Never click suspicious links
Reminder: Wattpad will never ask for passwords, payment information, or other sensitive account security details.
Aaron905's Reading List
37 stories
MOIRA by ParklLoey
ParklLoey
  • WpView
    Reads 1,987
  • WpVote
    Votes 375
  • WpPart
    Parts 8
Title: Moira Genre: Romance | Drama | Angst | Happy End Main Couple: ChanBaek Written by: Silver Loey Update: Every Thursday Status: Ongoing ______________________________ همه‌چیز از یه تصمیم ساده شروع شد. تصمیمی که معمولی به نظر میرسید طوری که کسی فکر نمیکرد بتونه آینده رو جابجا کنه. فاصله‌ی بین درست و غلط همیشه واضح نیست. گاهی فقط یه قدم اشتباه کافیه تا اعتمادها ترک بخورن و رابطه‌ها شکل تازه‌ای پیدا کنن. اینجا هیچ‌چیز سیاه و سفید نیست..خاکستری قطعا تفسیر درست تری برای رابطشونه. دو مرد با گذشته‌ای که رهاشون نمیکنه روبرو میشن و مجبورن بین موندن و رفتن، حقیقت و سکوت، یکی رو انتخاب کنن. هر انتخاب، بهایی داره حتی اگه دیر فهمیده بشه. بعضی راه‌ها فقط یه‌بار اجازه‌ی عبور میدن و وقتی ازشون گذشتی، دیگه هیچ‌چیز شبیه قبل نخواهد بود. بیون بکهیون حاضر بود همه‌چیز رو ببخشه..فقر، سختی، کتک و دعواهای بی‌پایان و حتی شکسته شدن قلبش رو... اما خیانت؟ نه! "- تو یه شب، هم همسرم رو از دست دادم..هم بهترین دوستم." "- و من، هفت ساله دارم تاوان شبی رو میدم که حتی خیانتی اتفاق نیفتاد." ______________________________
Wonderwall by MiyunaBBH
MiyunaBBH
  • WpView
    Reads 48,582
  • WpVote
    Votes 11,046
  • WpPart
    Parts 98
𖦹 ݈݇-𖢖⃟💸ᴡᴏɴᴅᴇʀᴡᴀʟʟ ༆꯭ ‌᷍❖‌✨ ڪسی که تا به خودت میای می‌بینی تمام مدت داشتی بهش فکر می‌کردی...شخصی که کاملا شیفتشی... زندگی با نفس کشیدن شروع میشه...یک نفس دردناک که نوزادی که حتی دنیا رو ندیده رو وادار به گریه کردن می‌کنه ولی هیچ‌کس این لحظه رو به یاد نداره...شاید برای همین که همه به قهرمان‌ها و خوب شدن روزها...تموم شدن سختی‌ها و عدالت، مهربونی، امید، لبخند، دوستی و بخشش باور دارن...شاید اگه به یاد داشتن از همون اولش فقط اشک، جیغ و گریه، درد و رنج اولین احساسات بودند...دیگه هیچ‌وقت از احساسات و خوب بودن حرف نمی‌زدن. پارک چانیول یک پسر ساکت بود که فقط به خشم و ترس باور داشت. یک دانشجوی کارشناسی ارشد مکانیک که بدون آرزو، هدف و رویا زندگی می‌کرد..،شاید برای همین بود که رفته بود سراغ ماشین‌ها و چرخ‌دنده‌ها...جایی که چشمش به رنگ قرمز نیفته و اسمی از عشق، قلب، علاقه و شیفتگی نشنوه. بین کیف ابزارش و طرح ساخت ربات‌ها و ماشین‌هاش فقط میشد فلزات نقره‌ای و رنگ خاکستری رو دید...هیچ راهی برای دیدن رنگ سرخ یا به یادآوردن عشق وجود نداشت. همه‌ی این‌ها تا قبل از دیدن پسری بود که انگار از کتاب قصه‌ها و سرزمین رویاها بیرون اومده بود چون حتی چشم‌هاش هم قرمز بود... Couple: chanbaek Genre: fluff, romance, action, smut
