sekaihun2
123 stories
• Death Angel • by _Hira2001_
_Hira2001_
  • WpView
    Reads 9,178
  • WpVote
    Votes 2,608
  • WpPart
    Parts 34
• فرشته مرگ • هرگز نباید به آدما اعتماد کرد. به لبخنداشون.. به نگاهاشون.. به حرفاشون هیچوقت نباید اعتماد کرد. اینها همه فقط یه نقاب پوشالی هستن برای پنهان کردن شیطان درونشون... ........ خلاصه: کیم کای یکی از باهوش ترین افسرای دایره جنایی، کسی که به حل کردن پروندهای سخت معروفه اما با پیدا شدن یه قاتل روانی، کل شهرتش به باد میره. هیچ وجه تشابهی بین قربانیا و روش قتلشون وجود نداره و تنها یک چیز توی همشون مشترکه یعنی.. گم شدن چشماشون..! چی میشه اگه اینبار قاتل، خودِ کای و عشقش اوه سهون رو هدف بگیره؟ ........ کاپل: سکای/کایهون (ورس) ژانر: جنایی، دارک، انگست، اسمات روز های آپ: جمعه ها نویسنده: هیرا ........ "توجه: این فیکشن دارای صحنه های دلخراش و خشن جنسی میباشد و خواندن آن به افراد زیر ۱۸ سال توصیه نمیشود‌."
LOTUS | نیلوفر آبی by Drk_SuN
Drk_SuN
  • WpView
    Reads 13,189
  • WpVote
    Votes 2,070
  • WpPart
    Parts 31
بیون بکهیون، پسر شونزده ساله‌ای که گذشته‌ی تاریکش به آینده‌ش سایه انداخته... پسری که در صدد نجات جون خودش در برابر کسانی که دنبالشن، فرار میکنه. از جایی که متولد شده و از یتیم خونه‌ای که با فرار کردن ازش، داستان پیچیده‌ای رو برای خودش رقم میزنه... پارک چانیول، مرد زخم خورده‌ای که در تنهایی فرو رفته. با کینه‌ی کهنه‌ای از یه دوست قدیمی که با رفتن بدون بازگشتش، چانیول رو در افسردگی و جنون تنها گذاشت و داستان زندگیش رو در تاریکی حبس کرد. دنیای کوچیکی که آدما رو به هم وصل میکنه؛ داستان های عجیبی که با هم پیوند میخورن... ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ گل زیبای جادویی... نیلوفر آبی ای که در میان گندآب ریشه میدواند و رشد میکرد، برگهای مزاحم و پهناور را همراه خود میکشید، قطرات مهیب و هولناک باران را مینوشید و در آخر... پاک و زیباترین گل شد... گلی که تقدس نام خود را اثبات کرد، اجازه نداد ذات زادگاهش او را به زنجیر بکشد و طهارت را در روح دمید... ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ 🔥کاپل ها: چانبک/ کایهون/ تائوریس 💡ژانر: رمنس/ فانتزی/ خشن/ اسمات/ اسمات خشن🚫 Drk_SuN 1399/5/1
How I Breath Befor U by Anilovepcy
Anilovepcy
  • WpView
    Reads 32,078
  • WpVote
    Votes 4,745
  • WpPart
    Parts 23
بیون بکهیون امگایی که از بچگی به عنوان همسر ولیعهد انتخاب شده وقراره تا اخر عمرش باهاش زندگی کنه .ولیعهدی که همه از مهربونی و خوش اخلاقیش حرف میزنند ولی یک چیزی که هیچکس و حتی خود بکهیونم نمیدونه اینه که ولیعهد قصه ی ما از یجایی به بعد بجز خانوادش و دوستای معدودش هیچ کس و وارد حریم خصوصیش نکرده حالا باید یه امگای شیطونو یکمی دست وپا چلفتی رو تا اخر عمر کنار خودش نگه داره ؟تازه کسیرو که کلا ۵ بار دیده میتونه اینکارو انجام بده ؟ ژانر :رمنس . ماجرایی.اسمات (هرچقدر ذهن منحرفم جا داشت ) .امپرگ .امگاورس کاپل :(اصلی )چانبک .ویکوک .(فرعی )یونمین .سکای زمان اپ :نا مشخص ( بدلیل اینکه من زیادی روی برنامه زندگیمو میچرخونم زمان مشخصی واسه اپ ندارم البته کامل نبودن نوشتمم بی تقصیر نیست ) این اولین نوشتمه پس لطفا اگه ایرادی داشت بهم بگین
exo's oneshots by pichak_ngr_fanfics
pichak_ngr_fanfics
  • WpView
    Reads 4,643
  • WpVote
    Votes 770
  • WpPart
    Parts 11
📚شات های کوتاه از کاپل های فرعی اکسو📚 بهترین رنکینگ ها: #1 چانسو #3 سهبک #3 کاپلی #4 کوتاه #9هونهو #1 chansoo #2 shot #6 one
Asterism by FictionaryNotes
FictionaryNotes
  • WpView
    Reads 24,628
  • WpVote
    Votes 6,079
  • WpPart
    Parts 47
نام⸙ ͎.: #Asterism •ژانر⸙ ͎.: اسمات/دراما/انگست •کاپل⸙ ͎.: کایهون •نویسنده⸙ ͎.: Erwin •روزهای آپ⸙ ͎.: #پنجشنبه •رده سنی⸙ ͎.: _ خلاصه⸙ ͎.:کای و سهون دوست های چند ساله ای که رابطه ی صمیمی باهم دارن و همین باعث میشه به مرور مرز های همدیگرو بشکنن و بهم علاقمند شن. غافل از اینکه زندگی کای از قبل برنامه ریزی شده و قرار نیست اونجوری که سهون تصور میکنه پیش بره!
