Larry
60 cerita
little one _L.s (Persian Translation) oleh 00Libraaaaa
00Libraaaaa
  • WpView
    Membaca 7,298
  • WpVote
    Vote 1,183
  • WpPart
    Bab 15
Little one_L.S (Persian Translation) لویی یه عوضی اما نه برای هری چون اون بیبی شه . جایی که لویی به بدی شهرت داره اما هیچ چیز مانع محافظت از بیبی کوچولوش نمیشه و از هر اتفاق بدی که قراره توی دبیرستان یا زندگی برای اون بیوفته جلوگیری میکنه 《Libra 》
Falling For the Bad Boy | L.S oleh fanfic2010
fanfic2010
  • WpView
    Membaca 49,579
  • WpVote
    Vote 10,374
  • WpPart
    Bab 49
Completed هري استايلز منزويه. هيچ دوستي نداره و اكثر اوقات براش قلدر بازي در ميارن. ولي لويي تاملينسون يه داستان جدا داره. اون محبوبه، بيشتر به خاطر اينكه ازش ميترسن، سه تا دوست صميمي داره و يه عالمه دختر كه به دست و پاش ميوفتن. تنها مشكل اينه كه هري يه كراش قوي رو لويي داره و هي از خوش ميپرسه "چرا من هميشه از پسراي بد خوشم مياد؟" نويسنده : @coincidentaldagger اين داستان رتبه های خوبی داشته اميدوارم خوشتون بياد :")
ᴍʏ sᴡᴇᴇᴛ ᴅʀᴇᴀᴍ[ʟ.s] oleh sunaof91
sunaof91
  • WpView
    Membaca 10,075
  • WpVote
    Vote 1,781
  • WpPart
    Bab 40
لویی«چ...چرا...چرا اینجا...» هری«دریای خونه؟» لویی سرشو تکون داد.... هری«چون تو اینجا نبودی دارلین...» •••••••••••••••• میگویند آدما به دام عشق می‌افتند!اما وقتی فکرش را میکنی،میبینی«دام»کلمه خوبی نیست!چون آدم ها به دام اعتیاد،دروغ و یا مرگ می‌افتند!....هر کس که برای اولین بار این را گفته،حتما باید در دام عشق گرفتار شده و بعد خودش را نجات داده باشد؛وگرنه برای توصیف عشق و عاشقی از عبارت خیلی بهتری استفاده میکرد!....
You can be the Boss daddy  oleh dea_d_writer
dea_d_writer
  • WpView
    Membaca 167,648
  • WpVote
    Vote 17,701
  • WpPart
    Bab 76
من بیهوشت کردم از نزدیک ترین آدم های زندگیت جدات کردم با چاقو روی بدنت نقاشی کردم و تو انقدر شکسته بودی که به هر حال عاشقم شی باید فکرش و میکردی که من از چیزی که به نظر میام خطرناک ترم... #1 Gangster #2 Louis Tomlinson #2 Stylinson #3 Larry #3 Larrystylinson #14 Harry Styles
Mind (L.S) oleh hastiasa
hastiasa
  • WpView
    Membaca 15,650
  • WpVote
    Vote 3,492
  • WpPart
    Bab 69
خطرناک‌ترین موجودات چی هستن؟ به نظر من آدم موجود خطرناکی است. اما خطرنا‌ک‌تر از آدم ذهنشه. و این ذهن زمانی میتونه تبدیل به یه قاتل بشه که بیمار باشه. چون نمیتونه واقعیت رو ببینه. چون فقط اون چیزی رو میبینه که خودش دوست داره. ولی خطرناک‌تر از ذهنی بیمار چیه؟ چی اونقدر خطرناکه که فقط باید درمان و یا نابود بشه؟ ذهنی بیمار که عاشقه. و لویی و هری بیمارترین ذهن‌های عاشق رو داشتن. و هممون به چشم دیدیدم که چطور ذهن اون دوتا، اونارو به نابودی کشوند. [ Cover by: @purple-chimchim ]
friends with benefits (L.S) oleh erebus_msr
erebus_msr
  • WpView
    Membaca 244,650
  • WpVote
    Vote 29,247
  • WpPart
    Bab 31
لویی فکر می کرد این تنها راهیه که میتونه هری رو پیش خودش نگهداره ‌‌‌...
•Sweet Creature• [L.S]  oleh SeTaRe4
SeTaRe4
  • WpView
    Membaca 42,472
  • WpVote
    Vote 7,523
  • WpPart
    Bab 21
[Complete] هری انتظار نداشت که دبیرستان آسون باشه. خواهرش براش یه‌عالمه داستان تعریف کرده بود و هری میدونست که قراره توی یه جهنمِ چهارساله باشه. ولی جدا از همه‌چیز، اون دقیقا انتظار نداشت که فرشته‌ها هم توی جهنم بیان. Supernatural!AU °Persian Translation°
Hogwarts Mystery [L.s] [Z.M] oleh iamnrk
iamnrk
  • WpView
    Membaca 47,451
  • WpVote
    Vote 11,021
  • WpPart
    Bab 38
درسته اینجا دنیای جادویی هاگوارتزه ولی من مطمئنم خبری از جادو نبود وقتی به اون چشم ها خیره شدم... هشدار: اگر پاترهد نیستید به هیچ وجه این بوک رو باز نکنید⁦ ⁦( ͡° ͜ʖ ͡°) 💙💚 ⁦❤️⁩💛 🌈
Little spy [completed]  oleh cdfstyles
cdfstyles
  • WpView
    Membaca 15,654
  • WpVote
    Vote 2,887
  • WpPart
    Bab 17
+وقتی فرود اومدین، تو فرودگاه یه راننده منتظرته... اسمش هری استایلزه. موهاش فره و رنگ چشماشم سبزه. میشناستت از چهره، اینارو گفتم که راحت پیداش کنی. میبرتت هتل -هری؟ چه اسم مسخره ای! [ L.S ]