🧊⋮ 𝐙𝐢𝐚𝐦
51 story
ALEKTO [ziam] بقلم mahi_hs
mahi_hs
  • WpView
    مقروء 690,724
  • WpVote
    صوت 88,822
  • WpPart
    أجزاء 83
❌ Warning For Violence And Sexual Abuse ❌ مُعتــاد بـه بـویِ نِفــرَتـِت نـیـازمَـند بـه آتـشِ چِشـمـات 👁 Addicted To Your Hate In Need For Your Fire 🔥 . . . . . . . . [ Under This Body U Can Wish U Were Dead Instead Of Touching And U Can Wish To Be Alive One More Second To Breath His Hate ❗️]
+6 أكثر
NO LIMIT •|ziam|• COMPLETED بقلم mayda_fanfic
mayda_fanfic
  • WpView
    مقروء 703,052
  • WpVote
    صوت 94,447
  • WpPart
    أجزاء 122
Highest ranking : #1 in fanfiction For more than four continuous months -داری محدودم میکنی! +نه... فقط دارم عاشقت میکنم. -نمیخوامش! +دست تو نیست... دست هیچکس نیست.
sour apple [Z.M] بقلم kimissleo
kimissleo
  • WpView
    مقروء 153,140
  • WpVote
    صوت 23,874
  • WpPart
    أجزاء 129
[Complete] صداش پیچید که گفت: من حتی صدای نفساتو میشناسم چرا این موقع از شب بیداری بیب؟ خواب بد؟ جواب ندادم فقط دستمو محکم جلوی دهنم گرفتم و تا صدای هق هقم بلند نشه لیام دوباره گفت : تو جات توی بغل منه منم بدون تو خوابم نمیبره.... عزیزم برگرد... هرجایی که هستی خونه ی تو نیست.... برگرد خونه ت میشنوی زینی؟ من دوستت دارم... بی وقفه دوستت دارم.... برگرد بیبی.... دیگه نتونستم ادامه بدم و تماس رو قطع کردم و بلافاصله گوشی رو خاموش کردم.... https://telegram.me/dar2delbot?start=send_175PA4J
fuck boy | per. ✓  بقلم jimsful
jimsful
  • WpView
    مقروء 129,361
  • WpVote
    صوت 16,618
  • WpPart
    أجزاء 60
fakeliampayne : عکس لختی ؟ niazkilam : راستش برام فرقی نداره می‌دونید لیام بزرگترین فاک بویی‌ـه که تا حالا دیدید. ©𝐅𝐚𝐤𝐞𝐳𝐚𝐢𝐧
FOG1 {ziam} -COMPLETED- بقلم justlilian
justlilian
  • WpView
    مقروء 159,164
  • WpVote
    صوت 22,491
  • WpPart
    أجزاء 64
-بپرسم؟ اولین جمله و اولین سوالی که اون ازم پرسید... اون یعنی زین مالیک... کسی که منو سرحد مرگ میترسوند... وکسی که تاسرحد مرگ منو روز به روز دیوونه ی خودش میکرد... و کسی که به عجیب ترین شکل ممکن مهربون بود... کسی که من درواقع همین 24 سال سنی هم که دارم با نگاه کردن به صورت طلاییش جوان میشم... اون درست مثل یک آب بهشتیه... اما سوال اینجاست... این یک گناهه که من عاشق یک آدم روانی قاتل بشم؟یا گناه نیست؟... و این ترس از خدا{FearOfGod} داره هممونو میکشه.
FOG2 {ziam} -COMPLETED- بقلم justlilian
justlilian
  • WpView
    مقروء 50,802
  • WpVote
    صوت 8,712
  • WpPart
    أجزاء 54
-لیامم؟ اولین کلمه ای که بعد از اون اتفاق به زبون اوردم... نمیخوام کار اون لعنتی بالا سرمو انجام بدم اما میدونم تقصیر کیه... چند انسان بی ارزش... اما حلش میکنم به خاطر لیام هم که شده... به لیام نشون میدم که میتونم براش "پرستش کننده" خوبی باشم... بهش نشون میدم چه "الهه ی پرستش" غیرقابل توصیفیه... ولی حتی منم نمیدونم چه اتفاق مزخرفی قراره بیفته... فقط قراره کنترلش کنم... با اینکه میدونم ترس از خدا{FearOfGod} رو تازه تو خودم پیدا کردم و... همه ی این چیزا به خاطر لیامه،همه ی اینا... -قبل از خوندن این فصل، حتما فصل قبل رو بخونید-
paint · ziam au بقلم boytoys
boytoys
  • WpView
    مقروء 722,339
  • WpVote
    صوت 39,592
  • WpPart
    أجزاء 36
[COMPLETED] ❝What are you going to paint?❞ ❝You.❞ -_-_- The one where Zayn is a homeless street artist and Liam is a successful business man. Zayn decides to color his life outside the lines. And while he does that, Liam finds out that there's more to Zayn's art than he had thought. [#107 in fanfiction] Copyright © 2014-2015 || boytoys
°Little Problem° [Z.M] _ By Sara (Completed) بقلم notevensara_
notevensara_
  • WpView
    مقروء 327,700
  • WpVote
    صوت 55,712
  • WpPart
    أجزاء 62
+آقای پین، یا بچه‌ی بوگندوتو از جلوی در خونه‌ی من دور میکنی یا زنگ میزنم پلیس!! Highest ranks: #1 in fanfiction and #1 in onedirection 💛❤ با احترام به لیام پین و تمام خاطرات قشنگی که بهمون هدیه داد.
Versa  /ziam/ بقلم mahi_hs
mahi_hs
  • WpView
    مقروء 320,240
  • WpVote
    صوت 43,340
  • WpPart
    أجزاء 64
تو سرتا پا رفتن بودی من در تردید آمدن تو تمام رفتی و من هیچ نیامدم بگذار خالی بماند وسعت میان ما بهم نمی‌رسد دنیایی که تو در آن می‌روی و من هیچ نمی آیم
+6 أكثر
light it up and fall in love •|ziam|• COMPLETED بقلم mayda_fanfic
mayda_fanfic
  • WpView
    مقروء 396,862
  • WpVote
    صوت 44,436
  • WpPart
    أجزاء 84
Highest ranking : #1 in fanfiction +بیا نور ها رو روشن کن اینجا خیلی تاریکه -نترس بپر +تاریکه -نترس نورت میشم بپر +بپرم اونجایی تا منو بگیری? -درست همینجام همیشه