Read
10 cerita
How To Murder Your Own Family | Jenlisa oleh warnox
warnox
  • WpView
    Membaca 27,314
  • WpVote
    Vote 4,261
  • WpPart
    Bab 26
[Completed] چرا تا حالا سعی نکردم خانواده‌ام رو بکُشم؟ این سوالیه که نوجوون‌هایی مثل لیسا هر روز از خودشون میپرسن. Cover by lisarius
Kill that BITCH  oleh RainyAnia
RainyAnia
  • WpView
    Membaca 5,322
  • WpVote
    Vote 229
  • WpPart
    Bab 2
اون هرزه رو بکش . •تا قبل از اینکه با جنی آشنا بشه ، حتی نمیدونست همچین روستایی اطراف بوسان وجود داره. حتی فکرش رو هم نمیکرد که یه روز توی کوچه های سرد و تاریکش دنبال خونه جنی بگرده. ولی الان ، با انگشت های یخ زده و کفش های خیس ، بدون اینکه ذره ای رنجش توی حالت صورتش باشه ، داشت سعی میکرد از بین خونه های اطرافش ، خونه جنی رو حدس بزنه.
Lend Me Your Jacket | Jenlisa oleh warnox
warnox
  • WpView
    Membaca 7,548
  • WpVote
    Vote 1,200
  • WpPart
    Bab 12
[Completed] "ژاکتت رو بهم قرض بده!" لیسا با نام مستعار "آلیس" معروف‌ترین نویسنده مانهوا با محتوی "گیرل‌لاو"عه اما کسی نمیدونه توی زندگی واقعی و به دور از لپ‌تاپش، هر روز به دنبال یه بهانه می‌گرده تا به زندگی خودش پایان نده. ژانر: فن‌فیکشن-رمانس-فلاف کاپل: جنلیسا، لیسرین
+20 lagi
Shallow grave  oleh RainyAnia
RainyAnia
  • WpView
    Membaca 2,321
  • WpVote
    Vote 270
  • WpPart
    Bab 5
جنی دیگه هیچ وقت این تیشرت مشکی رو نمیپوشید. دیگه هیچ وقت بوی عطرش توی اتاق نمی‌پیچید و قبل از خواب لیسا رو نمی‌بوسید. واقعیت مشت شد و توی سینه لیسا کوبیده شد. *جنی هیچ وقت قرار نبود برگرده.* Tragedy, Smut, Angst
SILLAGE | CHAENNIE  oleh esxrvo
esxrvo
  • WpView
    Membaca 978
  • WpVote
    Vote 182
  • WpPart
    Bab 7
𝑻𝒉𝒐𝒓𝒏𝒔 oleh LesyeuxdeMilly
LesyeuxdeMilly
  • WpView
    Membaca 2,971
  • WpVote
    Vote 517
  • WpPart
    Bab 10
پارک چهیونگ، قاتل سریالی تحت تعقیبی که آوازهٔ جنایت هاش در تموم شهر پیچیده؛ چی میشه اگه کارگاه پلیس، کیم جنی وظیفه رسیدگی به این پرونده رو به عهده بگیره؟!
𝖫𝗈𝗌𝗍 oleh jona_l7
jona_l7
  • WpView
    Membaca 232
  • WpVote
    Vote 50
  • WpPart
    Bab 1
_ می‌دونی درواقع، همه ما گمشده‌های درحال تلاشیم.. درحال تلاش برای پیدا کردن خودمون؛ جایگاهمون.. و چیزی که هستیم! کیم‌جیسو، نویسنده‌ای که برای رسیدن به رویاهاش خیلی چیزها رو به دست فراموشی سپرده، حتی خودش رو..یک شب اما توی بار با دختری به اسم‌کیم‌جنی آشنا میشه . • گمشده • رئال، برشی از زندگی، درام • جنسو
Cherry oleh RainyAnia
RainyAnia
  • WpView
    Membaca 858
  • WpVote
    Vote 74
  • WpPart
    Bab 1
•همچنان توی اتاقش بود و هیچ کس کنارش نبود. ملحفه های تختش مرتب بود و لباسش هنوز تنش بود. از خوابی که دیده بود خجالت میکشید. خوابیدن با یه دختر زیر سن قانونی وحشتناک بود؛ ولی جنی، واقعا راضی به نظر میرسید.
Hot Chocolate oleh RainyAnia
RainyAnia
  • WpView
    Membaca 1,686
  • WpVote
    Vote 173
  • WpPart
    Bab 1
صبح روز بعد, رزی از همیشه خوشحال تر و زیباتر بود. گردنبند طلایی رنگی که آبنبات الماسی کوچیکی پایینش آویزون بود روی گردنش میدرخشید. به همه لبخند میزد. اگر کسی سس شکلات اضافه میخواست براش بیشتر از حد معمول میریخت. به گلهای کنار پنجره آب داد. برای گنجشک های روی درخت کنار کافه, خورده های کیک ریخت و برای بچه هایی که از مدرسه به خونه برمیگشتن بوس فرستاد. ولی لیسا نیومد.
Quotes from Books oleh kindakaa
kindakaa
  • WpView
    Membaca 210,991
  • WpVote
    Vote 22,351
  • WpPart
    Bab 200
نقل قول از كتابها.