در حال آپن و دارم میخونم
28 stories
My Dearest Taboo! by evie_TM
evie_TM
  • WpView
    Reads 2,317
  • WpVote
    Votes 399
  • WpPart
    Parts 11
- تابوی عزیز من! گه‌گداری که به پشت سرم نگاه می‌کنم، چیزی جز ابرهای سرد و خاکستری نمی‌بینم، شاید بتونم جواب تیزی و گستاخی روزهای سرد رو بدم اما باهات عهد بستم که زیر پای سیب‌های پرنس‌چارمینگ قلبم مخفی‌ات نکنم. این یه قرار مخفیانه بین من و توعه، چون می‌خواستم بگم، هر موقع که دست‌هاش روی جسممه حسش می‌کنم، تپش قلبم رو می‌گم! که وقت و بی‌وقت بهم یاد‌آوری می‌کنه چقدر برای دنیا بزرگ و عجیب و غریب هستم. مثل یه تابوی بزرگ وسط میدان راه می‌رم و به خودم مدام می‌گم چیزی نشده، از پس این هم می‌تونی بر بیای. فقط باید با کروزرت و زمزمه‌های قشنگ مرد تماشاگرت به مقصد برسی. راستش تابوها توی جامعه طبقه‌بندی شده نیستن؛ اما همیشه با بی‌رحمی به گونه‌هام سیلی زدن تا مثل آدم‌بزرگ‌ها رفتار کنم. ولی تابوی عزیز من، قول می‌دم از این به بعد خوب ازت مراقبت کنم. یک‌جای دنج بذارمت و اجازه بدم دست نوازش اون انگشت‌های باریک روی سر جفتمون بشینن و از دنیا، بزرگی و زشتی‌اش، توی دنیای تخیلی و دارچینی‌اش غرق بشیم. راستش رو بخوای حتی نمی‌تونم این نامه‌ی بین خودمون رو به ددی نشون بدم. نپرس چرا، این فقط یه رازه بین من و تو... Fiction Name: My Dearest Taboo! Genre: Romance, Fluff, Daddy Kink, Smut, R Couple: Baekyeol ~ Status: On going~ By Evie Frye~
 ۞Between Heaven And Hell [ChanBaek]۞ by ItzLotus
ItzLotus
  • WpView
    Reads 484,714
  • WpVote
    Votes 98,852
  • WpPart
    Parts 95
بکهیون چانیول رو دوست داشت. حاضر بود خودش رو به خاطرش فدا کنه و هفت سال بعد تنهایی به خاطرش درد بکشه. فکر میکرد چانیول هم اون رو دوست داره و به خاطر کارایی که براش کرده ازش ممنونه. هر چند وقتی دوباره همو میبینن، چانیول شروع میکنه به اسیب زدن بهش. اون بابت هیچ چیز ممنون نیست و بکهیون از این که یه زمانی دوستش داشته متنفره. •••🎴•••🎴••• چانیول از بکهیون کینه داره. نه میتونه اون رو ببخشه و نه میتونه رهاش کنه، تنها کاری که میتونه بکنه اینه که کنار خودش نگهش داره و با دیدن اینکه هر بار بعد از اسیب زدن بهش، چقدر درد میکشه، خودش هم اسیب ببینه. ✤Between Heaven And Hell✤ Author: Nil Couple: Chanbaek, Sulay Genre: Romance, Drama, Criminal هشدار: فضای فیکشن دارکه و صحنه های خشونت امیز داره، اگه حساسین یا سنتون کم تر از ۱۵ ساله، نخونینش.
