H's reading list
12 histórias
𝗔𝗽𝗿𝗶𝗹 𝟮𝟵𝘁𝗵 [ʟ.s] de orainberry
orainberry
  • WpView
    Leituras 868
  • WpVote
    Votos 131
  • WpPart
    Capítulos 4
تو از تبار زخمی‌ها هستی من از قبیلهٔ فراموشان اما نگاهت- شعله‌ای آبی‌ست که حتی خاکستر هم جرأت خموشش را ندارد و من دست‌هایم شاخه‌های سبزی‌ست که از میان ویرانه‌‌ی خاک با خیال لمس خورشید سر برآورده‌اند. ── ִֶָ۶ৎ˖ִ ˚── 𝖦𝖾𝗇𝖾𝗋 : 𝖣𝗋𝖺𝗆, 𝖠𝗇𝗀𝗌𝗍, 𝖲𝗆𝗎𝗍, 𝖱𝗈𝗆𝖺𝗇𝖼𝖾, 𝖢𝗋𝗂𝗆𝖾, 𝖬𝖺𝖿𝗂𝖺. 𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾 : 𝖫𝖺𝗋𝗋𝗒, 𝖹𝗂𝖺𝗆, 𝖭𝗂𝖺𝗅𝗅 𝖷 𝖦𝗂𝗋𝗅. 𝖶𝗂𝗍𝗁 𝖠𝗅𝗅 𝖫𝗈𝗏𝖾, 𝖱𝖺𝗂𝗇𝖻𝖾𝗋𝗋𝗒.
𝗘𝗑𝗈𝖽𝗎𝗌 [ʟ.s] de orainberry
orainberry
  • WpView
    Leituras 605
  • WpVote
    Votos 159
  • WpPart
    Capítulos 6
آنجا که هری، برای دفنِ زخم‌های دیرین، رهسپارِ لندن می‌شود؛ شهری که مهِ سردش بر شانه‌های خسته‌اش می‌نشـیند و سنگینیِ آبی‌ترین نگاه، چون طلسمی شیرین، بر جان فرسوده‌ی آن پسرک گره می‌خورد گویی گذشته با هر قدم از او فاصله می‌گیرد و شهری نو، با آغوشی از نور و سایه، سرنوشتش را دوباره می‌نویسد. - عاشقانه‌ای کلاسیك با لری استایلینسون. ‌
Velvet Green [L.S] de eyasmin
eyasmin
  • WpView
    Leituras 544
  • WpVote
    Votos 111
  • WpPart
    Capítulos 3
ROMANCE || - من گناهكار نيستم! من فقط يك مرد سي و هفت سالهٔ كاملا بالغ، عاقل و باهوش هستم كه عاشق زني در جسم پسري شانزده ساله شدم و اين كاملا منصفانه اس، هري اون دليلي باشه كه من تا ابديت درون جهنم بسوزم. / اقتباسي از لوليتا / TW : فاصله سني زياد - سكس زير سن قانوني با رضايت Start: 27/07/404 End: Word Count: © : eyasmin
I have to have you [ L.S ] de Torangino5
Torangino5
  • WpView
    Leituras 7,041
  • WpVote
    Votos 1,163
  • WpPart
    Capítulos 22
لویی یه نویسنده‌ی ۳۵ ساله‌ست که هم رمان‌های خوب می‌نویسه و هم از اون داستان‌های "ناجور"! هری یه ویرایشگر ۲۵ ساله‌ست که مسئول کارای لویی می‌شه. وقتی به هری خبر می‌دن، کلی خوشحال می‌شه که قراره با یه همچین اسطوره‌ای کار کنه... اما، وقتی می‌رسه پیش لویی، می‌بینه که طرف یه آدم شلخته تمام‌عیاره. دلش می‌خواد ازش فرسنگ‌ها دور باشه... ولی از اون طرف هم، می‌خواد تمام شب اون مرد رو بمکه تا فکش بی‌حس بشه و درد بگیره، تا تمام اون غرور و خودخواهی رو که درونش هست رو ازش بیرون بکشه. شاید لب‌هاشم ببوسه؟! این داستان درحال ترجمه‌ست، مرسی🖐🏼 #larrystylinson #harrystyles #louistomlinson #writer #translation
Drowning In Your Breath de louismaboy
louismaboy
  • WpView
    Leituras 175,451
  • WpVote
    Votos 30,218
  • WpPart
