im reading them
12 stories
Master Park|ارباب پارک by blueskyisnt_blu
blueskyisnt_blu
  • WpView
    Reads 143,988
  • WpVote
    Votes 7,162
  • WpPart
    Parts 23
𝑀𝑎𝑠𝑡𝑒𝑟 𝑃𝑎𝑟𝑘 𝑔𝑒𝑛:،امپرگ،امگاورس،ازدواج اجباری،رمنس 𝑐𝑜𝑢𝑝𝑙𝑒𝑠: 𝑚𝑎𝑖𝑛:𝐶ℎ𝑎𝑛𝑏𝑎𝑒𝑘 ℎ𝑢𝑛ℎ𝑎𝑛,𝑘𝑎𝑖𝑠𝑜𝑜,𝑘𝑟𝑖𝑠ℎ𝑜 ... روز های اپ:جمعه ... خلاصه: بکهیون، امگای آسیب پذیر ۱۹ ساله، کسی بود که ارباب پارک، به عنوان طعمه انتخابش کرد. مهم نبود اون پسر، چقدر مظلومه، چانیول باید تاوان تک تک کار های خانوادشو از اون بچه پس میگرفت....و چی بهتر از زندانی کردن امگا توی عمارت ارباب پارک میتونست آتش انتقامش رو خاموش کنه؟ ... _خواهش میکنم،التماست میکنم،هرکاری بگی میکنم.. فقط خواهش میکنم،خواهش میکنم یتیممون نکن،خواهش میکنم تنها سقف بالاسرمونو ازمون نگیر!... زن بعد از تموم شدن حرف های بکهیون،پسر آلفا به داخل اتاق برد.بعد از چند دقیقه که برای بکهیون یه جهنم گذشت،هر دو بیرون اومدند و پسر آلفا رو به بکهیون پرسید +چند سالته؟ _ن..نن..نوزده +گفتی هر کاری میکنی درسته؟ جوری که پسر با نفرت و کینه با تیله های مشکیش بهش نگاه میکرد،باعث میشد حس ی آهو در برابر شکارچی پیدا کنه و بخواد از اونجا فرار کنه..اما نمیتونست!به خاطر پدرش باید قوی میموند _بله،بله هرکاری بگین میکنم +برده امارتم شو!
My Cute Kitten (Chanbeak) by Spring-4
Spring-4
  • WpView
    Reads 98,555
  • WpVote
    Votes 18,189
  • WpPart
    Parts 41
#1 Hhighranking in cute " خرید و فروش هیبرید ها غیرقانونیه... چانیول تو زندگیش تصمیم میگیره یکبار تخلف کنه و هیبرید بخره و هیچ وقت فکرشو نمی کرد.. که تبدیل به زیباترین جرم زندگیش بشه.. کیتن کیوت من... " کاپل: چانبک و دیگر کاپل ها... ژانر: ددی کینگ/ فانتزی/ کیوت / اسمات/فلاف (+18) نویسنده: اسپرینگ
🍷The 100 million dollar prostitute🍷{Chanbaek Ver.} by PARIII_LAND
PARIII_LAND
  • WpView
    Reads 73,634
  • WpVote
    Votes 9,402
  • WpPart
    Parts 22
جنده ی پارک چانیول بودن....۵ کلمه...۱۹ حرف.....محض رضای فاک به این سادگیا نیست ...نیست اگه اون پارک لعنتی رئیس بزرگترین باند قاچاق اعضای بدن اوراسیا باشه.....نوچ نوچ این همش نبود....نه تا وقتی که مجبوری تا خرخره تو کثافت کاریاش فرو بری...فقط خفه شو...تو فقط جندشی بک....ولی قراره جندش بمونی؟ 🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷 -نگاش کن...هنوز نگاهش رو ماست...فکر نمیکنی باید یه نمایش خوب بعد از مرگش نشونش بدیم؟ محال بود....سکس جلوی یه جنازه...جنازه غرق خون نفسشو بیرون داد +ار...