𝓐𝓷𝓪𝓰𝓪𝓹𝓮𝓼𝓲𝓼 by NIA-ARMY
NIA-ARMY
  • WpView
    Reads 4,889
  • WpVote
    Votes 795
  • WpPart
    Parts 7
═──────•⊱❆⊰•───────═ ❆| 𝗡𝖺𝗺𝖾: 𝐀𝐧𝐚𝐠𝐚𝐩𝐞𝐬𝐢𝐬 ❆| 𝗖𝗈𝗎𝗽𝗹𝗲: 𝐊𝐨𝐨𝐤𝐯 ❆| 𝖦𝗲𝗻𝗋𝖾: 𝐀𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧, 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐒𝐦𝐮𝐭 ❆| 𝖶𝗋𝗶𝘁𝗲𝗋: @𝐍𝐈𝐀_𝐀𝐑𝐌𝐘 & @𝐀𝐲𝐧𝐚𝐳-𝐓𝐪 -اوه پس این پسر کوچولو میخواد تو مسابقه همراهم باشه و رو موتورم بشینه؟؟ اوکی ولی یه شرط داره... من میزارم همراهم توی مسابقه باشی و در عوض تو میزاری من توی تختت باهات باشم! ═────•⊱᯽⊰•────═ تهیونگ، فرزند یکی از مقامات کره که یه پسرِ میشه گفت معصومه، از خونه فرار می کنه اما گم میشه... ولی خودش رو توی بهترین موقعیت ممکن پیدا میکنه! چون جئون جونگ کوک، بازیکن مسابقات غیر قانونیِ موتور سواری باهاش رو به رو میشه! کاپل:کوکوی ژانر، اکشن، اسمات، رمنس، ...؟ *آناگاپسیس: کسی که دوسش داشتید و دیگر هیچ حسی به اون ندارید*
V E N G E A N C E [S2] by TheSuperGirl6104
TheSuperGirl6104
  • WpView
    Reads 137,936
  • WpVote
    Votes 33,364
  • WpPart
    Parts 30
- پیوست ↓ همه چیز تو یه لحظه اتفاق افتاد. دست‌هام رو دور بدنش پیچیدم و وقتی به بدنم چسبوندمش انگار تکه‌ی گمشده‌ی قلبم رو دوباره بهش پیوند زدن اما من جای نگاه کردن به چشم‌های درشتش، جای دیدن لبخندی که چال لپش رو به نمایش می‌گذاشت و جای نوازش کردن پوست نرم و بی‌نقصش اون رو تو سبد گذاشتم و ترکش کردم‌. بعد از اون دیگه هیچوقت قلبم اونطوری نتپید. ༄•༊Fɪᴄᴛɪᴏɴ : تقاص ༄•༊ Cᴏᴜᴘʟᴇ : Chanbaek ༄•༊ Gᴇɴʀᴇ : Romance , Smut , Angst ༄•༊ Aᴜᴛнᴇʀ: SuperGirl
Hey stupid, i love you! by esamsam
esamsam
  • WpView
    Reads 381,872
  • WpVote
    Votes 61,976
  • WpPart
    Parts 47
+ دوستت دارم! _ بخاطر سیب ترش‌هام؟ + اونم هست...ولی حتی اگه اون‌ها هم نباشن، بازم دوستت دارم. 🍏 کاپل: کوکوی 🍏 ژانر: امگاورس، رمنس، فلاف 🍏 وضعیت: تکمیل شده.
I'm not  virgin ⛓️⚖️  by setareh100
setareh100
  • WpView
    Reads 57,573
  • WpVote
    Votes 11,968
  • WpPart
    Parts 58
I'm not virgin ⛓️⚖️من باکره نیستم کاپل: کایهون، چانبک، شیچول، کریسهو ژانر: امگاورس، انگست، درام، اسمات خلاصه: از وقتی به سنی رسید که تونست تفاوت آلفا و امگا رو بفهمه، تو سرش کوبیدن که یه امگا حق نداره با کس دیگه ای به جز الفاش باشه. از ماهیت جنسیش متنفر بود... از جامعه ای که توش به دنیا اومده و بزرگ شده بود متنفر بود! چرا یه امگا باید به خودش سختی میداد و دوران هیت رو تو تنهایی کامل میگذروند؟! فقط به خاطر اینکه باکره بمونه و آلفاش اولینش باشه؟! دنیا براش، وقتی که تو اولین هیتش در اتاقو به روش قفل کردن و نذاشتن بیرون بره تموم شد. بیرون نرفتن به چه جرمی؟! به خاطر اینکه ممکن بود با الفای دیگه ای بخوابه و بعدا با جفت گیری الفای خودش ابروش بره؟! به درک... سهون هیچ وقت همچین چیزی رو نمیخواست! هیچ وقت درک این فلسفه مسخره رو که باید هیتش تو سختی و عذاب بگذرونه نفهمید... بدنش برای خودش بود، جسمش برای خودش بود... پس قانون رو زیر پا گذاشت... با اولین الفایی که دلش خواست رابطه برقرار کرد و خودشو از صفت باکره بودن نجات داد. مهم نبود که خانواده اش یا جفت اینده اش چه فکری میکنن! حتی براش مهم نبود که جفت اینده اش قبولش کنه یا نه... اون الفاهای از خودراضی با هرکی که میخواستن میخوابیدن اما موقع جفت گیری یه امگا دست نخورده و باکره میخوا
𝐋𝐢𝐦𝐢𝐭𝐚𝐭𝐢𝐨𝐧 by Haratahug
Haratahug
  • WpView
    Reads 209,608
  • WpVote
    Votes 40,650
  • WpPart
    Parts 100
•عنوان | محدودیت •کاپل اصلی | کریسهون، چانهون، کایهون (چانکایریسهون) •کاپل‌های فرعی | بکسوهان، سولی •ژانر | فانتزی [امگاورس]، امپرگ، تریسام(فورسام)، اسمات، انگست •محدوده‌ی سنی | +۱۸ •تایم آپ | •نویسنده | haratahug/هارا ⚠️لطفا در صورت داشتن مشکلات روحی از خوندن این فیک صرف نظر کنین⚠️ •خلاصه در دنیایی که با معضل کمبود امگا مقابله می‌کنه، کُره جنوبی با فاصله از سایر کشورها و با در نظر گرفتن شیوه‌ی متفاوتی قصد داره از این چالش نجات پیدا کنه. شیوه‌ای که کمی از همسایه‌ی هم‌مرزش، کره شمالی، الگوبرداری شده. سهون امگاییه که سال‌ها از اجتماع دور بوده و حتی تولدش به صورت رسمی ثبت نشده تا جزء آمار کشور به حساب نیاد؛ یک فرار ماهیتی! اما سرنوشت چیز دیگه‌ای براش رقم می‌زنه. تقدیری که اطرافش حصار نامرئی می‌کشه و از دنیای امن خودش خارج می‌شه. باید دید می‌تونه بین فشار دیواره‌های محدوده‌ی کوچکش دووم بیاره یا...؟!!
