My Favourite List
12 stories
A flower in winter (Complete)  by zahrasuju
zahrasuju
  • WpView
    Reads 133,223
  • WpVote
    Votes 21,947
  • WpPart
    Parts 46
امگایی که باید خوشبختی اش را بخاطر شاهزاده بودنش فدای کشور و خانواده اش کند و تن به ازدواج با آلفایی دهد، که سال ها با کینه ای آزار دهنده از امگاها، زندگی کرده است
hell(Completed) by zahrasuju
zahrasuju
  • WpView
    Reads 14,041
  • WpVote
    Votes 4,171
  • WpPart
    Parts 39
ییبو برای انجام پایان نامه ش به انگلیس میاد و به پیشنهاد استادش به یک خونه بزرگ می ره. ولی اگه ساکنین این خونه فقط چند تا آدم عادی نباشن چی؟ ییبو ممکنه با ماجراهایی روبرو بشه که اصلا فکرش رو هم نمی کنه... ماجراهایی افسانه ای و کهن
جبران می کنم ( پایان يافته ) by baharan_kim
baharan_kim
  • WpView
    Reads 67,290
  • WpVote
    Votes 11,379
  • WpPart
    Parts 44
داستان درمورد یه پسربچه ۱۴ ساله‌ است که به خاطر ناهنجاری های رفتاری مثل دزدی کردن تو مرکز بازپروری زندگی می کنه اما يک دفعه شیائو جان به عنوان قیم اونو از مرکز در میاره درحالی که ازش متنفره
پدرِ دخترم  by WangMaral
WangMaral
  • WpView
    Reads 48,842
  • WpVote
    Votes 9,394
  • WpPart
    Parts 38
درست یک روز پیش از مراسم ازدواج وانگ ییبو ۲۱ ساله و نامزدش ، زنی ادعا می کند که ییبو پدر نوزاد کوچکش است. شیائو جان ۳۵ ساله ، رئیس بی رحم و قصی القلب یکی از بزرگترین و مخوف ترین باند های قاچاق انسان و اسلحه چین است. به واسطه نوزاد ، این دو با یکدیگر مواجه می شوند در حالی که شیائو جان نیات شومی برای ییبو و نوزاد در سر دارد......... بی ال / رومنس / کمدی / اجتماعی / اسمات / جان تاپ
Heartbeat (completed)  by zahrasuju
zahrasuju
  • WpView
    Reads 94,506
  • WpVote
    Votes 19,658
  • WpPart
    Parts 52
✍ ییبو امگایی که زمانی رویای رقص داشته ولی توی یه تصادف مجروح میشه و رویاش برای همیشه از دست میده. و حالا داره با هزینه های بیمارستان و زندگی دست و پنجه نرم می کنه. شیائو ژان آلفایی ثروتمند که باید به خواسته مادربزرگش سریع بچه دار بشه تا بتونه رئیس کمپانی بشه. چه اتفاقی می افته اگه ییبو برای پول قبول کنه رحمش رو اجاره بده. آیا این راه با وجود دوست دختر ژان براشون هموار میشه؟
My Dad(بابای من) _ Mini Fiction  by baharan_kim
baharan_kim
  • WpView
    Reads 29,593
  • WpVote
    Votes 5,448
  • WpPart
    Parts 20
کاپشن اش را کشيد و با چشمان گرد به او خيره شد " آقا آقا می شه یکم غذا به ............... چرخيد و نق نق کوتاهی کرد" بابا" شقيقه خیس اش را بوسيد " جان بابا" ................ یه بابای مهربون و دلسوز با یه پسر بچه لوس و بد اخلاق تفاوت سنی ۱۴ سال جان تاپ * این فیک با نوشته‌ های قبل فرق داره.... اینجا یک جان مهربون اما ییبو شیطون و بازیگوش 🌸
Enemies of Yesterday,  Friends of Todey by atochi_atobe
atochi_atobe
  • WpView
    Reads 23,490
  • WpVote
    Votes 4,299
  • WpPart
    Parts 56
Name: Enemies of Yesterday, Friends of Todey اسم: دشمنان دیروز، دوستان امروز ژانر: درام، تاریخی، سفر در زمان، طنز، اسمات، روزمره کاپل:وانگشیان {زمانی که وی ووشیان به جای خواهر و برادر ون خودش رو تحویل میده و جین ها هم زندانیش میکنن. اونجا میفهمه جین ها از اون چیزی که فکر میکرد دغل باز تر هستن و حتی مرگ ون روهان رو باز سازی کردن و اون رو توی سیاه چاله مخفی قوم گیر انداختن. چی میشه اگه ون روهان و وی ووشیان با هم هم مسیر بشن و از چیز هایی که دارن بخوان محافظت کنن؟}
wangxian🐰 by Suibian_Myeoni
Suibian_Myeoni
  • WpView
    Reads 4,750
  • WpVote
    Votes 900
  • WpPart
    Parts 7
تا حالا به این فکر کردین اگر تو شهر بدون شب به جای وی یینگ لان وانگجی از بین میرفت چه اتفاقی تو دنیای تعلیمات میفتاد؟ باید کمی دیوونه تر باشم و گرنه دیوانه خواهد کرد من را درد دوران،کارش به جنون کشیده بود جنونی رو به وخامت لان ژان همون جانی بود که گاهی به لب هاش می رسید.... Suibian_Myeoni 🐰🌼
☁️The untamed☁️ by Suibian_Myeoni
Suibian_Myeoni
  • WpView
    Reads 25,817
  • WpVote
    Votes 3,298
  • WpPart
    Parts 28
دستم رو ول کردی اما من تو رو از قلبم جدا نمیکنم وی یینگ اشک ها کلماتی هستن که قلب نمیتونه بگه ☁️انتیمد☁️ نیمه دوم رمان استاد تعالیم شیطانی روایت برادری ها و نابرادری ها قصه اعتماد و بی اعتمادی بعد از رفتن وی ووشیان تو این 13 سال چی به سر لان وانگجی و دنیای تعلیمات میاد؟ _لان ژان لقب ارباب نور و روشنایی واقعا برازندته حقیقتی زیبا 💫وی ووشیان زندگی لان وانگجیه 💫 در گذر زمان به یکدیگر می رسیم آن روز من اشتباه گذشته را تکرار نخواهم کرد غرور و همه چیز را از دست میدهم اما یکبار دیگر تو را نه🐇
همه چی قاطی شد by atochi_atobe
atochi_atobe
  • WpView
    Reads 27,684
  • WpVote
    Votes 4,594
  • WpPart
    Parts 24
[همه چی قاطی شد] ♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡ همه چی تو مسیر خودش بود که یکی رفت و این مسیر بهم ریخت دلیل کارش مهم نبود، مهم این بود که همه چی رو بهم ریخت و کل مسیر زندگی همه رو بهم ریخت همه چی تو مسیر حقیقی خودش بود تا این که با اتفاق همه چی بهم میریزه