اربا.. -زبونت باز شد؟....خوبه...برای جیغ زدن بهش نیاز داری دست ارباب داشت میرفت سمت پنتیش -بیا یه ذره متفاوتش کنیم...هوم؟ انگشتای ارباب به پنتی توری چنگ زد....یه تجاوز دیگه ولی این بار تو تخت نبودن...سالن اپرا...جای مقدسی بود که داشت کثیف میشد. یا مادرمقدس مارا بیامرز و ببخش. 🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷 -کسی رو هم کشتی؟ +فقط چندتا پلیس -ادم چی؟ +نه فقط پلیس 🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷 قبل از اینکه به خودم بیام اون سیگار لعنتی تنها یادگارم از تو شد...سیگار نم دارم...لبای زخمیم...لباسای فاحشه ها زیادی بهم میاد...اینجا موهای فاحشه ها رو نمیتراشن....موهام بلند شده...این شهر بدون نقاب قبولم نمیکنه. ژانر:اسمات/انگست/خشن/بی دی اس ام/هپی اند
𝑐𝑢𝑝𝑐𝑎𝑘𝑒 𝑝𝑟𝑜𝑚𝑖𝑠𝑒🧁 by MAYA0247
MAYA0247
  • WpView
    Reads 83,939
  • WpVote
    Votes 24,577
  • WpPart
    Parts 31
توی دنیایی که تولد هجده سالگی هر فرد برابر میشد با مشخص شدن موقعیتش در چارت امگاورس و دیدن رویای فردی که میتونست عشق واقعی رو بهش هدیه بده ؛بکهیون بدون اینکه حتی فکرش رو هم بکنه به چیزی تبدیل شد که فقط یک درصد جمعیت جهان رو تشکیل میدادن. بدبختانه تر از مورد قبلی رویایی بود که در شب تولدش پشت پلکهاش نمایش داده شد ... تصویر واضحی از دوست چندین سالش ، پارک چانیول!⭑ุ ˖🧁 قسمتی از داستان☁️🍧 _برای عذرخواهی کلی برات سوجو میخرم قایمکی بریم تراس اتاقت بخوریم...حتی میتونیم ددپول ببینیم! با دیدن این پیام از بکهیون لبخند کجی روی لبش نشست و سری به نشونه تاسف تکون داد. +ترجیح میدم مرد آهنی ببینیم. پیامش سریع دوتا تیک خورد و بعد ویس ده ثانیه ای براش فرستاده شد. یه تای ابروش رو بالا فرستاد و بازش کرد....بکهیون یه تیکه کوتاه از آهنگ فیلم رو خونده بود! _you'r my Iron man and I love you 3000 baby. _________________________________________ 𝘕𝘢𝘮𝘦 : 𝘊𝘶𝘱𝘤𝘢𝘬𝘦 𝘗𝘳𝘰𝘮𝘪𝘴𝘦🧁 𝘊𝘰𝘶𝘱𝘭𝘦: 𝘊𝘩𝘢𝘯𝘣𝘦𝘢𝘬, Rose𝘭𝘪𝘴𝘢 𝘎𝘦𝘯𝘦𝘳: 𝘰𝘮𝘦𝘨𝘢𝘷𝘦𝘳𝘴𝘦, 𝘚𝘔𝘜𝘛, 𝘍𝘭𝘶𝘧𝘧, 𝘳𝘰𝘮𝘢𝘯𝘤𝘦🐺🍬 𝘞𝘳𝘪𝘵𝘦𝘳: 𝘔𝘢𝘺𝘢^^ روزهای آپ: پنجشنبه ها☕
CatFish by CLuz_614
CLuz_614
  • WpView
    Reads 20,430
  • WpVote
    Votes 5,337
  • WpPart
    Parts 17