My Dearest Taboo! by evie_TM
evie_TM
  • WpView
    Reads 2,410
  • WpVote
    Votes 401
  • WpPart
    Parts 11
- تابوی عزیز من! گه‌گداری که به پشت سرم نگاه می‌کنم، چیزی جز ابرهای سرد و خاکستری نمی‌بینم، شاید بتونم جواب تیزی و گستاخی روزهای سرد رو بدم اما باهات عهد بستم که زیر پای سیب‌های پرنس‌چارمینگ قلبم مخفی‌ات نکنم. این یه قرار مخفیانه بین من و توعه، چون می‌خواستم بگم، هر موقع که دست‌هاش روی جسممه حسش می‌کنم، تپش قلبم رو می‌گم! که وقت و بی‌وقت بهم یاد‌آوری می‌کنه چقدر برای دنیا بزرگ و عجیب و غریب هستم. مثل یه تابوی بزرگ وسط میدان راه می‌رم و به خودم مدام می‌گم چیزی نشده، از پس این هم می‌تونی بر بیای. فقط باید با کروزرت و زمزمه‌های قشنگ مرد تماشاگرت به مقصد برسی. راستش تابوها توی جامعه طبقه‌بندی شده نیستن؛ اما همیشه با بی‌رحمی به گونه‌هام سیلی زدن تا مثل آدم‌بزرگ‌ها رفتار کنم. ولی تابوی عزیز من، قول می‌دم از این به بعد خوب ازت مراقبت کنم. یک‌جای دنج بذارمت و اجازه بدم دست نوازش اون انگشت‌های باریک روی سر جفتمون بشینن و از دنیا، بزرگی و زشتی‌اش، توی دنیای تخیلی و دارچینی‌اش غرق بشیم. راستش رو بخوای حتی نمی‌تونم این نامه‌ی بین خودمون رو به ددی نشون بدم. نپرس چرا، این فقط یه رازه بین من و تو... Fiction Name: My Dearest Taboo! Genre: Romance, Fluff, Daddy Kink, Smut, R Couple: Baekyeol ~ Status: On going~ By Evie Frye~
Ruin by MiyunaBBH
MiyunaBBH
  • WpView
    Reads 1,321
  • WpVote
    Votes 399
  • WpPart
    Parts 15
روزمرگی عشق انتخابی ‌اجبار لحظات تنهایی رنگ پریدگی صورت لبخند شبگردی اشک تو کوچه‌های خواب پیری چروک امید وارونگی دمای قلب ︶𝆺𝅥⏝𝆹𝅥︶ever𖢅never︶𝆹𝅥⏝𝆺𝅥︶ ‌ چانیول نمی‌دونست دادن چه اسمی می‌تونه به دفتر خاطراتش درست باشه. اون هنوز برای هرچیزی اول عشق بود. قلمش موقع نوشتن عشق تو بالاترین نقطه‌ی اولین صفحه‌ی زندگیش، بین انگشت‌های خشکش گیر کرده بود و هرچی به مچ دستش نگاه می‌کرد، نمی‌تونست بفهمه چطور باید حرکتش بده. رشته‌های ندیدنی عشقی که همیشه تو رگ‌هاش سرگردون بود و بی‌خانمان می‌موند تا همه جا باشه و هیچ جا نباشه؛ دوباره زمانش رو متوقف کرده بود تا با کلمه‌ی بهتری داستان رو شروع کنه و دوباره اون همه رنجش و اذیت و فشار رو تحمل نکنه ولی اون کلمه چی بود؟! اگه عشق اولین انتخاب نبود پس چی بود؟! 𔐬couple: chanbeak 𔐬Genre: romance, action, fluff 𔐬‌꯭‌⃫🔞NC+18 شاید بکهیون!!!
