Exo
6 stories
ᥫ᭡Tag You're It by itscruelladevil
itscruelladevil
  • WpView
    Reads 113,156
  • WpVote
    Votes 23,189
  • WpPart
    Parts 40
[تمام شده] بکهیون مدیر یه مهدکودکه که همیشه از پشت پنجره‌ی اتاقش به بیرون زل میزنه تا بتونه پارک چانیولی که اومده دنبال پسرش و دید بزنه و مدام این سوال توی سرشه که چجوری میتونه یه روز جزو اون خانواده‌ی دو نفره باشه؟ آیا قراره براش آسون باشه؟ نویسنده ❥៚ کروعلا کاپل ❥៚چانبک ژانر ❥៚رومنس، روزمره، فلاف، درام، اسمات
🆂ᴜɴʙᴀᴇ's ʜᴜsʙᴀɴᴅ  by SILVANA00sage
SILVANA00sage
  • WpView
    Reads 32,730
  • WpVote
    Votes 6,303
  • WpPart
    Parts 15
بکهیون دعوت ارشدش رو برای شام قبول میکنه.اما چه اتفاقی میفته اگه همون شب به راز بزرگ سهون و همسرش پی ببره؟ 🅲ᴏᴜᴘʟᴇ ■▪ˢᵉᵏᵃⁱᵇᵃᵉᵏ▪ 🅶ᴇɴʀᴇ ■▪sᴍᴜᴛ , ʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ▪ 🅰ᴜᴛʜᴏʀ ■▪𝗦𝗶𝗹𝘃𝗮𝗻𝗮 𝗦𝗮𝗴𝗲▪
The secret of the makeup room (oneshot) by kpopxslv
kpopxslv
  • WpView
    Reads 263
  • WpVote
    Votes 72
  • WpPart
    Parts 2
"دلم برات تنگ شده بود" چانیول آروم تو گوش بکهیون زمزمه کرد و پایین گوشش رو بوسید. بکهیون مور مورش شده بود و نگاهش رو به گوشه اتاق داده بود. چرا انقد از چشم تو چشم شدن با چانیول می‌ترسید؟ چی میشد اگه اون صداقت همیشگی رو نمیدید؟؟ بکهیون میشکست.. پس ترجیح میداد نگاهش نکند "نمیخوای بگی چرا نگام نمیکنی؟" بکهیون منشی صحنه ای ‌که فکر می‌کند دوست پسر جذابش بهش خیانت کرده درحالی که چانیول داره بخاطر ایگنور شدن توسط بکهیون دوست داشتنیش میسوزه! چی میشه که بعد از یک هفته چشمشون بهم میفته و کارشون به اتاق گریم ختم میشه؟ و اون تو چیکارا میکنن؟ :> اگه دوست دارین بخونین، خوشحال میشم کامنت بذارین و نظرتون رو بگین ✨ اگه ووت کنین که دیگه خیلی خوشحالم میکنین کاپل ~> چانبک ژانر ~> فلاف، اسمات، اممم نمیدونم راستی سال نوتون مبارک ~
༺𝑩𝒆𝒊𝒏𝒈 𝑨 𝑷𝒂𝒓𝒌 | 𝒫ℯ𝓇𝓈𝒾𝒶𝓃 𝓉𝓇𝒶𝓃𝓈𝓁𝒶𝓉𝒾ℴ𝓃༻ by BIueCloud
BIueCloud
  • WpView
    Reads 280,281
  • WpVote
    Votes 52,546
  • WpPart
    Parts 40
─من و چانیول، وقتــی بـچه بودیم بهتــرین دوسـت‌های هم به حسـاب مـی‌اومدیم. اون یه دوسـت‌دختـر داشــت. ولی وقتــی پدربزرگ‌ـامون خـواستـن باهـم ازدواج کنیــم، مجبـور شـد باهـاش بهـم بـزنـه؛ با دختـری که واقعـاً عاشـقـش بـود. مـن عاشــقشم اما اون نمیـدونه و برای من سخـته که بخـوام این احساسات‌رو برای حـفظ دوسـتی ای که دیگه