی دور کمر باریک مرد حلقه شد و پوست بیرون زده از پیراهنش رو نوازش کرد، در حالیکه از گردنش عطر تلخ و قهوه‌ی همیشگیش رو نفس می‌کشید، زمزمه کرد: _تو منو آبی می‌کنی... دمِ عمیقی گرفت و رد لب‌های داغش رو روی شاهرگش به جا گذاشت و از لرزش مرد توی آغوشش، نوازش انگشت‌هاش رو به روی مهره‌‌ی کمر و شیارهای بیرون زده‌اش رسوند و ادامه داد: _ تو باعث می‌شی من عاشق این "غم" بشم. Fic name: رویای شیرین Couples: کوکوی/ویکوک Genres: درام، انگست، رمنس، نقد اجتماعی، اسمات، روزمره Writer: calix
My Boyfriend Is My Bodyguard 💵 بقلم Saghar_Stories
Saghar_Stories
  • WpView
    مقروء 1,073,565
  • WpVote
    صوت 88,691
  • WpPart
    فصول 39
💵دوست پسرم بادیگاردمه💵 جئون جونگکوک ... اون معنی اصلی کلمه بدبخت بود ! از زمانی که بدنیا اومد داشت با مشکلاتی که نمیدونست چرا هیچوقت تموم نمیشن سر و کله میزد و حالا اون اینجا بود ... کجا ؟ خودشم نمیدونست ! یه جایی که احتمالا پایان زندگی نکبت بارشو رقم میزد و باعث میشد اون به دردناک ترین شکل ممکن بمیره □■□■□■□■□■□ -میخوای اول بهم تجاوز کنی بعد بکشیم ؟ -الان قرن بیست و یکه ... کی دیگه همچین کاری میکنه ؟ با چشمای گرد شده داد زد -یعنی فقط بهم تجاوز میکنی ؟ نمیکشیم ؟ □■□■□■□■□■□ -من مخ اینو میزنم ! -شبیه آدمایی نیست که بشه مخشونو زد -باشه .. من میزنم ! -احمق من میگم نمیشه تو میگی میزنم ؟ -من منم ! تو نیستم که ! من اگه بخوام .. میتونم مخشو بزنم ! □■□■□■□■□■□ Story Genre:fiction,fluff,romance,action,smut🥊 Couple:Vkook,Yoonmin,secret🎡🪤 "Completed"⛓️
+11 أكثر
Silent words [Vkook Oneshot] بقلم Bts_fics_Ir
Bts_fics_Ir
  • WpView
    مقروء 3,479
  • WpVote
    صوت 468
  • WpPart
    فصول 2
💙کلمات خاموش💙 -ورژن ویکوک- از همون موقعی که رویای پرواز داشت باید میفهمیدم باید حدس میزدم که سقوط...از پرپر زدن نشئات میگیره بال هاش رو گرفتم و گذاشتم بپره پروازش رو نه!...اما سقوطش رو دیدم کلمات میتونن قاتل باشن مخصوصا وقتی گفته نشن به اندازه ی دو ضربان قلب، یعنی کمتر از یک ثانیه زمان لازم بود تا اونو نجات بدم فقط با گفتن دو کلمه دو کلمه که هرگز نگفتم • ~ • ~ • ~ • ژانر: رمنس، انگست • کاپل: ویکوک • نویسنده: @Sheix_12 • تاریخ شروع: 13 آپریل 2020
The Cry Of Devil  (VKook)  بقلم nazafarin_
nazafarin_
  • WpView
    مقروء 54,196
  • WpVote
    صوت 9,229
  • WpPart
    فصول 27
هیچ‌کس صدای فریاد‌های شیطان را، وقتی از آغوش خدا رانده میشد نشنید... فقط یک نفر، یک نفر با قلب معصومش برای اولین بار تهیونگِ لال رو شنید و دل به سکوت گناه‌آلود و در عین حال اندوه‌بارش سپرد. اما جونگکوک دیر رسیده بود، خیلی دیر؛ بعد از سال‌ها گناه و جنایت به نجات شیطان امیدی بود؟ ⊱ فیک ⊸ فریاد شیطان ⊱ ژانر ⊸ انگست، رومنس، درام ⊱ کاپل اصلی ⊸ VKook ⊱ کاپل فرعی ⊸ Hopemin, NamJin
Star Renaissance || VKook ~ Completed بقلم millennium_story
millennium_story
  • WpView
    مقروء 212,480
  • WpVote
    صوت 36,297
  • WpPart
    فصول 40
Star Renaissance _ زود باش کتابا رو رد کن بیاد حرفاش باعث شد ابرو های جونگ کوک بیشتر بالا برن _ کدوم کتابا ؟؟ پسر بی توجه به تعجب اون از توی جیبش مقداری پول در آورد دست جونگ کوک رو گرفت گذاشت کف دستش _ زود باش پسر من وقت ندارم جونگ کوک اخماشو تو هم کشید و دست پسره رو پس زد _ هی من نمیدونم راجع به چی حرف میزنی پسره که انگار عصبانی شده بود جلو اومد . صورتش به اندازه ی یه برگه کاغذ با جونگ کوک فاصله داشت با حرص از لای دندوناش غرید _ من وی هستم همون که قرار کتابا رو ازت تحویل بگیره . پولت رو هم که دادم به اون سایون احمق بگو دفعه ی دیگه یکی رو بفرسته که اینطوری مثل تو دو ساعت نخواد سوال پیچم کنه بچه جون حالا هم زود باش من تمام شب رو وقت ندارم جونگ کوک همچنان متعجب به چشمای عصبانی شخصی که خودشو وی معرفی کرده بود خیره شد . هیچ ایده ای نداشت که اون آدم اصلا داره راجع به چی حرف میزنه ولی اینو خوب میدونست که رعیت ها توی سرزمین اسکورو حق خوندن و نوشتن ندارن و حمل کتاب نوعی جرم محسوب میشه . شاید باید یکم بدجنس میبود. ♦♦★♦♦ کاپل: ویکوک - نامجین - یونمین ژانر: فانتزی - رمنس نویسنده: Scarlett & Nafas *میتونید پیدیاف این فیک رو توی چنلمون پیدا کنید* 1 in #بیتیاس 1 in #Seokjin 1 in #Jimin
Suicide Notes بقلم kindakaa
kindakaa
  • WpView
    مقروء 265,801
  • WpVote
    صوت 37,358
  • WpPart
    فصول 37
مجموعه اى از يادداشت هاى خودكشى.
Back to Blue Side | BTBS | Kookv بقلم ItsHumoon
ItsHumoon
  • WpView
    مقروء 260,914
  • WpVote
    صوت 45,665
  • WpPart
    فصول 48
هفت سال از ازدواج تهیونگ و جونگکوک میگذره.شب تولد 29 سالگی تهیونگ، شبی‌ـه که تصمیم میگیره به زندگیش پایان بده و جونگکوک رو برای همیشه تنها بزاره. ______________________________________ "انگار لحظات ارزشمندش مثل سنجاقک‌های بهاری به سرعت از توی هوا می‌گذشتن و اگه میخواست اون‌ها رو بگیره و مزه مزه‌شون کنه، باید بلندتر پرواز میکرد." - اما آخه عزیزم! عزیزم! عزیزم! - بو کن منو، بوی تورو میدم... - بوی - تورو - می - دم. ژانر : انگست،رمنس،روان‌شناختی ،اسمات،معمایی کاپل : کوکوی نویسنده : Humoon (سارای) رده‌ی سنی : 14+ _ با الهام گرفتن از افسردگی شروع : 1400/09/10 پایان : 1401/05/19