زیام❤💛
21 قصة
Helium(ziam) بقلم Yeganeehh
Yeganeehh
  • WpView
    مقروء 88,284
  • WpVote
    صوت 14,654
  • WpPart
    فصول 41
تو پسرِ شیرینِ من توی روز های تلخم بودی من هم مردِ روشنِ تو توی روز های تاریکت
Perfect Disaster  بقلم pastil_payne
pastil_payne
  • WpView
    مقروء 19,917
  • WpVote
    صوت 1,173
  • WpPart
    فصول 5
Same mistakes Ziam  بقلم corneliustheghost
corneliustheghost
  • WpView
    مقروء 188,138
  • WpVote
    صوت 33,063
  • WpPart
    فصول 79
اکنون کجاست؟ چه می کند؟ کسی که فراموشش کرده ام!🧿
Please Don't Eat Me [Ziam Mayne Version - Completed] بقلم lZaynMalikl
lZaynMalikl
  • WpView
    مقروء 10,495
  • WpVote
    صوت 1,867
  • WpPart
    فصول 7
موش کوچولو فکر می‌کرد مار شیطانی همسایه بالاخره می‌خورتش و شب و روزش از ترس یکی شده بود. آخر سر هم یه لقمه‌ی چپش کرد ولی نه اون مدلی که فکرش رو می‌کرد. مترجم: -Liammalik-
راز(mystery) بقلم risa80
risa80
  • WpView
    مقروء 21,805
  • WpVote
    صوت 4,689
  • WpPart
    فصول 29
جانی_تصمیم درست همینه لئو ، زین و لیام باید ازدواج کنن درسته زین گند زده بود ، خبرنگارا عکسش و هنگام ورود و خروج از گی کلاب نیویورک گرفته بودن و این خبر همه جا پخش شده بود و جانی از اب گل الود ماهی میگیره ، پسر کوچیکش که به قول خودش مایه ننگش بود و از سرش باز کنه لئو و جانی شریک هم بودن و بزرگترین سرمایه داران نیویورک بودن پس برای حفظ ابروشون تصمیمی گرفته شد که به نفع هر دو طرف بود لئوناردو با مکث طولانی غرق افکارش شد و در نهایت سرشو به نشونه مثبت تکون داد ازدواج این دو باعث تموم شدن این شایعات میشه لئو_بعد از ازدواج میفرستمشون روستای سیدنی ، مادرم اونجا زندگی میکنه ، هردو میتونن در کنار مادرم باشن اون لحظه تنها تصمیمی که میتونست بگیره همین بود و مطمعن بود پسر خودش میتونه از رازی که تو اون روستا پنهان بود مراقبت کنه ________________ کاپل: لری ، زیام
°Little Problem° [Z.M] _ By Sara (Completed) بقلم notevensara_
notevensara_
  • WpView
    مقروء 329,168
  • WpVote
    صوت 55,810
  • WpPart
    فصول 62
+آقای پین، یا بچه‌ی بوگندوتو از جلوی در خونه‌ی من دور میکنی یا زنگ میزنم پلیس!! Highest ranks: #1 in fanfiction and #1 in onedirection 💛❤ با احترام به لیام پین و تمام خاطرات قشنگی که بهمون هدیه داد.
Mind (L.S) بقلم hastiasa
hastiasa
  • WpView
    مقروء 15,719
  • WpVote
    صوت 3,493
  • WpPart
    فصول 69
خطرناک‌ترین موجودات چی هستن؟ به نظر من آدم موجود خطرناکی است. اما خطرنا‌ک‌تر از آدم ذهنشه. و این ذهن زمانی میتونه تبدیل به یه قاتل بشه که بیمار باشه. چون نمیتونه واقعیت رو ببینه. چون فقط اون چیزی رو میبینه که خودش دوست داره. ولی خطرناک‌تر از ذهنی بیمار چیه؟ چی اونقدر خطرناکه که فقط باید درمان و یا نابود بشه؟ ذهنی بیمار که عاشقه. و لویی و هری بیمارترین ذهن‌های عاشق رو داشتن. و هممون به چشم دیدیدم که چطور ذهن اون دوتا، اونارو به نابودی کشوند. [ Cover by: @purple-chimchim ]
unconditional love بقلم sheyda_123ziam
sheyda_123ziam
  • WpView
    مقروء 36,544
  • WpVote
    صوت 4,417
  • WpPart
    فصول 33
[completed ] از اونجایی شروع شد که پسر شیطون دانشگاه عاشق یه پسر آروم با جذبه میشه و این پسر شیطون هر کاری واسه جلب توجه پسر آروم با جذبه دانشگاه میکنه اما کی گفته داستان عشقشون بدون غم ناراحتییه؟؟؟؟. بر اساس یه داستان واقعی با تغییر شخصیت های داستان. ❌
+3 أكثر
If بقلم kimissleo
kimissleo
  • WpView
    مقروء 48,699
  • WpVote
    صوت 8,226
  • WpPart
    فصول 38
Wish I was Zayn just only to have you... کاش فقط زین بودم تا میتونستم تو رو داشته باشم.... [completed]
+7 أكثر
Me,You,Him! (Ziam) بقلم p_k_z_m38
p_k_z_m38
  • WpView
    مقروء 336,335
  • WpVote
    صوت 42,093
  • WpPart
    فصول 41
[COMPLETED] *لیام من میترسم... تو عاشق کدومشونی؟ اون پسر پانک عوضی ای که روزا زندگیتو جهنم میکنه؟ یا... اون پسر بچه افسرده ای که شبا به بغلت پناه میاره؟ +اگه بگم جفتشون,فکر میکنی دیوونم...نه؟