-تهلون؟
تهیونگ هومی گفت و برگه های تو دستش رو ورق زد.
-تدی.. نیدا تن
با کلمه های عجیب کوکی سر تهیونگ برگشت.
-کوکی؟؟؟
صدای شوکه شده تهیونگ کوکی رو ترسوند. کار بدی کرده بود؟
بغض کرد و لب پایینیش لرزید. به ثانیه نکشیده صدای گریه اش بلند شد و تهیونگو ترسوند.
-گریه نکن.. گریه نکن.. اشکال نداره کوکی. بیبی چیزی نشده که. معذرت میخوام
-تدی نالاحت شد
-نشدم. ببین.. خوشحالم . کار خوبی کردی بیب
-دلوخ میگی؟
-نه. نه. اشکال نداره. لباس خودته
اشکال نداشت کوکی لباسشو با قیچی تیکه تیکه بریده باشه. اصلا اشکال نداشت.تهیونگ میتونست بازم بخره.
.
..
...
تغییر کردن کار سختی نیست..
تنها چیزی که نیاز داره یه انگیزه درست حسابیه!
اگه به کیم تهیونگ رئیس مافیا میگفتن یه روز قراره واسه یه پسر بچه غش و ضعف کنی قهقهه میزد..
اما حالا همه چیز عوض شده..
کسی که مثل آب خوردن بدن آدمو با چاقو پاره میکرد، واسه آروم کردن یه پسر بچه خودشو به در و دیوار میزنه!
Name :
Im not your toy!!
Genre:
Smut / Daddy kink / Romance / little space / Fluff
Start:
1399/8/24
End:
1399/11/24
32 parts
《completed》
چت های عجیب بین جونگ کوک ۱۸ ساله و معلم خصوصی نقاشیِ ۲۲ سالش تهیونگ
Taekook , texting
Original story by : @nathyoung
Translating by : @meli19952000
با اينكه كوكي فلج بود...
يه قلب پاك داشت
مثل همه عاشق ميشد، غصه ميخورد؛ آخه اونم آدم بود...!
يه معشوق داشت
اسمش تهيونگ بود...
عين خودش بود، زندگي تجملاتي نداشت.
پس هر روز براش يه شاخه گل ميخريد
گلاي زيبا ولي ارزون
گلاي سوپرماركتي...!
๛ ғᴀɴ ғɪᴄ 「 Blind Guy 」
• پسر کور Complete
• کاپلی°
• ژانر : عاشقانه | روزمره
[-اگر یک روز بگم که من اون مردی که فکر میکنی نیستم...
اگر بگم یک هیولای زشتم...چیکار میکنی؟
پسر خنده ی قشنگش رو دوباره نشونم داد.
-ماسک لعنتیت رو از روی صورتت پایین میکشم و بهت ثابت میکنم: هیولاها وجود ندارن...]
💎°آیدی تلگرام و واتپد نویسنده: @kimsevil
ناشناس: هنوز نمیتونم باورت کنم.ما سه سال باهم قرار میزاشتیم. سه سالِ لعنتی ،این هیچ معنی ای برات داشت؟ خب، برای من داشت. من اون همه زمانو صرف تو کردم وقتی میتونستم کار بهتری کنم
هیچ ایده ای نداری چقدر ازت متنفرم
جونگکوک: آم
جونگکوک: شماره اشتباه؟
****
[Completed]
Toptae
Bottomkook
Taekook
Namjin
Yoonminseok
[Translated]
#1 in vkook🥇
#1 in taekook🥇
مین یونگی رئیس بزرگترین گنگ سئول توی پارتی کلاب همسرش یه دانشجوی 20 ساله رو به فاک میده و نمیتونه فکر کردن به لذت رابطه داشتن باهاش رو از ذهنش خارج کنه.
پارک جیمین ناخودآگاه درگیر قرارداد بیدیاسامی میشه که تا به حال چیزی ازش نشنیده.
پانزده سال تفاوت سنی، یه رابطهی فعال جنسی و همسر یونگی میتونن از شکلگیری احساسات بینشون جلوگیری کنن یا سرنوشت برای دو مردی که توی عجیبترین موقعیت ممکن هم دیگه رو پیدا کردن، پایان خوشی رقم میزنه؟
++ Contains BDSM scenes
Highest ranking #2 in persian
با چشم های براق با پدر خوندش نگاه کرد و لبش رو گزید تا بدون لکنت حرفش رو بیان کنه
× ددی
یونگی نیشخندی کوچیکی زد و دستی به موهای جیمین کشید
_ ددی ؟؟
به آبروی بالا رفته پرسید و لیسی به لبش زد
_ این کلمه رو به همه نمی گن بچه
جیمین لب هاش رو اویزون کرد و اخم کوچیکی رو بین ابروهاش نشوند
× ولی م...من مییی خوام ببگم چون ...
پاهاش رو به هم نزدیک کرد ، لب پایینش رو به دندون گرفت ، با دست ای کوچولوش چنگی به لبه ی هودی تو تنش زد و لا چشم های پاپی طوری به پدر خوندش نگاه کره کرد
× توو. . ددیه منی
کاپل ها کوکوی ، یونمین و نامجین
ژانر لیتل ، اسمات ، ددی کینک،روزمره
نویسنده مین کوالا و سولمیتم
Kim_mahsa
تموم شده
[کامل شده! ]
(تهیونگ پسریه که همه منتظرن یه امگای ضعیف بشه... اما سرنوشت داره به تک تکشون پوزخند میزنه)
_اینکه جز کدوم دسته قرار بگیرین به طور عمده بستگی به این داره که
پدرومادرتون جز کدوم بودن،یا اینکه اکثر اعضای خانواده متعلق به کدوم دستن.
واقعا یه چیز نسبیه...
⚠️#1in Vkook
⚠️#1in Taekook
⚠️#1in Omegaverse
⚠️#1in Rm
⚠️#1in Suga
⚠️#1in Btsfanfic
⚠️#1in BTS