But Sadness is the deepest feeling; believe that!
9 قصص
Flightless Bird || l.s.  ✔︎ بقلم AudreyHornesHeart
AudreyHornesHeart
  • WpView
    مقروء 6,737,124
  • WpVote
    صوت 249,168
  • WpPart
    فصول 38
Louis is a principal dancer with The Royal Ballet. When his rival, moody dance prodigy, Harry, joins the company, old wounds are reopened and old passions reignited. During the company's production of Swan Lake the secret that doomed their love is finally revealed, but will it be too late? [COMPLETED]
+19 أكثر
Fe [L.S] بقلم florrasita
florrasita
  • WpView
    مقروء 14,073
  • WpVote
    صوت 3,237
  • WpPart
    فصول 42
دستاش رو جلو آورد و بهم نشون داد . -«این دست هارو نگاه کن ... بوی خون رو حس میکنی ؟ میدونی خون رو چی پاک میکنه ؟ » سرمو تکون دادم . -«فقط خون ، میتونه خون رو پاک کنه ...چرخه انتقام هیچوقت به پایان نمیرسه . نفرت تکثیر میشه و یه روزی میرسه که از زمین ، چیزی جز یه لکه سرخ که بوی تند اهن میده ، چیزه دیگه ای باقی نمیمونه ...!» •Completed
Always. // L.S.// one-shot بقلم louehisanangel
louehisanangel
  • WpView
    مقروء 337
  • WpVote
    صوت 49
  • WpPart
    فصول 1
"Bir aydır sensizim ve birlikte geçirdiğimiz 54 yıldan daha uzundu." Ya da; Harry ölüyor ve Louis bununla baş etmeyi öğrenmek zorunda.
 This Man Is Dead(L.S) بقلم larry_diary
larry_diary
  • WpView
    مقروء 90,291
  • WpVote
    صوت 11,982
  • WpPart
    فصول 17
" این مرد، مرده " ... هری لطفا اینو بدون، تمام چیزی که تا ابد میخوام تویی. تو و چشمات که بدون تکون دادن زبونت با من حرف میزدین، تو و حرفات که وقتای ناامیدیم همیشه کنارم بودین، تو و صدات که توی شب بیداریام لالاییم میشدین، تو و دستات - که بی شک شاهکار خلقتن - که مرحمی میشدین برای خستگیای جسم و روحم، من تو رو میخوام هری اما؛ تو خودت خوب می‌دونی که من همیشه یه ترسو بودم. من رو ببخش. دوستدار تو، لویی ویلیام تاملینسون [ A Larry Stylinson Persian Fanfiction ] [ Written By : @IWontBeTheOne ] Copy right © 2017 IWontBeTheOne - larry_diary
Russian Roulette [L.S] بقلم Herawx
Herawx
  • WpView
    مقروء 12,234
  • WpVote
    صوت 1,639
  • WpPart
    فصول 6
خدا لبات رو ساخته برای بوسیدن و چشمات رو برای پرستیدن، دستات رو برای گرفتن و سرت رو برای بغل کردن...
dark sail بقلم ahlavi
ahlavi
  • WpView
    مقروء 218,490
  • WpVote
    صوت 18,582
  • WpPart
    فصول 48
"bazen tüm acıyı hatırlıyorum. bu yaralar iyileşecek gibi gözükmüyor. merak ediyorum, daha ne olabileceğini. kalabalık bir odada, yapayalnız hissediyorum. kendi kendime düşünüyorum, korku, pişmanlık, yalnızlık... benim bundan kaçışım yok." "hâlâ kalan yaralarını görüyorum. seni görüyorum louis, bakıyorum..."
دوپنجره بقلم ishouka
ishouka
  • WpView
    مقروء 14,595
  • WpVote
    صوت 3,296
  • WpPart
    فصول 12
[تمام شده] دستات خودت نیستن، اما جزئی از تو ان...
Blowing Mind (Persian Translation) بقلم larents_iranff
larents_iranff
  • WpView
    مقروء 40,983
  • WpVote
    صوت 4,826
  • WpPart
    فصول 14
❌Original Name: Hoping This Cold Blue Water Scrubs Me Clean And Spits Me Out Again❌ "بمون" هری با ناامیدی زمزمه کرد و لب هاش رو به شقیقه ی لویی چسبوند، طوری که انگار میتونه دردی که اونجا رشد میکرد رو تسکین بده. ولی اون نمیتونه درد رو متوقف کنه، و مهم نیست که چه قدر تلاش کنه... اون نمیتونه کاری کنه که لویی بمونه.
Forever in your memory | L.S - AU بقلم Marry____
Marry____
  • WpView
    مقروء 93,318
  • WpVote
    صوت 13,522
  • WpPart
    فصول 30
' همیشه در خاطر تو ' " و همینه ، عشق همینه . در عین پیچیدگی به سادگی گفتن یک جمله ی صادقانست " هر چیزی که مال منه مال توعه تا برای خودت بکنیش " نویسنده : ____Marry@ - فن فیکشن لری استایلینسون - کامل شده آغاز : تابستان ۱۳۹۶ پایان : بهار ۱۳۹۷