کلاغ های سفید دوبار مسیر زندگی من رو عوض کردند.
از انتخاب این راه پشیمون نیستم.
ولی در آینده پشیمون میشم؟
زندگیم مثل مدتی که پیش دوست پسرم سیریوس زندگی کردم دوباره آروم میشه؟
به هرحال این مسیریه که من انتخاب کردم و میدونم به هیچ وجه قرار نیست پشیمون بشم.
happyM🌙
ریموس تنها و طرد شده توسط همکلاسیهایش، به ماهسایهها آرزو میکنه تا دوستی پیدا کند که اون رو درک کنه. جالب اینجاست که اون آرزو نه یکبار بلکه سه بار برآورده میشه، توسط دشمنان قدیمیش، غارتگران.
ترجمه فنفیکشن: Casting Moonshadows
توسط: Moonsign
-هی!اگه میخواین درمورد خاطرات زندگیِ شجاعانه من بدونین،این داستانارو بخونین!
-وات د هل پانمدی؟!چرا فکر کردی با وجود جذابیت من اونا باید به خاطر تو داستانو بخونن؟
-خوبه لیلی اینجا نیست وگرنه یه بلایی سرت میومد جیمز!
-ممنونم ریموس که خبر دادی بیام...بزار ببینم چی میگفتین....جیمز!!!بیا اینجا ببینم!!!پیتر!جیمز کجا رفت؟
-آمممم......اگه میخوای بدونی کجا رفته باید این داستانارو بخونی....
-....-_-