❝You were red and you liked me 'cause I was blue.
You touched me and suddenly I was a lilac sky,
And you decided purple just wasn't for you.❞
In which Park Jimin has an eating disorder and his true love has scars on his wrists.
Highest Rank: #1 in Jikook
سیاهی، تاریکی، شب،خون...
داستان از جایی شروع شد که مادربزرگم فهمید من چیم، ولی اون نمیخواست قبول کنه، اون از این وضع ناراضی بود؛ پس منو کشت.
اما من... موجودی بودم که نمیمردم فقط احساساتم رو کشتم
چشم های واقعی ، فهمیدن، دروغ های واقعی
خون، مرگ، خون، مرگ، خون، مرگ این چرخه تا اخر عمر همراهم بود
داستانم را در روز بخوان و در شب منتطرم بمان؛ خون تو بوی خوبی میده.
شخصیت اصلی دختر: رزا
شخصیت اصلی پسر: تهیونگ
•خداوند توانایی سخن گفتن را از من دریغ کرد و بجایش هدیه ای سبز رنگ به من بخشید•
"چون فقط علامت سوال سبز رنگی بالای سرم جوانه زده،
ب این معناست ک من عاشق فرد سبز رنگی شده ام،
که لبخند هایش به زیبایی رنگین کمانِ سبز،بود"
بوی نم بارون و عطر نارنگی، تند تر تپیدن قلبم و بال شکسته اون موجود کوچک، تنها چیزی که هیچوقت از یادم نمیره.
---
🔸داستان و ادیت متعلق به من نیست و من تنها ک ار ترجمه رو به انجام می رسونم. این داستان متعلق به Affordance_ARMY@ هست و می تونید کار های ایشون رو داخل توییتر دنبال کنید! ^^🔸
❝ oh baby, you're more
beautiful then any flower ❞
➼ in which a beautiful boy who owns a flower shop and an aesthetic instagram account with all their prettiest flowers, meets jungkooks through window stares.
↑kook ↓tae
#51-kookv
"Out of all the joys in this world, why steal my flowers?"
Choi Soobin's hobby is to plant, while Choi Yeonjun was making a living by narrowing his hopes of being born in this life.
(CURRENTLY REWRITING!)
┊Summary:
همه چیز از جایی شروع شد که اونها برای نجات نسل خودشون از آخرالزمانی که در مسیر وقوع بود، تصمیم به ترک سیارهشون گرفتن...و این آغاز و پایان همه چیز بود!
┊Teaser:
_ انقدر دروغ نگو آلیا...خون بینیت کم میاد.
با شرارت لبخندی زد و به دیوار های سرد اتاق خیره شد:
_ من و به این اسم صدا نکن کاپیتان اگرنه به فرعون خوفو میگم به جای غرق کردنت توی رود نیل، گردنت و بزنه!
دوباره دستهاش رو بالا آورد و تکه ای از موهای بلندی که باز هم باز شده بودن رو به دست گرفت:
_ باشه شاهزاده نیکیتا، ولی چه فرقی داره توی رود نیل غرق بشم یا گردنمو بزنن؟ قراره توی تاریخ بنویسن کیم تهیونگ به خاطر سوگلی فرعون کشته شد...
پیج نویسنده: @sylvie_fic
The Inception Of Nikita 🪐💙
genre: Secret
Couple: Vkook
Sub Couple: Hopemin
Writter: Sylvie 🌱
up: Saturday
Telegram: @papacita_01