Dukkha by MiyunaBBH
MiyunaBBH
  • WpView
    Reads 83,799
  • WpVote
    Votes 17,478
  • WpPart
    Parts 107
رنج: Dukkha بودا می‌گوید: «زائیده شدن رنج است؛ پیری رنج است؛ بیماری رنج است؛ مرگ رنج است؛ اندوه، زاری و درد، پریشانی و ناامیدی رنج‌اند. نرسیدن به آن شخص که دوست می‌داری رنج است.» این تنها خاطره‌ای که از مادرم دارم. همین جملات تنها چیزی‌هایی بودند که از مادرم برای من مونده بود. نه چهره... نه صدا... نه عطر... نه نوازش... نه تشویق... نه تنبیه... نه انگیزه... نه امید... نه عشق... فقط یک دست نوشته‌ی قدیمی... یک یادگار کهنه... اگه این رنج نیست پس چیه؟ من رو آيتنه (āyatana) صدا می‌زنن...یعنی دریچه‌ی ظهور رنج. G̶̶E̶̶N̶̶R̶̶E̶̶: Romance, Criminal, Psychology, Happy, smut C̶̶O̶̶U̶̶P̶̶L̶̶E̶̶: Chanbaek داستان دو فاز داره پس حتما توضیحات قبل از پارت اول رو بخونید. اولین بوک از مجموعه‌ی inclination (تمایل، نهاد، شیب، انحراف) دقت کنید که بوک‌ها هرکدوم داستان خودشون رو دارند و هیچ ربطی به همدیگه ندارند.
🌵Wanderlust🌵 by SilverBunny6104
SilverBunny6104
  • WpView
    Reads 18,617
  • WpVote
    Votes 5,522
  • WpPart
    Parts 5
🥀 [ • خلاصه داستان • ] 🥀 شناختن یکی چقدر زمان میبره؟ یه ماه؟ چندسال؟ وقتی با تمام وجود تشنه شناخت یکی هستی و فرصتی نداری باید چیکار کرد؟ بکهیون یه مستندساز جوونه که همراه تیمش برای ساخت یه مستند درباره تاثیر طوفان‌های بومی امریکا روی زندگی مردم اومده به ایالت متحده. ولی تو یه بدشانسی پاسپورت و ویزاش رو از دست میده و از تیمش جا میمونه و باید تقریبا دوهفته برای گرفتن مدارک جدیدش صبر کنه. ولی این روزها با اشناییش با یه پسر جوون به اسم لوئی که زندگی کولی‌واری داره و تو یه تریلر زندگی میکنه سریع‌تر میگذره و تاثیری روش میذاره که تا همیشه قراره عوضش کنه...🚎 #کامل #چندشاتی 🥀"وقتی پیدات کردم برای اولین بار تو زندگیم خواستم سفر کنم."🥀 🍂"وقتی پیدات کردم برای اولین بار تو زندگیم دلم یه خونه خواست."🍂 🚎 کاپل : چانبک 🚎 ژانر : رمنس.درام.اسمات.انگست 🚎 محدودیت سنی : 18+ 🚎 نویسنده : SilverBunny
The Silent Court of Perfumes  by MiyunaBBH
MiyunaBBH
  • WpView
    Reads 18,287
  • WpVote
    Votes 4,918
  • WpPart
    Parts 21
‌꯭‌⃫❴❥ بدون عطر₊⊹˚ بدون صدا♫♩❵‌ دنیای اونا دو بخش داشت. گرگ‌هایی با ظاهر انسان که عطرها قدرت‌شون بودن. انسان‌هایی که تنها قدرت‌شون زندگی بود. درحالیکه عطرها آواز می‌خوندن و از احساسات ترانه داشتن، دنیا پلیدانه برای اون حکم سکوت داده بود. و کی جز یه قاضی می‌تونست حکم‌ها رو بشکنه؟! ‌꯭‌⃫❴❥𝘾𝙊𝙐𝙋𝙇𝙀: Chanbaek, Hunhan❵‌ ‌꯭‌⃫❴❥𝙂𝙀𝙉𝙍𝙀:Romance, Omegavers, Fluff, Smut❵‌ ‌꯭‌⃫❴❥NC+18❵‌
Nyctophilia by MiyunaBBH
MiyunaBBH
  • WpView
    Reads 21,524
  • WpVote
    Votes 3,748
  • WpPart
    Parts 48
