The sun tomb .
12 قصة
𝐒𝐀𝐅𝐄 𝐏𝐋𝐀𝐂𝐄 💤 | 𝐇𝐲𝐮𝐧𝐥𝐢𝐱_𝐟𝐢𝐜 بقلم Sayehfarokh13
Sayehfarokh13
  • WpView
    مقروء 4,151
  • WpVote
    صوت 420
  • WpPart
    فصول 13
#خلاصه: هیونجین، یک طرد‌شده بود... یه شورشی... یه یاغی. حکومت به آدمایی مثل هیونجین که خارج از دیوارها زندگی میکردن، این لقب‌ها رو میداد. هیونجین از همون اول بیرون از دیوارا به دنیا اومده بود. انتخاب خودش نبود. وقتی اون «پاک‌سازی» شروع شد و زامبیا کشته شدن..... . . . اسم فیکشن: مکان امن؛ کاپل:هیونلیکس ژانر: پساآخرالزمانی،اکشن، اسمات
𝗠𝗿 𝗦𝘁𝗮𝗹𝗸𝗲𝗿 | ᴋᴏᴏᴋᴠ بقلم ituhide
ituhide
  • WpView
    مقروء 241,243
  • WpVote
    صوت 34,524
  • WpPart
    فصول 23
[Completed] کیم تهیونگ سه مشکل اصلی توی زندگیش داشت. اول این که دو تا قاتل سریالی داشت که باید گیر می انداخت. دوم، یه استاکر لعنتی داشت. سومین مشکل این بود که شک می کرد رئیس جئون جونگ کوک دلیل هر دو مشکل باشه. ------------ [- نظرت راجب یه قهوه چیه؟ مرد رو به روش با خوش اخلاقی پرسید و تهیونگ لب هاشو محکم به هم فشرد. - واقعا دوست داشتم قبول کنم، ولی متاسفانه یه شرایطی دارم که نمیشه. اخمای مرد در هم پیچید و با ناراحتی واضحی پرسید: - چه شرایطی؟ سنگینی دست گرمی که روی کمر تهیونگ نشست انقدری بود که تکون آرومی خورد. جونگ کوک با لبخندی که با چشم های سرد و بی روحش تضاد داشتند گفت: - متاسفانه کارآگاه کیم یه استاکر داره. یه استاکر دیوونه، تا اونجایی که شنیدم. می دونی که چی می گم؟ از اونا که آدم ها رو بخاطر دست زدن به معشوقه اشون تیکه تیکه می کنن. به آرومی. با درد. بعد تک خنده ای زد و گره انگشت هاش دور کمر تهیونگ محکم شدند. - مگه نه کارآگاه؟ تهیونگ حتی مکث هم نکرد، فقط در حالی که تند سر تکون می داد با لحن بدبختی گفت: - د..درسته. یه روانی واقعیه.] 𝘊𝘰𝘶𝘱𝘭𝘦: 𝘒𝘖𝘖𝘒𝘝, 𝘯𝘢𝘮𝘫𝘪𝘯 𝘎𝘦𝘯𝘳𝘦: 𝘙𝘰𝘮𝘢𝘯𝘤𝘦, 𝘔𝘢𝘧𝘪𝘢, 𝘊𝘳𝘪𝘮𝘦, 𝘛𝘩𝘳𝘪𝘭𝘭𝘦𝘳, 𝘚𝘮𝘶𝘵🔞 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: 𝑰𝒕𝒖 𝑯𝒊𝒅𝒆 🚫DO NOT COPY THIS WORK🚫
𝐔𝐧𝐬𝐩𝐨𝐤𝐞𝐧[𝐕𝐊𝐨𝐨𝐤/𝐊𝐨𝐨𝐤𝐕 𝐀𝐔] بقلم Lostinjhopesmile
Lostinjhopesmile
  • WpView
    مقروء 209,158
  • WpVote
    صوت 23,497
  • WpPart
    فصول 37
چه اتفاقی خواهد افتاد زمانی که تهیونگ و جونگ‌کوک، دو پدر مجردی که در اوایل چهل سالگی به سر می‌برن، همسایه‌ی همدیگه در تگزاس بشن؟ «تو طیف‌های رنگ‌های ناشناخته در وجود منی. تو دمیدنِ پیش از شروع کار، بر روی بوم خالی‌ام هستی. قهوه‌ای چشمانِ تو، تجلی آرزوهایم و جوهر قلم‌موی‌ام است.» ⊹ نام⤟ناگفته ⊹ کاپل⤟ویکوک/کوکوی ⊹ ژانر⤟رومنس-انگست-درام-اسمات
Strawberry Milk (Persian Translation) بقلم larents_iranff
larents_iranff
  • WpView
    مقروء 114,428
  • WpVote
    صوت 12,776
  • WpPart
    فصول 24
توی واحد نجوم، جایی که هری ناخون هاش رو لاک میزنه و شیر توت فرنگی میخوره و زیادی برای همه چی استرس داره، لویی سعی میکنه بفهمه که مشکل اون پسر چیه.
