+برام مهم نیست چی کار کردی زین.برام فرقی نداره.
چون تو نه میخوای و نه میتونی به من آسیب بزنی.باشه؟
ولی میتونی بهم ارامش بدی.
میتونی خوشحالم کنی.
میتونی یادم بیاری مفهومِ شادی و زندگی کردن چی بودن.
اگر خودت نمیخوای من دیگه اصراری ندارم ولی اگر بخاطر من بری هیچ وقت نمیبخشمت.
چون تو بخاطر ترسِ خودت رفتی نه من.
اگر واسه من میخوای کاری بکنی...بمون.
-میمونم هزا کوچولوم
~زری استایلیک~
هرچیزی در این جهان امکان گمشدن دارد، حتی خودش!
جهانگمشده با جنگ، مرگ، خون، نفرت و کینه توام است.
جهانی که در آن خبری از صلح نیست!
اما، پیشبینی تمام جهانگمشده را دگرگون میکند.
کسی پا به این جهان میگذارد که تمام قوانین را نقض میکند،
یک استثناء.
کسی که به ارمغان آورندهی صلح است.
وارث جهانگمشده.
حال، همه با پا خاستند، برای نابود کردن مستثنی.
و این داستان جهانگمشده است.
به جهان گمشده، مهد نبرد خوشآمدید!
•الهام گرفته از: نبرد با شیاطین و سرزمین اشباح-دارن شان•
-HOSNA^__^
💛ZARRY STYLIK💚
به راستی فراموشی چیست...
گرفتن یک انسان از خاطرات یا متلاشی کردن لحظات تعفن آمیز و درد منشانه در حیات همان انسان ؟
آیا فراموشی از دست دادن مرور شگفتی بال های پروانه یا عطش سقوط در اتمسفر عشق است؟
حقیقت فراموشی چیست؟
غیر از این است که حقارت زمان را در بند میپیچد و در فریاد ناپیدای روح خویشن را دفن میدهد؟
فراموشی ...
مگر به یاری شیطان آمد روزی که به فرار از تمام داشته هایش راضی شد و سلطنتی زمینی برای خودش مفهوم داد؟
اما من میدانم فراموشی به راحتی فراموش شدن نیست!
میدانم کابوس هایم باید تمام شوند، میدانم زخمهای عمیق باید در واپسین لحظات مرگ مانند باد کوهستان رها شوند، میدانم نهایت دست وپا زدن جز غرق شدن نیست،میدانم روزها باید بگذرند، میدانم که نباید تورا دوست داشته باشم، اما من با این مغز وارونه که تمام نشدن ها را به عینیت تبدیل میکند چه کنم؟
چاره ی فراموشی مگر با پاک کردن و پاک شدن از هر آنچه که رویش سایه افکنده ای ممکن نخواهد بود.
پس تو نیز با من به درون من سقوط کن که ته مانده ای فراموشی از خاکستر ما باقی بماند.
"زندگی بیشتر از یه بازی هست عزیزم و تو باید این رو قبول کنی .
باید بجنگی و اگر بازی میکنی باید جوری بازی کنی که انگار این بازی، بازی مرگ و زندگیت هست ."