mmmbts1413's Reading List
20 story
The Inception Of Nikita | Vkook | Completed  بقلم Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    مقروء 104,392
  • WpVote
    صوت 16,707
  • WpPart
    أجزاء 97
┊Summary: همه چیز از جایی شروع شد که اونها برای نجات نسل خودشون از آخرالزمانی که در مسیر وقوع بود، تصمیم به ترک سیاره‌شون گرفتن...و این آغاز و پایان همه چیز بود! ┊Teaser: _ انقدر دروغ نگو آلیا...خون بینیت کم میاد. با شرارت لبخندی زد و به دیوار های سرد اتاق خیره شد: _ من و به این اسم صدا نکن کاپیتان اگرنه به فرعون خوفو میگم به جای غرق کردنت توی رود نیل، گردنت و بزنه! دوباره دستهاش رو بالا آورد و تکه ای از موهای بلندی که باز هم باز شده بودن رو به دست گرفت: _ باشه شاهزاده نیکیتا، ولی چه فرقی داره توی رود نیل غرق بشم یا گردنمو بزنن؟ قراره توی تاریخ بنویسن کیم تهیونگ به خاطر سوگلی فرعون کشته شد... پیج نویسنده: @sylvie_fic The Inception Of Nikita 🪐💙 genre: Secret Couple: Vkook Sub Couple: Hopemin Writter: Sylvie 🌱 up: Saturday Telegram: @papacita_01
kpop memes بقلم chil_chil
chil_chil
  • WpView
    مقروء 8,958
  • WpVote
    صوت 1,340
  • WpPart
    أجزاء 9
هر فندومی یه سری عکس درون فندومی دارن که به هیچچچ کس دیگه ای نمیتونن نشونش بدن😂😂 این بوک، جای این عکساس! میما و عکسای فان از گروهای مورد علاقتو اینجا پیدا میکنی! به درد بیبی کیپاپرا ام میخوره...یه جورایی یختون آب میشه! به دوستاتون معرفیش کنید! این یه دستوره! سارانگه *-*
Fly to the moon [ moonsun ] بقلم sunstar_z
sunstar_z
  • WpView
    مقروء 337
  • WpVote
    صوت 55
  • WpPart
    أجزاء 1
𝖲𝗐𝖾𝖾𝗍 𝖽𝖺𝗒 بقلم Meow_meowlil
Meow_meowlil
  • WpView
    مقروء 11,255
  • WpVote
    صوت 2,377
  • WpPart
    أجزاء 42
-یونگسان برای کار به اون شرکت رفته بود...اما الان تنها دلیل موندنش در اونجا مونبیوله!- -رومنس ، اسمات -کامل شده
Moscow | Hopemin Completed بقلم Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    مقروء 110,533
  • WpVote
    صوت 16,961
  • WpPart
    أجزاء 23
_میدونی دوست نداشتنت مثل چیه؟ _مثل این میمونه که دریارو از ساحل بگیرن چون از ساحل بدون دریا فقط یه کویر میمونه...🌊 خلاصه: مسکو داستانی عجیب از زندگی خون آشام هاییه که سرنوشت خودشون رو انتخاب کردن... طبق قوانین جدیدی جهان به دو بخش تقسیم میشد...شمال برای خون آشام ها و جنوب برای انسان ها... اما چی میشد اگه سرنوشت برده ای فرستاده شده از جنوب با سرنوشت خون آشام پر رمز و رازی که پسرخوانده ی شهردار مسکو بود گره میخورد؟ چه جنگ هایی قرار بود بر سر خون این پسر راه بیوفته؟ داستان پر فراز و نشیب مسکو رو بخونین... پیج نویسنده: @sylvie_fic کاپل:🔹️هوپمین_ویکوک🔹️ نویسنده: Sylvie 🌱 ژانر:سوپر نچرال،ومپایر،رمنس،اسمات 🔞⛔ پ ن: وجود برخی از ابهامات در مورد شهر مسکو کاملا طبیعیه و به دلیل نبود اطلاعات کافی در سایت های ایرانی ممکنه نویسنده ایراد هایی در متن داستان داشته باشه، اما تمامی مکان ها و شهر ها کاملا واقعی هستن.
No More Drama [Moonsun] بقلم nilooarmy44
nilooarmy44
  • WpView
    مقروء 661
  • WpVote
    صوت 102
  • WpPart
    أجزاء 2
دختری که تمام فکر و ذهنش روی درس و موفقیتش بود، حالا عاشق فردی شده بود که حتی اسمش رو هم نمیدونست...!
Black After Black (moonsun) بقلم sunstar_z
sunstar_z
  • WpView
    مقروء 1,729
  • WpVote
    صوت 393
  • WpPart
    أجزاء 10
تنها چیزی که میخوام اینه که چشماشو ببینم . میخام تصویری که ازش توی ذهنم ساختم واقعی باشه. دوس دارم بدونم وقتی میخندم اونم لبخند رو لباش میاد؟ یا وقتی بهش میگم دوسش دارم مث من چشاش برق میزنه؟
HURT ME IRIS بقلم paramisiua
paramisiua
  • WpView
    مقروء 705
  • WpVote
    صوت 120
  • WpPart
    أجزاء 4
ایریس الهه ی رنگین کمان. تو هم برای من همانند ایریس بودی. ولی ایریسی که ۷ رنگش را با یک رنگ تعویض کرده بود تا همیشه هم رنگ من بماند .ولی آن رنگ سیاهی مطلق بود که باعث شد برای همیشه توی سیاهی شب محو شود!
First Love [Moonsun] بقل�م Adler7000
Adler7000
  • WpView
    مقروء 4,175
  • WpVote
    صوت 668
  • WpPart
    أجزاء 21
دختری که پدر و مادرش را طی یک عملیات تروریستی از دست می ده. الان او یک دختر ۲۷ سالست که به دنبال پیدا کردن قاتل پدر و مادرش یک کارگاه شده اما او نمی دونه که با دختری طی این مسیر آشنا می شه که زندگیش را کاملا عوض می کنه... اسم: عشق اول (first love) کاپل اصلی: مونسان کاپل فرعی: جنلیسا، ویکوک وضعیت: در حال آپ روز های آپ: نا معلوم
𝖨𝗇 𝗍𝗁𝖾 𝗅�𝖺𝗇𝖽 𝗈𝖿 𝗒𝗈𝗎𝗋 𝗁𝖾𝖺𝗋𝗍 بقلم Meow_meowlil
Meow_meowlil
  • WpView
    مقروء 2,880
  • WpVote
    صوت 528
  • WpPart
    أجزاء 29
" همونطور که ماه بدون خورشید دووم نمیاره،من‌هم بدون یونگسان دووم نمیارم " -فانتزی ، رومنس ، تخیلی -کامل شده