فان
6 stories
Anxiolytic [L.S] by harold_iran
harold_iran
  • WpView
    Reads 172,516
  • WpVote
    Votes 33,426
  • WpPart
    Parts 78
[Complete] "خب ببین اینجا چی داریم .. لویی تاملینسون مغرور که ادعا میکنه بهترین دانشجوی داروسازی دانشکدست در حالی که نمیتونه یه قرص ساده برای خودش تجویز کنه" "سرد درد های من دیگه با قرص خوب نمیشن هری!" "پس با چی خوب میشن؟" "با تـو"
Louten~[L.S] by larry_diary
larry_diary
  • WpView
    Reads 78,164
  • WpVote
    Votes 17,918
  • WpPart
    Parts 34
یه اتفاق ساده و کوچیک باعث شد زندگی هری برای همیشه تغییر پیدا کنه . چه خوبه که از اتفاق های ساده و کوچیک ساده رد نشیم. این شما و این داستات زندگی هری و هم خونه جدیدش هم خونه ایی که از یک جعبه کفش کنار خیابون ، راه به آغوش گرم هری پیدا کرد. به زندگی در کاتونیا خوش آمدید.
Wanted Housemates [L.S](Persian Translation) by PersianGayVodka
PersianGayVodka
  • WpView
    Reads 121,653
  • WpVote
    Votes 21,633
  • WpPart
    Parts 28
[Completed] لویی به تازگی به همراه دوست پسرش یه خونه ی پنج خوابه خریده. ولی دوست پسرش بهش خیانت می کنه پس لویی اون رو از خونه پرت می کنه بیرون... با این حال خونه رو خیلی دوست داره و یه آگهی در اینترنت می ذاره تا بتونه این خونه رو با چند نفر شریک بشه... که این همخونه ای ها شامل نایل، یک برنامه نویس الکلی، زین، یه معلم جذاب پیش دبستانی، لیام، یه استریپر مهربون و هری،یه روانشناس جنسی عجیب میشه! و لویی درباره ی همه ی این ها اصلا مطمئن نبود... Written by: @Crypticfangirl Translated by: @Vampire_sh17
Royal Blue [L.S|Mpreg] by siler_xr
siler_xr
  • WpView
    Reads 57,702
  • WpVote
    Votes 12,840
  • WpPart
    Parts 30
×on going× زندگی ای که بعد از ملاقات با چشم هاش به رنگ آبی سلطنتی در میاد.
°°°LOUIMON°°° by Fanfic_eater
Fanfic_eater
  • WpView
    Reads 6,533
  • WpVote
    Votes 1,070
  • WpPart
    Parts 14
عه وری متفاوت استوری ،عه پیور لجندری لاو بیت وین عن عیگل ‌(ای کی ای سایمون) و عه کبوتر (ای کی ای لویی) . 🕊️💛💙🦅 Warnings ⚠️: chendesh content. Don't fall in love with simon, he's taken .
نخلستانِ هوس [L.S|Z.M|M.Preg] by icallmaat
icallmaat
  • WpView
    Reads 3,889
  • WpVote
    Votes 591
  • WpPart
    Parts 4
❌چند ماه آپ نخواهد شد❌ + دلم تنگ شده برا روزایی که سیبیلای بلندت توی تیلیت کله‌پاچه می‌رفتن و برات ضعف می‌کردم. × دلم تنگ شده برا روزایی که اونقدر خوشگل بودم و با دیدنم توی ستونا می‌خوردی. + دلم تنگ شده برا روزایی که نوار می‌بستی رو ترک دوچرخه و دم خونه‌م می‌شستی و نوشابه زرد می‌خوردی. × دلم تنگ شده برا روزایی که قایمکی پشت درختای باغ همدیگه رو می‌بوسیدیم و پرنده‌هات روی شونه‌تو کثیف می‌کردن. + دلم تنگ شده برا روزایی که صابون گلنارا رو به یادت تموم می‌کردم.