🐟 " گربه ماهی " 🐠 🎥 کاپل: چانبک، سکای 🎥 ژانر‌: ددی‌کینک، رمنس، درام، فلاف، اسمات (+18) 📺 در حال انتشار ~ معرفی داستان: وقتی آقای‌ پارک بخاطر بکهیون شق میکرد و مجبور میشد قبل از خواب خودارضایی کنه تا به بیبی ضعیفش آسیب نزنه‌‌؛ فکرشم نمیکرد روزی برسه که اون پسر کوچولو نه تنها ارشدش رو ددی صدا بزنه بلکه جلوی پاش هم زانو بزنه و ازش برای ساک زدن دیکش اجازه بخواد. ~ برش هایی از داستان: * "باید بکنیش..! این هرزه ها توی تخت همه چیزو لو میدن." جونگین دستهاش رو مشت کرد: "شما تا الان به ازای تمام مقاله‌های پر سود این مجله با زنا خوابیدین رئیس؟!" سهون پشت میزش برگشت و روی صندلی نشست:"هرکدومشون که ارزش یه شب رو داشت.. چرا که نه؟" با یادآوری حقیقت چشمهاشو چرخوند: " اها، یادم نبود تو‌ گی هستی! اگر نمیتونی هرزه‌ها رو بکنی، پس خودت میتونی هرزه بقیه بشی چون بدن خوبی داری!" * * "آقای پارک، حالتون خوبه؟... میخواین براتـون آب بیارم؟" چانیول چند بار پلک زد تا چهرش رو بهتر ببینه. نمیتونست باور کنه اون عروسک شیرین، اینطور نگران بهش خیره شده. با صدای خش دار و گرفته ش لب زد: "این چیزا بهترم نمیکنه... میتونی لباتو بهم بدی؟" *
☁︎𝑷𝒆𝒂𝒄𝒉𝒆𝒔 𝑾𝒊𝒕𝒉 𝑪𝒉𝒆𝒓𝒓𝒚 𝑲𝒆𝒓𝒏𝒆𝒍𝒔☁︎ by TheLaughterFake
TheLaughterFake
  • WpView
    Reads 1,235
  • WpVote
    Votes 290
  • WpPart
    Parts 3
🍒🍑peaches with cherry kernels🍑🍒• کاپل :چانبک ژانر : فان ، تخیلی ، رمنس ، اسمات ، پارک چانیول نویسنده ی یکی از چرت ترین داستان های تاریخ رمان حرمسرایی بود ، یه نویسنده ی احمق با عینک ته استکانی و‌ متاسفانه ترس از رو‌به رویی با اجتماع ، داستان زندگیه فلاکت بارِ نویسنده ی چرت ترین رمان سال با هزار و دویست و بیست و پنج چاله ی باز درحالی به تمام رسید که اشتباهی توی خیابون زیر گرفته شد و مرد ، رمان چرت نویسنده همونجا به پایان رسید ولی یه مشکلی بود ... مثل اینکه داستان زندگیه خوده پارک چانیول به طرز عجیبی هنوز تازه شروع شده بود ...البته نه داخل دنیای واقعی... داخل داستان چرتی که خودش خلقش کرد؟ «به رمان خوی شیطان خوش اومدید قربان! من راهنمای شما بعد از مرگ در رمان خودتون هستم» «محض رضای خدا یکی کمکم کنه!!من داخل رمان حرمسراییم گیر افتادم و این لرد انجله هفصد ساله یکم بیش از حد پرستیدنی میزنه» Writer : Parla
ginger | Chanbaek | Dadykink by mahta_a_kh
mahta_a_kh
  • WpView
    Reads 17,300
  • WpVote
    Votes 4,029
  • WpPart
    Parts 16
🤣🥳کمدی ترین فیکشن واتپد🥳🤣 فیکشــن: جــینجــر 🍠 ginger🧄 کاپــل: چــانبــک Chanbaek ژانـر: ددی کینــک🔞 ، فلــاف🍭 ، اسمــات💦 ، رمنــس❤️ ، کمــدی🎠 نویسنـده: مهتــا🌙 روز آپ: هر دوشنبه به صورت منظــم! ═════════════════════════ خــلاصــه: بیــون بکهیــون صاحــب غــذاخــوری کوچیــکیه که کســب و کارش بعد از باز شــدن رستــوران بزرگـی🛕💒 درســت مقــابل غذاخوریش کســاد شده! صاحــب رستــوران رقیــب، جــوانی