Anxiolytic [L.S] بقلم harold_iran
harold_iran
  • WpView
    مقروء 172,680
  • WpVote
    صوت 33,435
  • WpPart
    فصول 78
[Complete] "خب ببین اینجا چی داریم .. لویی تاملینسون مغرور که ادعا میکنه بهترین دانشجوی داروسازی دانشکدست در حالی که نمیتونه یه قرص ساده برای خودش تجویز کنه" "سرد درد های من دیگه با قرص خوب نمیشن هری!" "پس با چی خوب میشن؟" "با تـو"
Las Vegas [L.S] بقلم fa3exi
fa3exi
  • WpView
    مقروء 653
  • WpVote
    صوت 176
  • WpPart
    فصول 4
"جایی که لویی بارتندر یک -پاب.بار منطقه‌ی پایین شهر شیکاگو- دانشجوی با استعدادی که به بی استعدادی معروفه. بیشتر خلاق بود تا شبیه یک دانشجوی عادی باشه. یکی از دانشجوهای ترم اخر رشته‌ی کامپیوتر. و هری دانشجوی پزشکیه، تمام سال های عمرش رو با برنامه های دقیق روی دیوار اتاقش زده بود، اون هم از چهارده سالگی اون پیش بینی کننده بود و حالا حالش از این اینده‌ی پیش بینی شده بهم می‌خورد. و حالا می‌خواد زیر بار این زندگی معمولی خارج بشه اما؛ چی می‌شه که این دوتا توی یک سفر به لاس وگاس، توی مستی ازدواج می‌کنن؟"
Forget! |L.S| بقلم Tarane28
Tarane28
  • WpView
    مقروء 7,161
  • WpVote
    صوت 1,335
  • WpPart
    فصول 4
جایی که لویی یه کارگر با حقوق پایینه، اما نمی‌ذاره که درآمد ماهیانه ی کمش جلوی اون رو برای خریدن کاپ کیک های گرون قیمت مورد علاقه ی هری بگیره. ________ -پس یادم تو را فراموش. .Larry Stylinson.
ROMEO | L.S بقلم YASXTP
YASXTP
  • WpView
    مقروء 24,686
  • WpVote
    صوت 5,459
  • WpPart
    فصول 15
🐈‍⬛ COMPLETED هری یه پسر شیرینه و شهر جدیدی که بهش نقل مکان میکنه باعث میشه گربه‌ی عزیزش حامله بشه، چند تا کینک مخفی داره، از همسایه بی ادبش منتفره و روحیه‌ی کله شقش اونو به سمت کلی دراما میکشونه. 🐈‍⬛ SMUT, LOUIS TOP 🐈‍⬛ PERSIAN TRANSLAT‌ION
Along the Seine River | Vkook | Completed  بقلم Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    مقروء 399,296
  • WpVote
    صوت 54,425
  • WpPart
    فصول 45
┊Summary: توی این بوک داستان عاشقانه یه زوج فرانسوی از دل پاریس رو میخونیم. تهیونگ و جونگکوکی که هفت ساله ازدواج کردن و دوتا دختر دوقلو دارن، اما بعد از هفت سال اختلاف ها و مشکلاتی بینشون شکل گرفته که باعث شده جونگکوک تصمیم به جدایی از همسرش بگیره...اما چه آینده ای انتظار این زوج رو میکشه؟ ┊Teaser: _ یقه‌ت زیادی بازه! _چی! زبانش را در لپش چرخاند و نگاهش را از پاها تا چشمانم بالا کشید: _ یقه‌ت عزیزم...زیادی بازه! _ جدا تهیونگ؟ حالا که میبینی دیگه عصبی نیستم شروع میکنی به گیر دادن؟ او نیز اخمی کرد و با بردن دستهایش به جیب شلوار سفید رنگش، با لحنی جدی تر گفت: _ میدونی که دوست ندارم توی یه فضای خیلی عمومی و شلوغ مردم نگات کنن. متعجب خندیدم و سرم را به تاسف تکان دادم، لبم را به دندان گرفتم و در حالی که دکمه‌های پیراهنم را میبستم پاسخ دادم: _ تلافیشو سرت در میارم آقای کیم. _ تلاشتو میکنی آقای کیم. پیج نویسنده: @sylvie_fic Couple: Vkook Sub Couple: Seongsang (Ateez), Hopemin Genre: dram, Romance, Smut, angst Writer: Sylvie Telegram: @Papacita_01
+20 أكثر
𝑴𝑼𝑺𝑯𝑹𝑶𝑶𝑴 𝑻𝑯𝑬𝑰𝑭  بقلم VIIRTTU
VIIRTTU
  • WpView
    مقروء 39,438
  • WpVote
    صوت 4,966
  • WpPart
    فصول 6
[COMPLETED] -پس هرزه هارو میاری اینجا به فاک میدی؟ با تموم شدن حرفش از پشت یقش کشیده شد و محکم به دیوار چسبید. با چشمای ترسیده به تهیونگ که پوزخند به لب بهش نزدیک میشد نگاه کرد. -اینکه بهم اعتماد نداری بده بیبی. نوک زبون گرمش رو بیرون آورد و روی فلز نازک کنار لب جونگکوک کشید: « اما همونطور که قبلا گفتم حاضرم هربار خودم رو بهت ثابت کنم.» ___________________________ -هی سختش نکن، ما میتونیم طبق قول و قرارمون باهم باشیم. -شوخی میکنی؟ من نمیتونم با یه دزد دروغگوی هیولا، مثل تو بمونم و دوسش داشته باشم. تهیونگ طبق چیزی که توی خونش بود، یعنی همون عوضی بودن چشماش رو درشت و لحنش رو گرفته تر کرد:«اما با دوست داشتن توئه که این هیولا میتونه قول بده دیگه پسر خوبی بشه.» -ازت متنفرم! 🔺𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐕𝐤𝐨𝐨𝐤. 🔻𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐜𝐨𝐦𝐞𝐝𝐲, 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐬𝐦𝐮𝐭.