sazza_28's Reading List
4 stories
Diamante Immortale by tashin_xx
tashin_xx
  • WpView
    Reads 1,085
  • WpVote
    Votes 260
  • WpPart
    Parts 6
به محض ورود به سالن عمارت بوی عطر های گرون قیمت و سیگار کوهیبا دماغمو زد نور های زرد و نارنجی سر تا سر سالن قصر مانند رو پوشونده بود. دقیقا حس و حال فیلم های کلاسیک دهه شصت رو داشت. آدمهایی که تو عقده خفه میشدن و زنایی که با آرایش اقرار آمیز و مردایی که لاف پولداریشونو میزدن تا پست بودنشونو بپوشونن از همین دور هم مشخص بود تنها چیزی که راجبش حرف میزنن برند لباس و عطر و سیگارشونه و تا قدرت خانواده هاشون به رخ هم بکشن. به ویکتوریا نگاه کردم، اونم قیافش چنگی به دل نمیزد مشخص بود که اونم با من هم عقیدس. از توی بیسیم داخل گوشم صدای توماس رو شنیدم که توضیح داد داره سعی میکنه وارد سیستم امنیتی ساختمون بشه تا بتونه دوربین ها و بقیه سیستم هارو از کار بندازه.......
Always You [L.S] ~ By Miss X by larry_diary
larry_diary
  • WpView
    Reads 3,307,514
  • WpVote
    Votes 303,308
  • WpPart
    Parts 140
هری...هرررری...خواهش میکنم نجاتم بده...نذار من رو ببرن...هرررری... قطرات اشک گونه های پسر چشم سبز رو تر میکنن...صدا توی ذهنش تکرار میشه....حتی جرات نکن به التماس هاش گوش بدی استایلز...حتی جرات نکن برگردی سمتش... صدای فریادهای وحشت زده ی لویی تنش رو میلرزونن...روحش رو از هم میدرن...قلبش رو از کار میندازن اما این اجبار بود.هری این قسم نانوشته رو امضا کرده بود. صدای لویی پشت سرش خاموش میشه.زمزمه ی خفه ی هری توی باد گم میشه. هری:متاسفم لویی.متاسفم...
Elounor by watermelon_sugar
watermelon_sugar
  • WpView
    Reads 2,268
  • WpVote
    Votes 535
  • WpPart
    Parts 1
💙"روايت عشق بي پايان لويي و النور"💙
Strawberry Milk (Persian Translation) by larents_iranff
larents_iranff
  • WpView
    Reads 114,402
  • WpVote
    Votes 12,776
  • WpPart
    Parts 24
توی واحد نجوم، جایی که هری ناخون هاش رو لاک میزنه و شیر توت فرنگی میخوره و زیادی برای همه چی استرس داره، لویی سعی میکنه بفهمه که مشکل اون پسر چیه.