به اســم پارک چانیــول که با گرایشــات جنســی🔞 متفــاوت از بکهیــون درخواســت میکنه تا در ازای اینکه بیبیــش🍑 بشه و زیــرش بخــوابه💦، کســب و کار خانوادگیــش رو نجــات بــده! آیا بکهیــون تخــس و لجبــاز🔥، آوارگــی رو به خوابیــدن زیر ددی یــول ترجیــح میده و مثل همیشــه با داد و فریــاد حقــش رو میگیره یا مثل یه پاپی کیــوت🐶 به آغــوش چــان پنــاه میبــره؟! ═══════════════════════ ❌هشدار:این فیک صرفا جهت خندوندن شما نوشته شده و من نیازی به نظرات بی رحمانتون ندارم پس لطفا فقط بخندین و لحظات شادی رو برای خودتون رقم بزنید❌ هیچ انتقادی در این مورد نمیپذیرم چون هشدار دادم
Surrender  by Erienne532
Erienne532
  • WpView
    Reads 14,863
  • WpVote
    Votes 3,169
  • WpPart
    Parts 24
🌧 𝑺𝒖𝒓𝒓𝒆𝒏𝒅𝒆𝒓 🌧 🎼 ꪶ • 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆 : 𝑪𝒉𝒂𝒏𝒃𝒂𝒆𝒌 , 𝑺𝒆𝒉𝒃𝒂𝒆𝒌 🌻 ꪶ • 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆 : 𝑭𝒂𝒏𝒕𝒂𝒔𝒚 , 𝑫𝒂𝒊𝒍𝒚 𝒍𝒊𝒇𝒆 , 𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆 , 𝑪𝒐𝒎𝒆𝒅𝒚 , 𝑺𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒂𝒏𝒈𝒔𝒕 , 𝑺𝒎𝒖𝒕 🎼 ꪶ • 𝑨𝒖𝒕𝒉𝒐𝒓 : 𝑬𝒓𝒊𝒆𝒏𝒏𝒆 🌻 ꪶ • 𝑺𝒖𝒎𝒎𝒂𝒓𝒚 : ➷ پارک چانیول یه آدم عادی مثل تموم جوون های عادی کره بود که با تنها امیدش به آینده بارها و بارها تو آزمون خدمات اجتماعی شرکت کرده بود و صد البته شکست خورده بود. زندگی عادی پارک چانیول از اونجا کاملا غیر عادی شد که سر و کله یه روح عوضی تو زندگیش پیدا شد و دستش رو گرفت و صاف انداختش وسط جهنمی ترین شغل دنیا. و حالا چانیول میون کمپانی که با تک تک سلول های بدنش ازش نفرت داره با رئیس جلادی "بکهیون" که اون روح سرگردون "سهون" براش تدارک دیده چجوری میخواد سر کنه...؟!
AJJUSSI by diana_lza
diana_lza
  • WpView
    Reads 16,234
  • WpVote
    Votes 3,790
  • WpPart
    Parts 12
•خلاصه:پارک چانیول ۲۸ ساله تنها وارث شرکت سلین که بعد از گذروندن دوره ده ساله جواهر سازی حالا به کشورش بازگشته بود تا با جواهرات خودش انقلابی برای صنعت جواهرسازی باشه.موضوع از اونجایی شروع میشه که این بار بجای مدل زن،شرکت سلین قرار بود جواهرات رو روی بدن مردا به نمایش بزاره؛ولی این بدنی که الان جواهرات دست ساز خودش بدنش رو پوشونده بود، بدن همون پسری که وقتی رول اسکیت میره بالاتنه اش رو لخت میکنه و از سر لج بهش آجوشی میگه نبود؟ •ژانر:عاشقانه،روزمره،اسمات،ddlb •کاپل:چانبک این داستان درباره ادغام بالغی و جوانی دو مرده.لمس شدن دو روح؛یکی روح آزاد و دیگری روح زنجیر شده!