Larry_Fan_ Fiction
80 stories
The Pumpkin Prince by 00Libraaaaa
00Libraaaaa
  • WpView
    Reads 199
  • WpVote
    Votes 45
  • WpPart
    Parts 3
دو قاتل روانی. دو سبک متضاد. یه شهر خفه از خون و شوخی‌های تاریک. وقتی Pumpkin Prince با لبخند می‌کشه و The Surgeon با سکوت، تنش بینشون فقط یه چیزو کم داره: یه قربانی مشترک. کاپل : لری و زیام By :Libra
Hot Line  by 00Libraaaaa
00Libraaaaa
  • WpView
    Reads 1,097
  • WpVote
    Votes 138
  • WpPart
    Parts 6
دستانت را روی قفلِ سکوتِ تنم می‌لغزانی... و من... یک نقشه‌ی بی‌قانون می‌شوم، پر از کوچه‌های پنهان که فقط تو آن‌ها را می‌شناسی. لب‌هایت را روی نبضم بگذار، بگذار ببینم چه کسی زنده‌تر است: من در این آتش یا تو در این نگاه؟ تمامِ خطوطِ حریم را محو کن، تا عشق بی‌هیچ مرزی تنها زبانِ بدن‌مان باشد. و بعد... در گوشم زمزمه کن: حتی اگر سقوط کنیم، سقوطمان خوش‌ترین بی‌تعادلیِ دنیاست. به هات لاین خوش اومدید و بله اینجا اسمات بوکه لری و زیام هستش🔥 By :انجمن اسمات نویسی سایرن هشدار محتوا: این داستان شامل صحنه‌های بالغ و اسمات است
In His Eyes  by 00Libraaaaa
00Libraaaaa
  • WpView
    Reads 1,523
  • WpVote
    Votes 351
  • WpPart
    Parts 11
روی سیاره‌ای بیگانه به نام زولان، جایی که سربازای خشن و بی‌رحم برای شعله‌ور کردن خشم جنگی‌شون از رابطه‌ی جنسی استفاده می‌کنن، یه خدمتکار انسان قراره ژنرال ترسناک‌شون رو به زانو دربیاره. هری، تنها انسان توی یه اردوگاه نظامی بیگانه‌ست. حافظه‌ش به‌هم ریخته و نمی‌دونه چطور سر از زولان درآورده. فقط یه چیز رو خوب می‌دونه: اینجا قانونای سختی حاکمه. باید سرتو بندازی پایین، کارت رو انجام بدی، و مهم‌تر از همه، هیچ‌وقت توی چشم اربابا نگاه نکنی. اما یه روز سرنوشت‌ساز، همه‌چی عوض می‌شه. هری اتفاقی با ژنرال روبه‌رو می‌شه و بزرگ‌ترین قانون رو می‌شکنه: مستقیم توی چشمای یخی اون زل می‌زنه. همون‌جا یه چیزی توی نگاهش پیدا می‌کنه که همه‌چی رو براش تغییر می‌ده یه حس عجیب، یه کشش غیرقابل‌انکار. حالا هری باید تصمیم بگیره: در برابر این کشش مقاومت کنه و به زندگی سخت و پرخطرش ادامه بده، یا تسلیم بشه و بذاره ژنرال اون رو مال خودش کنه. توی دنیایی که جنگ در حال انفجاره و دشمن از هر طرف نزدیک می‌شه، یه انسان می‌تونه همه‌چیز رو زیر و رو کنه و سرنوشت خودش رو بسازه. اگه جرأتش رو داشته باشه، این فرصت مال خودشه... کاپل : لری نویسنده : لیبرا