Lartensp
- Reads 2,679
- Votes 302
- Parts 6
مارسِی ، فرانسه ، 2:30 صبح
_تحمل کن
دست ها و پاهام دردمیکرد ، اون زنجیرای لعنتی ..
صدای اون پسره ، چرا ولم نمیکرد
_چرا؟ چرا ولم نمیکنی؟؟ بزار برم ..لطفا
_تحمل کن
تمام بدنم عرق کرده بود ، بدنم سرد شده بود
و اخرین چیزی که حس کردم چیز سفتی پایین شکمم بود.
...........
ژانر: رمنس ، درام ، عاشقانه ، کمی کمدی.
شخصیت های اصلی: الیزابت و جانگکوک