shivaBeytariAT's Reading List
9 stories
RANDY by shopicopa
shopicopa
  • WpView
    Reads 471,037
  • WpVote
    Votes 74,722
  • WpPart
    Parts 32
[کامل شده] "رَندی" داستان آدم هایی که گذشته شون اونها رو افسار گسیخته کرده. ¬افسارگسیخته ¬ ___________________ _مطمئن باش توی اون اداره کسی رو به اندازه من پیدا نمیکنی که بخواد کل خشابش رو توی دهنت خالی کنه.... مراقب حرفات جلوی من باش عوضی، درسته مدرک قانونی برای قتل هات وجود نداره ولی خوب میدونم چه کارهای ازت بر میاد! +میدونستی ابراز خشونت هم یه نوع عشقبازیه... قبیله مایا تو آفریقا این کارو میکنن. Vkook story! ⚠️#1in bts fanfic ⚠️#1in Persian ⚠️#1in Action
Alpha[taekook]  by shopicopa
shopicopa
  • WpView
    Reads 498,656
  • WpVote
    Votes 74,983
  • WpPart
    Parts 27
[کامل شده! ] (تهیونگ پسریه که همه منتظرن یه امگای ضعیف بشه... اما سرنوشت داره به تک تکشون پوزخند میزنه) _اینکه جز کدوم دسته قرار بگیرین به طور عمده بستگی به این داره که پدرومادرتون جز کدوم بودن،یا اینکه اکثر اعضای خانواده متعلق به کدوم دستن. واقعا یه چیز نسبیه... ⚠️#1in Vkook ⚠️#1in Taekook ⚠️#1in Omegaverse ⚠️#1in Rm ⚠️#1in Suga ⚠️#1in Btsfanfic ⚠️#1in BTS
My Ajjussi 🥀 by Smutic
Smutic
  • WpView
    Reads 554,371
  • WpVote
    Votes 53,189
  • WpPart
    Parts 50
فیکشن آقای من🥀 ▪︎جونگکوک: "زیاده روی کن آجوشی من عاشق زیاده روی هاتم!"🐰 ▪︎تهیونگ: "تو یه سازی اسمتو میذارم کُ... از پایین مینوازمت از این بالا ملودیت رو استخراج کن!"🐯 •ممنوعه ای در دل #عشق و #خیانت 🤍↯ #MyAjjussi 🥀 - -Couple: TaeKOok 🌙 -Author: -Smutic🥀
Pure Black by MelmelSasa
MelmelSasa
  • WpView
    Reads 48,136
  • WpVote
    Votes 4,571
  • WpPart
    Parts 13
در زمانی که الفاهای خون خالص به تعداد انگشت شماری رسیده بودن و در دنیایی که دو الفا فقط در افسانه ها باهم جفت مقدر شده بودن الفایی که منتظر جفت خودش بود متوجه الفای خون خالصی که جفت اونه میشه و این به گفته خودش بدترین شوک زندگیش به حساب میاد +جرئت داری مارکم کن تا ببین... _برای مارک کردن جفتم به اجازه نیاز ندارم‌، فهمیدی؟ Couple :Kookv Sub couples:Namjin-Yoonmin Genre:Omegavers - Smut- Romance-Happy end Up:Tuesday
The Reason [persian] by littlecupcakie
littlecupcakie
  • WpView
    Reads 295,788
  • WpVote
    Votes 24,246
  • WpPart
    Parts 97
|H.S fanfiction| "كى فكرشو مى كرد و عشقمون كارساز باشه؟"
Start Of The Nightmare Of Love  by Ida_521
Ida_521
  • WpView
    Reads 47,428
  • WpVote
    Votes 5,917
  • WpPart
    Parts 28
+همه چی از یه بازی احمقانه شروع شد وی هیچ وقت فکرشم نمی کرد که سر خفن نشون دادن خودش تبدیل به یک گرگینه شه؟ _زندگی به معنای واقعی قصد روی خوش نشون دادن رو به جیمین نداشت تازه از دست دوران راهنمایی وحشتناک و افسردگی شدیدش به خاطر آزار همکلاسی هاش راحت شده بود که پدر و مادرش تصمیم گرفتن به خاطر شغل مادرش به یه شهر دیگه برن + جیمین هیچ وقت فکرشم نمی کرد که با پا گذاشتن به این شهر مرموز قراره زندگیش به این اندازه تغییر کنه!! اسمات 🔞 روز های آپ دوشنبه اما اگه از داستان حمایت شه به دوروز در هفته افزایش پیدا میکنه
Crazy  +18 by kianahoran
kianahoran
  • WpView
    Reads 133,971
  • WpVote
    Votes 7,037
  • WpPart
    Parts 52
وقتی پرستار یه بیمار روانی باشی حتی عشق جور دیگه ای وارد زندگیت میشه +18 _داستان کاملا متفاوت هست پس آدم های متفاوت این داستان رو انتخاب میکنن، شما جزو شون هستی؟
Hidden Badge by themeowthe
themeowthe
  • WpView
    Reads 548,284
  • WpVote
    Votes 41,599
  • WpPart
    Parts 19
Genre: omegaverse/smut/romence/fluff Up:کامل شده خـلـاصـه فـیـکـشـن ↧ جـونـگ‌کـوک 🎃 یه گرگ سـفـید امگاست که بعد ازهیجده سالگی نشون جفتش رو بدنش ظاهر شده اما جفتی وجود نداره....این در حالیه که هیچ امگایی 🌝 بدون حضور جفت، نشونش ظاهر نمیشه...در همین بین هم یکی از گرگ های سـیـاه ⚫️ که نوع برتری از گرگ ها هستن و هر کدوم یه قدرت خاص دارن جـیـن و نشون می کنه...آدم هایی که میان جین و ببرن نشونه ای از نشان جین ندارن و مجبور میشن کوک رو هم همراه خودشون ببرن. چی میشه وقتی که وارد محوطه‌ی 🚧 گرگ های سیاه شدن کـیـم تـهـیونـگ معروف و ببینه؟ کیم تهیونگی که بر خلاف گرگ های سیاه و با توجه به شایعه ها قدرتش بیشتر از یکیه. چی میشه اگه این دو مـوجـود خاص سر راه هم قرار بگیرن؟✨🧨 ╴#HiddenBadge
↬میراثِ خون↫ by -Deuon
-Deuon
  • WpView
    Reads 2,745
  • WpVote
    Votes 290
  • WpPart
    Parts 6
افسانه‌ها میگن اگر یک شیطان تک‌شاخی رو گاز بگیره و خون شیطان وارد بدن تک‌شاخ بشه،اون تک‌شاخ می‌میره... اون شب،توی جنگل‌‌ممنوعه این اتفاق افتاد! ولی اون تک‌شاخ نمرد.!!! و یک نفرین،به‌جای مرگ،در بدن اون رخنه کرد...