به قدری دور از رودخانه‌ی سن و به قدری بالاتر از سطح شهر که بشه ایفل رو درحال چشمک زدن دید، ویلای شیشه‌ای موسیو پارک چانیول قرار داشت. مردم پاریس می‌گفتن خونه‌ی موسیو شب‌ها نامرئی میشه. می‌گفتن خود موسیو هم می‌تونه با سایه‌ها یکی بشه. موسیو پارک مردی با چشمانی همرنگ گردبادِ زمردین بود. تنها. عطرسازی جوان و مدیرعاملی جوان‌تر. مردی که گویا تجسم سکوت به رنگ سیاه بود. مردی که گویا فقط با عطر، قلب یخیش و نگاه منجمدش کمی شبيه به زنده‌ها میشد. موسیو پرده‌های خونه‌اش رو کنار نمی‌زد. دسته گل‌ها و ماکارون‌های سیاه سفارش می‌داد و از روزی که دستور داد یه پیانوی شیشه‌ای براش بسازن، گاهی سایه‌ای از لبخندش رو میشد بعد از آخرین نوت موسیقی نیمه‌شب دید. مردم شهر ندیده بودن اما می‌گفتن موسیو دیگه تنها نیست. درست از کریسمس سالی که موسیو تصمیم گرفت جایی جز خونه‌اش برای شب تولدش باشه. 𝅘𝅥𝅱‌ 𝑪𝑶𝑼𝑷𝑳𝑬𓍯𓂃: Chanbaek 𝅘𝅥𝅱‌ 𝑮𝑬𝑵𝑹𝑬𓍯𓂃: Forced Married, Dark, Romance 𝅘𝅥𝅱‌𓍯𓂃:🔞NC +18 آخرین کتاب از مجموعه‌ی inclination (تمایل، نهاد، شیب، انحراف)
Drown 🎻 [Chanbaek] by theWHITEstoryteller
theWHITEstoryteller
  • WpView
    Reads 52,953
  • WpVote
    Votes 19,345
  • WpPart
    Parts 34
کتاب سوم از ششگانه‌ی 'بکهیون' جلد اول از کتاب سوم: نیویورک FICTION : Drown - مغروق COUPLE : چانیول و بکهیون 🎻 GENRE : رمنس، روزمره، اکشن، اسمات SUBGENRE : مافیایی AUTHOR : #صفید EDITOR : ترنم Nc-20 READ ON : چهارشنبه مغروق؛ نیویورک و پس‌ از‌ آن داستان: پارک چانیول فقط ۲۱ ساله بود که توی اون اقیانوس ناشناخته و عجیب غرق شد و بیون بکهیون قصدی برای غرق‌کردنش نداشت و وقتی که به خودش اومد، دید داره به مرگِ ویولنیست جوان لبخند می‌زنه. شش‌گانه‌ی #بکهیون آیدی در تلگرام: Author @TheWhiteOne Channel @panne_fiction
whip music  by MiyunaBBH
MiyunaBBH
  • WpView
    Reads 7,784
  • WpVote
    Votes 926
  • WpPart
    Parts 9
◄↨»✾✃⃟❪❪ ᵂᴴᴵᴾ ᴹᵁˢᴵᶜ ❫❫⃟✁✾«↨► نوت و شلاق... سابسیمو و دامینیت... عشق و شهوت... بوس و شیطنت... جرقه‌های عشق همه‌جا سر و کله‌شون پیدا میشه حتی داخل خود آتیش... چانیول روزی که یتیم خونه رو ترک کرد و تمام پولش رو داد یک گیتار تا با آهنگ زدن زندگیش رو بسازه... اصلا فکرش رو هم نمی‌کرد زندگی یکهو بشه براش نوازنده و موسیقی عشق...تنها یک جز از هزاران قسمت خوشبختیش باشه... اون رد خُرده نوت‌های موسیقی رو روی یک کت سیاه گرفت و آخرش به جایی رسید که جای راه رفتن تو مسیر عشق...بوسه بره روی تن تجسم ضربان قلبش... بکهیون فکرش رو هم نمی‌کرد وقتی همیشه کت‌های بلند روی شونه‌اش می‌ندازه تا گرم بشه، یک روز گرما رو ببینه که داره بهش لبخند می‌زنه. براش آهنگ می‌زنه و دل‌گرم و سرگرمش می‌کنه.انکارش نمی‌کرد...اون زودتر عاشق شد ولی دیرتر عاشقی کرد... ¢໐นplē: baekyoel/chanbaek (ورس) 𝙜𝙚𝙣𝙧𝙚:since of life, romance, smut, BDSM, +21 𝙖𝙪𝙩𝙝𝙤𝙧: ‌Miyuna Ӂ: ◄↨»✾✃⃟❪❪ ᵂᴴᴵᴾ ᴹᵁˢᴵᶜ ❫❫⃟✁✾«↨►