وجــود نداره توی ســینه‌ام نگــه دارم. ༆𝓝𝓪𝓶𝓮: Being A Park ༆𝓖𝓮𝓷𝓻𝓮: کالج، انگست، امپرگ، عاشقانه ༆𝓒𝓸𝓾𝓹𝓵𝓮: چانبک، کایسو ༆𝓣𝓻𝓪𝓼𝓵𝓪𝓽𝓸𝓻: 𝑩𝒍𝒖𝒆𝑪𝒍𝒐𝒖𝒅☃︎ ༆𝓢𝓽𝓪𝓽𝓮𝓶𝓮𝓷𝓽: #Full ༆𝒜𝓰𝓮𝓼: +15 🏅𝑹𝒂𝒏𝒌𝒊𝒏𝒈𝒔: 1 in #چانیول 1 in #بکهیون 1 in #چانبک 1 in #بکیول 1 in #کایسو 1 in #کای 1 in #فارسی 1 in #فنفیکشن 1 in #گی 1 in #ترجمه 1 in #اکسو 1 in #انگست 1 in #lgbtq 1 in #chanbaek 1 in #Kaisoo 1 in #Kai 1 in #Baekhyun 1 in #Baekyeol 2 in #Romance 2 in #Chanyeol 2 in #Exo 2 in #mpreg
Truth Or Dare?!  by AmorTeam
AmorTeam
  • WpView
    Reads 37,119
  • WpVote
    Votes 6,728
  • WpPart
    Parts 12
📯 خلاصه : داستان زندگی روزمره چهار عضو اکسو که تصمیم گرفتن بعد از برنامه های فشرده کاری و کنسرت های متعدد، چند روزی رو به خودشون استراحت بدن و باهم به مسافرت برن...؟! به نظرتون چه اتفاقاتی تو این دابل‌دیت قراره بیفته؟ 🍒نام داستان: جرعت یا حقیقت؟! 🍎کاپل: چانبک، سکای 🍉ژانر: روزمره، فلاف، اسمات 🍓نویسنده: @angelicpower 🍅چنل تلگرام: @AmorFiction 🖍️ پی‌نوشت: شخصیت ها خود اعضای اکسو هستن.
☁︎𝑴𝒚 𝑾𝒉𝒊𝒕𝒆 𝑾𝒐𝒍𝒇☁︎ | 𝑪𝒐𝒎𝒑𝒍𝒆𝒕𝒆 | by TheLaughterFake
TheLaughterFake
  • WpView
    Reads 168,840
  • WpVote
    Votes 33,043
  • WpPart
    Parts 28
نام فیک :my white wolf کاپل : چانبک ژانر : امگاورس ، ددی کینگ ، رمنس ، اسمات ، فلاف خلاصه :بکهیون از اطاعت کردن خوشش نمیاد مخصوصا از زمانی که فهمید یه بتاعه سادس ، اما همه چیز با یک آرزو عوض میشه آرزویی که قرار بود در حد یه گلایه از کارما باشه ولی... پارک چانیول آلفایی که ساعت های خودشو با کار کردن میگذرونه ، چی میشه اگه یه تار موی سفید اونو از دنیایی که یقین داشته میتونه تنهایی از پسش بربیاد بیرون بیاره؟ « من... من یه جفت می خوام ، یه امگای زیبا و مطیع ، دلم ... یه خانواده می خواد » « بدن الفا به ارومی روش خزید و برای صدمین بار بی توجه به ناله های بتا توی بغلش زمزمه کرد . "دوباره بگو..." با صدای خش داری گفت و به پلک های خیس و گونه های سرخ بکهیون زل زد ... بتا به سختی پاهاشو بالا نگه داشت و نفس لرزونشو با ناله ی کشیده ای بیرون داد . "د...ددی!" فاک ...فقط همون کلمه کافی بود تا الفا دوباره بخواد اون توله گرگ هورنیو خیسو به فاک بده ... "فاک بیبی ... همینه ... همیشه اینطوری ددیو صدا کن ... " به نرمی لاله ی گوش بتا رو لیسید و ضربه ی محکمی به پروستاتش زد . "چطور خودمو نگه داشتم تا به فاکت ندم بیون ... " "ددی...اههه" .