𝕯𝖆𝖗𝖐𝖓𝖊𝖘𝖘 by merilakkk
merilakkk
  • WpView
    Reads 4,734
  • WpVote
    Votes 1,055
  • WpPart
    Parts 8
𝕹𝖆𝖒𝖊: 𝕯𝖆𝖗𝖐𝖓𝖊𝖘𝖘 𝕮𝖔𝖚𝖕𝖑𝖊: 𝖘𝖊𝖐𝖆𝖎 𝕲𝖊𝖓𝖗𝖊: 𝖈𝖗𝖎𝖒𝖎𝖓𝖆𝖑, 𝖍𝖞𝖇𝖗𝖎𝖉, 𝖆𝖓𝖌𝖊𝖘𝖙, 𝖉𝖆𝖉𝖉𝖞𝖐𝖎𝖓𝖐, 𝖘𝖒𝖚𝖙 𝕬𝖚𝖙𝖍𝖔𝖗: 𝖒𝖊𝖗𝖑𝖎𝖓 ☁︎☁︎☁︎☁︎☁︎☁︎☁︎☁︎☁︎☁︎𓃠 ɴᴄ-⓱ دنیای سیاه و سفیدی که جایی برای موجودات ضعیف نداره ، دنیایی که قلب سفید مردم از ظلم هایی که تو بچگی کشیدن سیاه شده و راهی برای سفید کردنش نیست_ قلبی که میخواد درد های بچگیش رو همه ی مردم دنیا بچشن تا قضاوتش نکنن_ حتی ظالم ترین افراد دنیارو نباید قضاوت کرد ، کی میدونه چه دردی کشیدن_ -هایبرید- آپ ثابت : هر دو هفته دوشنبه ها
My peace...  by kim-min-Xi
kim-min-Xi
  • WpView
    Reads 784
  • WpVote
    Votes 130
  • WpPart
    Parts 1
#SeKai
Minstrel by aDaisyAurora
aDaisyAurora
  • WpView
    Reads 6,301
  • WpVote
    Votes 1,715
  • WpPart
    Parts 17
"بکهیون، جوان‌ترین راننده فرمول وان دنیا، یازده سال برای رسیدن به بزرگ‌ترین آرزوش تلاش کرد اما درنهایت، پیشنهاد قرارداد کمپانی رنو رو بخاطر بزرگ کردن پسرش جونگین رد کرد. بکهیون تصمیم گرفت پنج سال دیگه هم صبر کنه و درست زمانی که می‌خواست برای همیشه به فرانسه برگرده، با پارک چانیولی که همراه پسرش سهون از خونه فرار کرده بود، رو‌به‌رو شد!" - کرکتر‌ها: بکهیون، چانیول، جونگین و سهون - ژانر: زندگی روزمره، فلاف، انگست
From revenge to love [kaihun / chanbaek] by rira_drk
rira_drk
  • WpView
    Reads 31,131
  • WpVote
    Votes 6,486
  • WpPart
    Parts 42
از انتقام تا عشق (کامل شده) کاپل : کایهون • چانبک ژانر : رمنس • اکشن • اسمات خلاصه •° چی میشه اگه از یه جایی به بعد زندگیت بر پایه آتش بنا باشه؟ آتیشی که میسوزونه... هم زندگی خودتونو... و هم زندگیِ اطرافیانتون... به ظاهر اروم و گرمه... اما اگ رنگ انتقام بگیره، همه چیزو از بین میبره... و کی گفته احساسات قوی ترن؟
Hollow / OneShot by AylaXee
AylaXee
  • WpView
    Reads 831
  • WpVote
    Votes 105
  • WpPart
    Parts 1
عنوان: توخالی / Hollow نویسنده: Xee ژانر: درام، تراژدی زوج / کاراکترها: کایهون / جونگین، سهون، لوهان معرفی: عشق شاید یکی از زیباترین واژه های ساخته شده به دست بشر باشه اما این هنوان زیبا هیچ وقت نتونسته و نخواهد تونست تاریکی غلیظی که در عمیق ترین بخش این مفهوم رویایی وجود داره پنهان کنه چرا که بشریت در طول تاریخ شاهد همه زشتی ها، دردها و رنج هایی که به نام عشق به معشوق ها روا شده بوده و خواهد بود. دردهایی که گاهی منظور خاصی پسشون نبوده و در آخر عاشق و معشوق رو باهم میسوزونه. فوروارد: از کوره در رفت و با صدایی که دیوارای اتاقش رو توی پانسیون میلرزوند داد زد "چرت نگو، بهم بگو چی شده؟ تو میدونی چی به درد من میخوره یا خودم؟" با سکوتی که طرف دیگه خط حاکم شد فهمید بازم سهون رو ترسونده تنها چیزی که هون 24 ساله رو میترسوند فریادهای اون بود نفس عمیقی کشید و سعی کرد آروم بشه. با صدایی که هنوز از خشم میلرزید ولی میخواست دیگه عصبانی به نظر نیاد گفت "هون میدونی چقدر دوستت دارم؟ میدونی بجز تو هیچ دلیلی برای زندگی ندارم؟" با تموم شدن جمله اش صدایی شبیه به تکخند از طرف دیگه خط شنید "این دیگه از اون دروغا بودا... تو تک پسر آقای کیمی مطمئنا اگر برگردی اونا از خوشحالی بال در میارن"