Bangtan ff
22 cerita
Moscow | Hopemin Completed oleh Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    Membaca 111,640
  • WpVote
    Vote 17,058
  • WpPart
    Bab 23
_میدونی دوست نداشتنت مثل چیه؟ _مثل این میمونه که دریارو از ساحل بگیرن چون از ساحل بدون دریا فقط یه کویر میمونه...🌊 خلاصه: مسکو داستانی عجیب از زندگی خون آشام هاییه که سرنوشت خودشون رو انتخاب کردن... طبق قوانین جدیدی جهان به دو بخش تقسیم میشد...شمال برای خون آشام ها و جنوب برای انسان ها... اما چی میشد اگه سرنوشت برده ای فرستاده شده از جنوب با سرنوشت خون آشام پر رمز و رازی که پسرخوانده ی شهردار مسکو بود گره میخورد؟ چه جنگ هایی قرار بود بر سر خون این پسر راه بیوفته؟ داستان پر فراز و نشیب مسکو رو بخونین... پیج نویسنده: @sylvie_fic کاپل:🔹️هوپمین_ویکوک🔹️ نویسنده: Sylvie 🌱 ژانر:سوپر نچرال،ومپایر،رمنس،اسمات 🔞⛔ پ ن: وجود برخی از ابهامات در مورد شهر مسکو کاملا طبیعیه و به دلیل نبود اطلاعات کافی در سایت های ایرانی ممکنه نویسنده ایراد هایی در متن داستان داشته باشه، اما تمامی مکان ها و شهر ها کاملا واقعی هستن.
The Inception Of Nikita | Vkook | Completed  oleh Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    Membaca 110,058
  • WpVote
    Vote 17,172
  • WpPart
    Bab 97
┊Summary: همه چیز از جایی شروع شد که اونها برای نجات نسل خودشون از آخرالزمانی که در مسیر وقوع بود، تصمیم به ترک سیاره‌شون گرفتن...و این آغاز و پایان همه چیز بود! ┊Teaser: _ انقدر دروغ نگو آلیا...خون بینیت کم میاد. با شرارت لبخندی زد و به دیوار های سرد اتاق خیره شد: _ من و به این اسم صدا نکن کاپیتان اگرنه به فرعون خوفو میگم به جای غرق کردنت توی رود نیل، گردنت و بزنه! دوباره دستهاش رو بالا آورد و تکه ای از موهای بلندی که باز هم باز شده بودن رو به دست گرفت: _ باشه شاهزاده نیکیتا، ولی چه فرقی داره توی رود نیل غرق بشم یا گردنمو بزنن؟ قراره توی تاریخ بنویسن کیم تهیونگ به خاطر سوگلی فرعون کشته شد... پیج نویسنده: @sylvie_fic The Inception Of Nikita 🪐💙 genre: Secret Couple: Vkook Sub Couple: Hopemin Writter: Sylvie 🌱 up: Saturday Telegram: @papacita_01
Little One oleh iamnotshadi
iamnotshadi
  • WpView
    Membaca 69,994
  • WpVote
    Vote 10,143
  • WpPart
    Bab 28
دو تا آیس امریکانو با یه بستنی توت فرنگی... ^^ یعنی قرار اون کوچولو با چشمای بزرگ عسلیش هر روز به من خیره بشه و تا عمق وجودم سر بکشه؟ A Sope fanfiction Written by VIO Book 1 of The One series [Highest ranking so far] #1 in iran #1 in btsfanfic #1 in cute #2 in fluff #2 in sope #3 in suga #3 in jhope #4 in bangtan
Cαℓℓ συт му ηαмє oleh BlackberryisMe
BlackberryisMe
  • WpView
    Membaca 27,773
  • WpVote
    Vote 4,193
  • WpPart
    Bab 54
شاید این بار صدا کردن اسمت کافی نباشه ! 🥀 Gᴇɴʀᴇ: Rᴏᴍᴀɴᴄᴇ, smut, Aɴɢᴇsᴛ 🥀 Cᴏᴜᴘʟᴇ: Vᴍɪɴ Season 1 [ Torment ] ~ FULL 📚 Season 2 [ Mend ] ~ FULL 📚 Highest : 1 فارسی🍀 ☘️4 فارسی ☘️3 فارسی ☘️2 فارسی
God is Dead? | Vkook Completed  oleh Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    Membaca 44,107
  • WpVote
    Vote 5,339
  • WpPart
    Bab 6