    Capítulos 52
راستش را بخواهی عشق، من هنوز هم امیدوارم حتی شاید امیدوارتر از امید هستم که هنوز هم لبخند می‌زنم که هنوز در آغوش می‌گیرم که هنوز وقتی یادت می‌افتم ناخودآگاه دستم می‌رود سمت شماره‌ات می‌نویسم «دلم برایت تنگ شده» گرچه شاید هیچ‌وقت جوابی نرسد شاید امیدوار هستم که هنوز لباس‌هایم نقش گل‌های داوودی دارند که هنوز نزدیک بهار مغازه‌ها را در پی نرگس‌ها می‌گردم تا خانه عطر تو را دهد که هنوز هم پای تو در میان باشد خود را پاک از یاد می‌برم شاید امیدوار هستم که هنوز هم عاشقم. که هنوز به عشق ایمان دارم. که هنوز به یادت می‌افتم.
JANUARY [L.S] de darya_mhb
darya_mhb
  • WpView
    Leituras 24,741
  • WpVote
    Votos 4,332
  • WpPart
    Capítulos 12
✔Completed کامل شده --- چیزی که هری رو خشمگین می کنه ، مردم نیستن. اون قبر نیست. خودشه. ▪︎هشدار : قتل، مرگ، تجاوز و فعالیت های جنسی. •محتوای غم انگیز --- فصل اول : ژانویه فصل دوم : فوریه --- از مجموعه‌ی ماه‌ها آگوست-دسامبر ۲۰۲۰
HERMAN | هِــرمـان de BlueGreenChild
BlueGreenChild
  • WpView
    Leituras 39,124
  • WpVote
    Votos 8,929
  • WpPart
    Capítulos 19
[کامل شده] [لری] اگر اونی که گم شده تو باشی، من برمی‌گردم و پیدات می‌کنم. اما اگر اونی که گم شده من باشم، به خاطرِ من پشتِ سرت رو نگاه می‌کنی؟
+mais 10
Angel [L.S] de stillunknowwn
stillunknowwn
  • WpView
    Leituras 88,009
  • WpVote
    Votos 17,806
  • WpPart
    Capítulos 64
[Completed] *Under edit* هری به خاطر دوست صمیمیش و تصمیم‌های غلط اون وارد ماجرایی می‌شه که باید از تنها دارایی به جا مونده ازش مراقبت کنه. اما ورق‌ها تک‌تک برمی‌گردن و می‌فهمه واقعیت هیچوقت اون چیزی نبود که فکرش رو می‌کرده. وقتی تنها چیزی که حس می‌شه درده، چه می‌شه که یک نفر مرهم باشه؟ پی‌نوشت: در این کتاب تمرکزی روی تاپ یا باتمی کاراکتر‌ها نبوده. [Larry Stylinson Fanfiction] Written by: unknown. Start: 18.sep.2019 The end: 16.may.2021
Down with the devil [L.s] de Torangino5
Torangino5
  • WpView
    Leituras 6,963
  • WpVote
    Votos 947
  • WpPart
    Capítulos 21
جایی که لویی صاحب گنگ مافیاییه لندن و بیرمنگامه و یروز با هری که خواننده جدید بارشه آشنا میشه. پسری که رفتارای عجیبی داره و لویی میخواد که از گذشته پسر سر دربیاره... اما نمیدونه که شاید گذشته پسر هم به اندازه رفتارش عجیب و پیچیده باشه. یا نمیدونه که صاحب بزرگ ترین گنگ مافیایی قراره دلشو به پسری که با همه فرق داره ببازه.... #larrystylinson #mafia #harrystyles #louistomlinson