•|𝚁𝚘𝚌𝚔 𝙲𝚊𝚗𝚍𝚢🍩|• by mika_2005_
mika_2005_
  • WpView
    Reads 92,354
  • WpVote
    Votes 15,024
  • WpPart
    Parts 56
- میخوای بخوابی؟ - تو بغل تو شاید. ⟡🍒🍯🍫⟡ •| 𝑁𝑎𝑚𝑒: 𝑅𝑜𝑐𝑘 𝐶𝑎𝑛𝑑𝑦 ♡ •| 𝐺𝑒𝑛𝑟𝑒: 𝐷𝑎𝑖𝑙𝑦 𝐿𝑖𝑓𝑒 • 𝐹𝑢𝑛𝑛𝑦 • 𝑃𝑠𝑦𝑐ℎ𝑜𝑙𝑜𝑔𝑦, 𝑑𝑟𝑎𝑚𝑎• 𝑓𝑎𝑚𝑖𝑙𝑦• 𝑟𝑜𝑚𝑎𝑛𝑐𝑒 •| 𝑀𝑎𝑖𝑛 𝐶ℎ𝑎𝑟𝑎𝑐𝑡𝑒𝑟𝑠: 𝑺𝒘𝒊𝒕𝒄𝒉 (𝑉𝑘𝑜𝑜𝑘.𝑘𝑜𝑜𝑘𝑉) •| 𝑆𝑡𝑜𝑟𝑦 𝐵𝑦 : 𝑀𝑖𝑘𝑎 •| نـبات ♡ •| ژانـر: درام • طنـز • خانــوادگی• روانـشناسی• زندگــی روزمره • عاشقانه ⟡🍩🍯🍩⟡
Alora by sabaajp
sabaajp
  • WpView
    Reads 93,160
  • WpVote
    Votes 16,308
  • WpPart
    Parts 36
آلورا ژانر: فانتزی، امگاورس، ازدواج اجباری، رومنس، اسمات🔞 کاپلها: چانبک، هونهان ************************************************ خلاصه: ازدواجی که میتونست دو خانواده رو به هم پیوند بده اونقدر براشون مهم بود که تحت هیچ شرایطی نمیخواستن عقب بکشن. به همین خاطر زمانی که دختر بتای آقای بیون یک روز قبل از مراسم ازدواجی که از پیش براش تعیین شده بود فرار کرد، بیون بکهیون، پسر بیچاره و امگای اون خانواده مجبور شد به جای خواهرش در جایگاه قرار بگیره و با تن دادن به ازدواج با پسر عجیب و مرموز آلفای خانواده‌ی پارک، خانواده‌ی خودش رو از رسوایی و خطر ورشکستگی نجات بده. بکهیون امگای بیست ساله و خوش اخلاقی که ماه های آخر کارآموزیش رو در یکی از کمپانی های تفریحی بزرگ کره میگذروند هیچ زمان فکرش رو نمیکرد که فقط چند روز قبل از دبیو به عنوان آیدل نسل جدید کیپاپ مجبور شه پا به زندگی مردی بذاره که باعث نابودی رویاهاش شده بود. مردی که حالا اون رو به عنوان یک هیولا میدید. هیولایی به اسم پارک چانیول... ******************* 🌸 𝕨𝕣𝕚𝕥𝕖𝕣'𝕤 𝕔𝕙𝕒𝕟𝕟𝕖𝕝 :@𝚜𝚊𝚋𝚜𝚊𝚋_𝚒𝚗𝚏𝚎𝚛𝚗𝚊𝚕🌸