_ فقط برای این نیست، به خاطر تو اومدم. _ من بیست و هفت سالمه، دیگه اون بچه ی بیست و سه ساله نیستم که با تحریک کردن احساساتم خامم میکردی. چشمهای آرومش دوباره سرد شد، با نگاه خشکی توی چشمهاش خیره شد و گفت: _ توی این پنج سال بیکار نبودم، با دخترا و پسرای زیادی رابطه داشتم. شنیدن این حرفها هنوز براش سخت بود، این پسر هرچقدر که روح شیطانی ای داشت، برای تهیونگ هنوز نقطه ضعف بود: _ پس هرزگی هات و ادامه دادی. با قدم های بلند و آروم به سمت در رفت و با صدای لطیف و ملیح همیشگیش گفت: _ خب نه راستش، با آدمای زیادی حال کردم، ولی زیر کسی نبودم، درواقع بهم ثابت شد که فقط حاضرم زیر تو باشم. جلوی در ایستاد، به سمتش برگشت و با نگاهی پر از شهوت چشمهاش رو سرتاپای تهیونگ چرخوند: _ اون بدن...الان باید خیلی هات تر شده باشه، من هنوز طعمت و فراموش نکردم... پیج نویسنده: @sylvie_fic Couple: Vkook writen by Sylvie🌱 genre :Dram, Smut, Musical, Fluff
Emmanuel | Taekook, Sope | Completed  oleh Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    Membaca 159,040
  • WpVote
    Vote 28,065
  • WpPart
    Bab 49
خلاصه ی آیو: امانوئل(جونگکوک) رقاص و ساقی 24 ساله، اهل مکزیکه که تصمیم میگیره برای دیدن نامزدش یو جی‌ته که رئیس یکی از باندهای قاچاق مواد مخدره، به سئول بیاد. اما با اومدنش به این شهر از طریق هوسوک مشاور شخصی جی‌ته، متوجه میشه که نامزدش قصد جوش دادن معاملاتی رو با کیم تهیونگ، دلال و رابط پر سابقه ای که توی زندگیش برای برای اطرافیانش مثل یک راز بوده رو داره. چی میشه اگر این پسر مکزیکی تصمیم بگیره دور از چشم نامزدش به تهیونگ پیام بده و سعی کنه سر از کارش در بیاره؟! پیج نویسنده: @sylvie_fic Up: Sunday Couple: Vkook, Sope Genre: Dram, Romance, Crime, Smut 🔞🔥 Writer: Sylvie Editor: Noyan
Your Warm Hands | Namjin oleh itsnasyi
itsnasyi
  • WpView
    Membaca 36,420
  • WpVote
    Vote 5,719
  • WpPart
    Bab 24
-چیزی که ما داریم ازش فرار میکنیم، خودمون هستیم! Started: 2019, 15 Feb. Finished: 2020, 28 Mar.
𝙇𝙞𝙛𝙚 𝙄𝙣 𝙔𝙤𝙪𝙧 𝙀𝙮𝙚𝙨-sope oleh lolo_chan7
lolo_chan7
  • WpView
    Membaca 7,536
  • WpVote
    Vote 1,572
  • WpPart
    Bab 22
هیچ کس اما در جهان نمیدانست... که زندگی در دستان کیست! ژانر: فانتزی، تخیلی، ماجراجویئ، درام،جادو،روانشناختی کاپل اصلی: سپ کاپل فرعی: ویکوک،کوکمین،نامجین روز های اپ: نامشخص👐 ☁️🌙
+22 lagi
coffee and suger oleh lolo_chan7
lolo_chan7
  • WpView
    Membaca 3,465
  • WpVote
    Vote 378
  • WpPart
    Bab 2
- اومدی؟ - از کجا فهمیدی؟ -عطرت؛ زود تر از خودت میرسه! sope♡ one shot○ hope and suga◇ ☕⏳
Maybe ordinary, maybe attractive oleh sarixaaa
sarixaaa
  • WpView
    Membaca 21,088
  • WpVote
    Vote 4,836
  • WpPart
    Bab 55
اسم:مين يونگي انگيزت: پيدا كردن گذشتم اسم:شوگا انگيزت:پيدا كردن جانگ هوسوك اسم:جانگ هوسوك انگيزت:تا الان ميخواستم خوشحال زندگي كنم اما الان دنبال گذشتمم وقتي مين يونگي ترانه نويس شبكه sbs به طور ناگهاني با خبرنگار kbs جانگ هوسوك اشنا ميشه كي فكرشو ميكرد نقطه مقابل زندگي همديگن سرنوشت چي براشون درنظر گرفته! ادم هاي عادي اي كه ميخوان موفق بشن اما گذشته مشترك چي ميشه؟! روانشناسي.روزمره.اسمات.انگست Sope.kookv.vkook.secret