یونگی از رابطه های یک شبه خوشش میاد و درکشون میکنه. چیزی که درکش نمیکنه، اینه که چطور یه بچه که احتمالا زیر سن قانونیه، سر از آغوشش در آورده و درمورد شکست عشقیش، حرف میزنه. چون مطمئنه (و اگه به نظرتون داره اش تباه میکنه حتما اصلاحش کنین) که وقتی به بازگشایی کلاب دوست جدیدش رفت، اصلا دنبال بچه ای که ازش پرستاری کنه، نمیگشت.
translated by @xXfakeziamxX
جونگکوک وارث بدنام ترین امپراطوری مافیا در سرتاسر سئول
تهیونگ پلیس تازه کاری که از طرف تیمش برای نابودی این امپراطوری به عنوان مامورمخفی فرستاده شده
"قانون رو بلدبودی و بازی کردی، دونستن اینکه مغلوب شدی دیوانه کنندست."
♤♡◇♧
نویسنده این داستان Sugamins هست و من فقط ترجمه کردم.
🔞اخطار داستان رو حتما بخونید.
VMinKook
نام فن فیکشن : سیاه چاله
کاپل ها : یونمین ، تهکوک ، نامجین
ژانر : جنایی ، رمنس ، اکشن ، هیجانی ، خشن ، سوپرنچرال
خلاصه :
زمانی بود که بی اهمیت به هیچ چیز و هیچ کس پاش رو روی سینه ی خوناشام ها میذاشت و بدون درنظر گرفتن اشتباهی که اون موجود مرتکب نشده با آرامش ماشه رو میکشید. ولی اکنون این شهرش است که رنگ بوی کثافت و غم رو گرفته و یونگی رو به خودش آورده. بی شک کار کردن برای سازمان G.PH (داروسازی ژنتیک) در حالی که تو لیست قدرتمندترین های جهان است اما در زیرش آزمایشگاهی برای ربودن جون و خون خوناشام ها، انتخاب درستی نبود.
❌شاید داستان بخاطر معمایی بودن فیک کمی پیچیده بنظر برسه اما با جلو رفتن داستان و متوجه شدن کارکتر ها براتون ممکنه قشنگ بشه 😊
ده سال از ازدواج کیم نامجون و کیم سئوکجین گذشته
حالا اونا والدین پنج تا بچه قد و نیم قدن
کیم یونگی هشت ساله به عنوان بزرگترین برادر
به دنبالش کیم هوسئوک هفت ساله دومین هیونگ
کیم جیمین و کیم تهیونگ چهار ساله دوقلوهای پر دردسر
و در نهایت کیم جانگ کوک یک ساله
این داستان روزمرگی ها و مشکلات خانواده پر جمعیت و دوستداشتنی کیمه
_________________
توجه کنید داستان ترجمه نیست
ژانر [فلاف-سوویت-فمیلی-امپرگ-اسمات]
~ با حضور افتخاری اکسو و بلک پینک~
A BTS fanfiction
Written by VIO
Highest ranking so far
#1 in namjin 😭
#1 in fluff
#1 in jhope
#1 in suga
#1 in jin
#1 in rm
#1 in jungkook
#1 in mpreg
#1 in jimin
#2 in bangtan
#3 in فارسی