-من به خاطر یه قول
هرزه خانواده جئون شدم!
*قسمتی از فیک*
+ فکر کنم معتادت شدم
_معتاد من شدی؟
+هوم
_وقتی باهات حرف میزنم تو چشام نگاه کن و بلند جواب بده..
با نگاهش که هنوزم خجالت توش بود دستشو روشونم گذاشت
+ آره معتادت شدم
سرمو بردم تو گردنش نفس عمیق کشیدم و زیر گوشش زمزمه کردم
_ ولی فکر کنم من عاشقت شدم......
یه بوک جدید با یه سناریو متفاوت 🙃
کاپل اصلی : کوکمین
کاپل فرعی : تهگی ، نامجین
ژانر : ددی کینگ..بیبی بوی.. صافت..کیوت..رومنس... اسمات.. فن فیک. لیتل ا سپیس..
امیدوارم بخونین و لذت ببرینن
@tari_muchi
❌ هشدار ❌
با خوندن این بوک احتمال ابتلا به دیابت و اکلیلی شدنتون زیاده.
داستان های اکلیلی و عاشقونه سه پسر بچه ی کیوت به اسم تاتا، کوکولو و دیمینی. 🤩🤩😍😍
ژانر: fluff
وضعیت فیک: کامل شده.
پسر نسبت به بقیه پوست تیره ای داشت اما قدبلند و
خوش چهره بود مثل جیمین زیبا بود ولی تفاوتشون این بود که برعکس آرامش جیمین این پسر نگاه سرکشی داشت با صدای بم و جذابش داد زد:
مبارزه تموم شد دوستان ...
و رو به روی پسر ایستاد: امیدوارم دَرست رو یاد گرفته باشی اینجا بی قانون نیست اینجا یک شاهزاده داره
سمت جیمین رفت و دستش رو روی شونش گذاشت :
و منم شوالیه ی سیاهشم .....
______________________
فانتزی _سلطنتی_اسمات
کاپلی boy x boy
برگشت و با دیدن آدمی که تو تاریکی بهش زل زده بود داد آرومی زد :وای هوپی تویی ؟دیوونه ترسیدم ...
چشماش رو بست و نفس عمیق کشید که با
شنیدن صدای خنده ناآشنایی شوکه چشماش رو باز کرد سریع برق رو روشن کرد تا چهرش رو ببینه که به جای جیهوپ با کوکی مواجه شد به میز آشپزخونه تکیه داده بود پیرهن مردونه ی گشادی تنش بود که چندتا دگمش رو بیشتر نبسته بود با تمسخر بهش خیره شده بود و می خندید
دلش ریخت اونجا بودنش این وقت شب ترسناک بود آب دهنش رو قورت داد تو این پنج سال تو خواب کم رویای بودن با جونگ کوک رو ندیده بود ولی حالا تو واقعیت براش داشت مثل یک کابوس اتفاق می افتاد...
👈فن فیک کوتاه کامل شده
👈کاپلی
👈جیکوک
جیمین یه بوکسور و یه دانشجوی موفق پرستاریه که چیزی نمونده به مقام قهرمانی برسه ولی درست لحظه ای که فکر میکنه چیزی به رسیدن به خواسته هاش نمونده همه چیز تغییر میکنه و بدون اینکه متوجه بشه وارد یه دنیای سیاه و متفاوت میشه
.......
کاپل:کوکمین/جیکوک،نامجین
.......
ژانر:مافیایی ،رمنس،درام،جنایی با اندکی چاشنی ظنز
ارباب برده ای نیست و لطفا از همون پارت های اول قضاوتش نکنید
💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜
قسمتی از فیک
جیمین همونطور که صدای خنده های هیستریکش کل عمارت پر کرده بود برای دومین بار تفنگ مقابل صورت جسم بی جونی که غرق در خون روی زمین افتاده بود گرفت و شروع کرد به شلیک کردن ،جونگکوک که شوکه شده بود فقط ایستاده بود و چیزی =
نمیگقت جمیمین بی توجه به جسدی که حتی صورتشم دیگه قابل تشخیص نبود ،با خنده و شادی برگشت سمت کوک و با خنده گفت
بالاخره کشتمش کوک برادرش کشتم،حالا نوبت خودشه میخوام به وحشتناک ترین حالت ممکن ازش انتقام بگیرم+
💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜
اسم : نابودی پارک جیمین:)
کاپل : کوکمین_کوکوی
ژانر:امپرگ _ ریل لایف_ انگست_
(قبل خلاصه بگم این ی وانشاته که خودم نمیدونم چند پارتیه :| باید بگم معذرت می خوام همش امپرگ میزارم من توی اینستاگرام همیشه برای ژانر های
فیک هام یا وانشات هام نظر سنجی میزارم و طبق خواسته ی فالوور ها من ژانر میزارم ایدیم پایین میزارم اگه میخوایید تو انتخاب ژانر ها شرکت کنید)
@kookminstans.ir
خلاصه:
جیمین ۱۸ ساله ای که عاشق مکنه ی کوچولوی گروه میشه و همیشه پس زده میشه تا وقتی که مکنه بدون هیچ دلیلی به اون ابراز علاقه میکنه همه چی تا چند ساعت خوبه ولی ی چیزی جیمین اذیت میکنه سردی تهیونگ و دوری هیونگ هاش
همون روز میره دفتر مدیریت کمپانی تا با بنگ پی دی نیم
صحبت که صحبت های کوک رو میشنوه و نابودی پارک جیمین از همون جا شروع میشه :))))..........
"فقط یه بار!
فقط یه بار تو زندگی فاکیم باتم شدم و حدس بزن چی؟
فاکینگ شت!!!! ازت حاملم جانگ هوسوک!
چی میشد اون شب به جای این که من برم زیرت، تو میرفتی زیرم؟ چی میشد؟"
"ولی من یه آلفام. و تو یه بتایی یونگی!"
"کیرم تو این زندگی که هم باید به خاطر بتا بودنم برم زیرت، هم از شانس بدم ازت حامله شم. فاک یو."
"به من ربطی نداره که تو یه موجود عجیب الخلقهای. هیچ جای دنیا بتا های مذکر حامله نمیشن!"
" ازت متنفرم متنفرم جانگ هوسوککککک!!!! "
ژانر:
امپرگ👨🍼 امگاورس🐺 اسمات💦 طنز🤣 روزمره✨
کاپل:
سپ ( هوسوک تاپ)
🚨این فنفیک با دو ورژن کایسو و سپ عاپ میشه. اگر به کاپل کایسو بیشتر علاقه دارید، میتونید از قسمت
Stories by Anna Aphrosilk
که داخل همین اکانته، ورژن دیگه رو بخونید🚨
‼️ فیک متوقف شده تا اطلاع ثانوی ‼️
میتونید تو لایبرریهاتون ادش کنید که هرموقع آپ کردنشو ادامه دادم باخبر شید