تهجین
6 historias
My Guide | TaeJin por imCalic_o
imCalic_o
  • WpView
    LECTURAS 81,382
  • WpVote
    Votos 11,232
  • WpPart
    Partes 40
سوکجین و برادرش جیمین، برای پخش نشدن ماجرای تصادف گروه معروف بنگتن اجبارا برای معالجه وارد خوابگاه شون میشن. - +"دنیای من تاریک بود. انقدر پر پیچ و خم که حتی نمیدونستم باید برای نجات خودم از باتلاقی که هر لحظه بیشتر داخلش کشیده می‌شدم، به کجا قدم بزارم. تا وقتی که تو اومدی، دستم رو گرفتی و شدی راهنمای من.." ... کاپل اصلی: تهجین کاپل فرعی: کوکمین ژانر: رمنس، انگست، پزشکی 1 #Taejin 1 #Jin "پایان یافته" - در حال ادیت شدن -
Unwanted Husband/kookjin por Littlebirdy00
Littlebirdy00
  • WpView
    LECTURAS 198,013
  • WpVote
    Votos 29,863
  • WpPart
    Partes 103
سوكجين، يك امگاي شانزده ساله كه محكوم به يك زندگي شده كه براش مثل يك كابوسه. جونگ كوك، يك الفاي هجده ساله كه وارث يكي از بزرگترين كمپاني هاي تجارتي كشوره و همه چيز در زندگيش هميشه طبق ميلش بوده. چه سرنوشتي براي اين دو كه چيزي جز تنفر براي همديگه ندارن رقم ميخوره؟
Just friendship | Completed por jina_jina
jina_jina
  • WpView
    LECTURAS 59,373
  • WpVote
    Votos 8,459
  • WpPart
    Partes 23
اینجور نبود که از قبل نقشه کشیده باشم. فقط اتفاق افتاد وحالا من نمیدونم چجوری باید این وضعیت رو کنترل کنم. خب شاید من آدم خوش گذرونی باشم اما... اما این باعث نمیشه بخوام با اون اینکارو کنم... کسی که تقریبا منو بزرگ کرده. باید جبرانش کنم هرجور شده، حتی اگه قلبم هزاران تیکه بشه... همه چیز از حدود یک ماه پیش شروع شد، یک روز خیلی خیلی عادی مثل روزهای دیگه... و کی فکرشو می‌کرد همچین اتفاقی قراره بیوفته... کاپل:تهجین ژانر:درام/اسمات
Can you hear me? por Mariajin1994
Mariajin1994
  • WpView
    LECTURAS 67,373
  • WpVote
    Votos 8,024
  • WpPart
    Partes 50
Complated✅ شاید درکش برات سخت باشه،اما من برای اینکه مجبور به انتخاب نشم،از خودم گذشتم. کاپل اصلی:؟؟؟؟ کاپل فرعی:یونمین
Bad Deal por BlindMooon
BlindMooon
  • WpView
    LECTURAS 18,575
  • WpVote
    Votos 3,476
  • WpPart
    Partes 37
𓂃Bad Deal 𓂃Genres: Mystery, Romance, School life, Angst باد سردی می وزید، جسم بی جون و خونیش تو بغلم میلرزید، اشکام روی صورتش میرختند و صدای سرفه های بی وقفم کل اون صحرای تاریک رو گرفته بود، من باید چیکار میکردم؟ مثل دیوونه ها دوباره به سمتون اومد، از جام بلند شدم، دیگه نمیزاشتم اون پسر آسیب ببینه! اسمم رو فریاد زد _کیم سوکجین ! بدن سردشو رو به آرومی روی زمین گذاشتم و به سمت پسری رفتم که چیزی جز مرگ تهیونگ نمیخواست! +نمیزارم بکشیش، دستاتو به خون آلوده نکن تو هیچی نمیدونی ازت خواهش میکنم برو! خندید و جلو اومد _پس اگه دوست داری توام همراه با اون میفرستم به درک! آپ: سه شنبه ها