بهترینهای زری 💛💚
9 قصص
Infinity [Zarry] بقلم ZarryForeva14
ZarryForeva14
  • WpView
    مقروء 347,072
  • WpVote
    صوت 17,998
  • WpPart
    فصول 58
"What Is Past Is Prologue" - William Shakespeare Highest Rankings: #1 in amnesia #2 in kidfic #3 in annesia #320 in Fanfiction ⇥0SaPH5RV⇤
FORGET  بقلم zaymooo
zaymooo
  • WpView
    مقروء 4,995
  • WpVote
    صوت 1,289
  • WpPart
    فصول 30
به راستی فراموشی چیست... گرفتن یک انسان از خاطرات یا متلاشی کردن لحظات تعفن آمیز و درد منشانه در حیات همان انسان ؟ آیا فراموشی از دست دادن مرور شگفتی بال های پروانه یا عطش سقوط در اتمسفر عشق است؟ حقیقت فراموشی چیست؟ غیر از این است که حقارت زمان را در بند میپیچد و در فریاد ناپیدای روح خویشن را دفن میدهد؟ فراموشی ... مگر به یاری شیطان آمد روزی که به فرار از تمام داشته هایش راضی شد و سلطنتی زمینی برای خودش مفهوم داد؟ اما من میدانم فراموشی به راحتی فراموش شدن نیست! میدانم کابوس هایم باید تمام شوند، میدانم زخمهای عمیق باید در واپسین لحظات مرگ مانند باد کوهستان رها شوند، میدانم نهایت دست وپا زدن جز غرق شدن نیست،میدانم روزها باید بگذرند، میدانم که نباید تورا دوست داشته باشم، اما من با این مغز وارونه که تمام نشدن ها را به عینیت تبدیل میکند چه کنم؟ چاره ی فراموشی مگر با پاک کردن و پاک شدن از هر آنچه که رویش سایه افکنده ای ممکن نخواهد بود. پس تو نیز با من به درون من سقوط کن که ته مانده ای فراموشی از خاکستر ما باقی بماند.
𝕲𝖔𝖑𝖉𝖊𝖓 𝕮𝖆𝖗𝖉𝖎𝖌𝖆𝖓 ᶻ.ˢ بقلم ela_stylik25
ela_stylik25
  • WpView
    مقروء 53,621
  • WpVote
    صوت 8,533
  • WpPart
    فصول 30
عزیزم منو تو متعلق به ستاره‌هاییم،چون ستاره‌ها تا ابد کنار هم زنده می‌مونن و من میخواهم تمام بی‌نهایت‌هامو صرف تو کنم‌. a rainy journey from the autumn.. 𝐆𝐎𝐋𝐃𝐄𝐍 𝐂𝐀𝐑𝐃𝐈𝐆𝐀𝐍 25 April 2021
Zero point | zarry stylik | بقلم zarryfav
zarryfav
  • WpView
    مقروء 6,699
  • WpVote
    صوت 1,338
  • WpPart
    فصول 17
نقطه ی صفر.. نقطه ی شروع ما...!
Mental || Zarry | Complete بقلم 1DFanFic_iran
1DFanFic_iran
  • WpView
    مقروء 60,937
  • WpVote
    صوت 8,345
  • WpPart
    فصول 42
" من ديوونه نيستم .. من فقط زياد عصبى ميشم " ( Zarry Stylik AU ) [ Persian Translation] copyright © 2014 all rights reserved, kryptomike
relax  (ترجمه ) بقلم elinah111
elinah111
  • WpView
    مقروء 113,285
  • WpVote
    صوت 10,175
  • WpPart
    فصول 44
عاشق دشمن شدن بخشی از برنامه نبود این قرار نیست پایان خوشی داشته باشه
Art & Coffee |Persian translation| بقلم callmebiscuit
callmebiscuit
  • WpView
    مقروء 9,927
  • WpVote
    صوت 1,676
  • WpPart
    فصول 22
اون عادت داشت که از هر چیزی که به نظرش بی نظیر میومد، عکس بگیره؛ اینکارو به اجبار انجام نمیداد و همین مهم بود. از یه منظره زمستونی با جزئیات ساده،یه میوه،یه دسته گل یا حتی یه صورت نرم و ابریشمی. زیبایی دنیا توی تمام چیزایی پیدا میشد که میتونست زندگی‌‌رو ارائه بده. پشت لنز دوربینش قایم شده بود،بین این انبوه ناشناخته اونم چیزی به جز یه ناشناس نبود و تنها راه فرارش بدون شک،عکاسی بود. ولی همه به مشکلاتش اهمیت میدادن، به جز کسی که دوستش داشت.
diary of a psycho [zarry] بقلم ellannosaurus
ellannosaurus
  • WpView
    مقروء 7,439
  • WpVote
    صوت 816
  • WpPart
    فصول 15
تنها چیزی که یادم میاد.کوچه ی نیمه تاریک و یه گودال قرمز از خونه... "این تقصیر تو نبوده زین...تقصیر تو نبود.اینو یادت نره.." حرفای اخرش این بود...اخرین حرفاش بهم این بود...که تقصیر من نبوده...ولی اگه اون روز من نمیرفتم تو اون کوچه....... اون روز کی بهم زنگ زده بود؟کی باعث شد برم تو اون کوچه؟کارش چقدر مهم بود؟به اندازه ی جون یه نفر؟! فکر نمیکنم......... zarry stylik au [ completed ] Book 3
Lotus بقلم moons_heart
moons_heart
  • WpView
    مقروء 4,003
  • WpVote
    صوت 756
  • WpPart
    فصول 12
گل نیلوفر نماد مذهب است؛ میپرستمت! نماد زیبایی و پاکی است؛ زیباروی معصوم من. نماد عشق است؛ نماد آن بوسه‌ای که روی لب‌هایم کاشتی...