[کامل شده! ]
(تهیونگ پسریه که همه منتظرن یه امگای ضعیف بشه... اما سرنوشت داره به تک تکشون پوزخند میزنه)
_اینکه جز کدوم دسته قرار بگیرین به طور عمده بستگی به این داره که
پدرومادرتون جز کدوم بودن،یا اینکه اکثر اعضای خانواده متعلق به کدوم دستن.
واقعا یه چیز نسبیه...
⚠️#1in Vkook
⚠️#1in Taekook
⚠️#1in Omegaverse
⚠️#1in Rm
⚠️#1in Suga
⚠️#1in Btsfanfic
⚠️#1in BTS
کشش (اشتیاق)
| Crave
مقدمه:
جیمین، جونگ کوک و جین سه تا برادرن که هر سه هم تصادفا لیتل هستن.
نامجون، هوسوک، تهیونگ و یونگی دوست های صمیمی و هم اتاقی اند که اتفاقا به خونه ی روبه روی همون اتاقی که این سه لیتل زندگی می کنن نقل مکان کردن و هیچ چیزی از دنیای DDLB نمی دونند.
اما امکان نداره که بتونی تمام راز ها رو تا ابد مخفی کنی؛ درسته؟ یعنی چه اتفاقی ممکنه بیوفته؟
کاپل ها:
• نامجین
• یونمین
• ویهوپکوک
هشدار- این فیکشن دارای:
• مطالب بزرگسالانه
• DDLB
• BDSM
• Triggering situation( موقعیت هایی که ممکنه برای بعضی افراد دارای مشکلات روحی مثل افسردگی خوب نباشه)
• خشونت
• امپرگ
•
سن شخصیت ها در داستان:
سوک جین=21
جیمین=18
جونگ کوک=17
یونگی=24
نامجون=23
هوسوک=23
تهیونگ=22
The Original Story Credit:
@ForEverMoonChild
All Chapters will be dedicated to her For her amazing work
[ تکمیل شده ]
وقتی هفت تا پسر که زیاد همدیگه رو نمیشناسن، داخل یک سفینه ی بزرگ، در فضا به مدت دو ماهِ کامل گیر بیفتن، همه چی قراره خیلی پیچیده و بههم ریخته شه!!
این فنفیک اسمات داره. پس با ریسک خودتون بخونیدش
جونگکوک پسر پولداری که از پدرش فراری بود پا به عمارتی میزاره که وی ام داخل یکی از اتاقاش زندگی میکنه...با تحدید پدرش مجبور میشه به خونه برگرده تا توی مهمونی حظ ر داشته باشه اما برای عصبی کردن پدرش وی رو که بدنش پر از تتو بود و موهاش به رنگ قرمز داشت رو با خودش به خونه میبره....اما چی میشه اگه تو همون مهمونی شانس به وی رو بکنه و رئیس یکی از کمپانی های بزرگ کره بهش پیشنهاد کار به عنوان یه مدل رو بده و زندگیش از این رو به رو بشه...چی میشه اگه تو این زمان ورق برگرده و زندگی رویایی رو همراه جونگکوک بچشه؟.
اما همیشه ام همه چیز عادی پیش نمیره...
همه چیز تازه شروع میشه
____👅______________💊________
❌کاپل های اصلی:vkook👅فرعی:sope.namjin
《کاملشده》
داستان از اونجایی شروع میشه که جئون جونگکوک از بوسان اومده تا توی سئول درس بخونه و به همه دروغ گفته که وضع مالیش خوب نیست تا دوست واقعی پیدا کنه و یه روز وقتی میره دندون پزشکی میفهمه که دندون پزشکش زیادی جذابه و بعد از مشورت کردن با جیمین صمیمیترین دوستش و هم اتاقیش، یه پیشنهاد عجیب به دندون پزشکش که ازش ۱۲سال بزرگتره میده و ...
S 20190226
E 20190405
•○●○•
اسم: ددی صداش کن!(فصل اول)
کاپل: ویکوک ، هوپمین (و یه کاپل دختر پسری)
#9 bts
کیم تهیونگ،لیدر ترسناک گروه،در واقع یه اومگاست که پنهانش کرده!برای 3 سال اون هویتشو به عنوان یه آلفا به خاطر ابرو از طریق داروهای شیمیاییه خاص جعل کرد.وقتی که داروها دیگه اثری ندارن و هورمونا دارن بهش غلبه میکنن،آیا اون تسلیم غریزش میشه؟
[به من نگاه نکن]
-:میشه انقدر بهم زل نزنی؟
تهیونگ:
خب متاسفم چون باید بگم نمیشه ، تو زیادی خوشگلی.
جونگ کوک پسر ساکت دانشگاه که خیلیا روش کراش دارن و منظور از خیلیا ، تهیونگی که هر روز نگاهش میکنه هم هست.
_____
Couple:VKOOK
(تکمیل شده)
کوک نمیدونست بعدا قراره کسی بیاد تو زندگیش که به خاطر یکبار بغل کردنش کیلومترها راه رو طی کنه!:)
.
کاپل[ویکوک]،[کمی هم هیونلیکس]
ژانر: اسمات،ددی بیبی
هپی اند:)
"بادیگارد من"
پلیس تایلند همیشه به دنبال
بزرگترین باند مافیایی تایلند هست ،
بلاخره فرصتی پیش میاد که
رئیس این باند دستگیر بشه !
چه اتفاقی میوفته که نیروی مخفی پلیس ،
داخل این باند جذب پسر رئیس باند مافیا بشه؟ ...
📌 وضعیت : پایان یافته
کوک داخل یک خانواده فقیر به دنیا اومده و مادر پدرش رو
داخل تصادف از دست میده .
چی میشه با دوستش جیهوپ بره به کلاب و بعدش..
ژانر : هپی اند - اسمات - امپرگ - کمی کمدی - فلاف
کاپل اصلی : ویکوک
فرعی : نامجین و یونمین
اتمام یافته