done
14 cerita
Blasé ➳ l.s. (persian translation) oleh ohmahreyeah
ohmahreyeah
  • WpView
    Membaca 150,658
  • WpVote
    Vote 25,687
  • WpPart
    Bab 57
من تمومش نمیکنم، تا وقتی که اون مال من شه‌.
SICK [L.S] oleh MakeRainbow
MakeRainbow
  • WpView
    Membaca 12,407
  • WpVote
    Vote 2,022
  • WpPart
    Bab 10
آدم ها کی میخوان بفهمن بزرگترین دشمنشون ذهنشونه؟ ❌شامل مقدار زیادی سلف هارم، حیوان آزاری و قتل =)❌ SHORT STORY Highest ranking : #2 in shortstory
···I'm HeRoiNe··· oleh Don_Mute
Don_Mute
  • WpView
    Membaca 35,822
  • WpVote
    Vote 8,396
  • WpPart
    Bab 28
···Larry Stylinson Action Fanfiction··· من هروئینم, همسر هری ادوارد استایلز اون یه کارآگاهه, ولی, اون کشته شد... به دست تو, تاملینسون! |این ففیک دارای صحنه های خشن,قتل و مرگ,مصرف مواد,اسمات,فحاشی می باشد! استریت نیست!| ,',',',',',',',',',',',',',',',',',',',',',',',',',',',',',',',',',',',' #1_gun #1_shortstory #2_harryandlouis
Neglected  [L.S|M.Preg](Persian Translation) oleh PersianGayVodka
PersianGayVodka
  • WpView
    Membaca 23,812
  • WpVote
    Vote 4,916
  • WpPart
    Bab 10
[Completed] "انقدر همه رو احمق فرض نکن. اون مال من نیست!" جایی که لویی، کسی که توی ارتش مشغول به کاره، به مدت یکسال و نیم مجبور میشه برای خدمت به کشور دیگه بره. و وقتی برمیگرده با یه سورپرایز بزرگ از طرف دوست پسر سابقش هری مواجه میشه. چیزی که به هیچ وجه نمیتونه قبولش کنه... Written by: @realtrishawrites Translated by: @mhd3_mb0odi / @LoutheGolden
SIN(LarryStylinsonAU) oleh S_Larry_S
S_Larry_S
  • WpView
    Membaca 252,075
  • WpVote
    Vote 29,139
  • WpPart
    Bab 40
Original Larry Stylinson (persian AU) for Iranian Larry shippers
ROMEO | L.S oleh YASXTP
YASXTP
  • WpView
    Membaca 24,686
  • WpVote
    Vote 5,459
  • WpPart
    Bab 15
🐈‍⬛ COMPLETED هری یه پسر شیرینه و شهر جدیدی که بهش نقل مکان میکنه باعث میشه گربه‌ی عزیزش حامله بشه، چند تا کینک مخفی داره، از همسایه بی ادبش منتفره و روحیه‌ی کله شقش اونو به سمت کلی دراما میکشونه. 🐈‍⬛ SMUT, LOUIS TOP 🐈‍⬛ PERSIAN TRANSLAT‌ION
Got The Sunshine On My Shoulders [L.S](Persian Translation) oleh PersianGayVodka
PersianGayVodka
  • WpView
    Membaca 139,707
  • WpVote
    Vote 30,095
  • WpPart
    Bab 52
[Completed] پنج سال پیش، هری استایلز برای تبدیل شدن به یک خواننده و هنرمند، زادگاهش رو ترک کرد. هری به اون چه که پشت سرش به جا گذاشت توجه زیادی نکرد- یک زندگی، یک خانواده، و یک همسر... کسی که روزی از خواب بیدار شد و فهمید هری ترکش کرده. و حالا، هری همه چیز داشت: پولدار و معروف بود و همه ستایشش می کردند، از جمله دوست پسرش. اما وقتی حرف جدی شدن رابطه به میان اومد، هری مجبور شد با تمام واقعیت های ناراحت کننده ی گذشته اش رو به رو بشه - و لویی. کسی بود که تمام برگه های طلاقی که هری در طي پنج سال گذشته براش فرستاده بود رو پس فرستاد. ------ H a p p y E n d i n g ------ Written by: @Hattalove (AO3) Translated by: Persian Gay Vodka Team
End Game (L.S) oleh harold_iran
harold_iran
  • WpView
    Membaca 634,060
  • WpVote
    Vote 88,775
  • WpPart
    Bab 77
[ Completed ] من مرده بودم..... اما تو منو زنده کردی که خودت بکشیم.....
worthless [L.S] (Persian translate) oleh Herstylss284
Herstylss284
  • WpView
    Membaca 8,997
  • WpVote
    Vote 1,577
  • WpPart
    Bab 30
[Completed] هشدار!خودآزاری،اختلال در خوردن غدا،افکار خود کشی و مرگ احتمالی‌ شخصیت.اگه نمیتونید از عهدش بر بیاید،عقب نشینی کنید و یه فنجون چایی بخورید. !!!‌ این هشدار رو جدی بگیرید !!! شاید اگه قبل از شروع به گفتن چیزای زشتی که به مردم میگفتیم یه لحظه فکر میکردیم،میتونستیم جون خیلیارو نجات بدیم.شاید اگه یه قدم به جلو برمیداشتید مردم از چیزی که فک میکردید میتونستن شاد تر باشن. هری و لویی،بهترین دوستا؟خب حداقل دیگه نیستن